به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در روزشمار هفته سلامت، ۲۸ اردیبهشت به نام «خود مراقبتی و سلامت روان مبتنی بر دانش» ثبت شده است. شعار امسال «سلامت پایدار با علم و اقتدار، ایران ماندگار» در شرایطی انتخاب شده که کشور جنگهای اخیر را پشت سر گذاشته و هنوز زخمهای روانی آن التیام نیافته است. این گزارش نه یک مرور تکراری از توصیههای همیشگی، که تلاشی است برای واکاوی این پرسش: چرا با وجود همه آگاهیها، هنوز نمادهای سلامت روان را جدی نمیگیریم؟
خودمراقبتی مبتنی بر دانش چیست؟
خودمراقبتی، مفهومی فراتر از رعایت نکات بهداشتی ساده است. سازمان جهانی بهداشت، سلامت روان را «حالتی از بهزیستی روانی تعریف میکند که افراد را قادر میسازد با استرسهای زندگی کنار بیایند، تواناییهای خود را شکوفا کنند، به خوبی یاد بگیرند و کار کنند و به جامعه خود کمک کنند».
خودمراقبتی مبتنی بر دانش، یعنی افراد با تکیه بر اطلاعات علمی و معتبر، توانایی مدیریت سلامت جسمی و روانی خود را به دست آورند. این رویکرد، افراد را از مصرفکننده منفعل خدمات سلامت به کنشگرانی فعال و آگاه تبدیل میکند.
چرا امروز خودمراقبتی روانی ضروری است؟
تجربه جنگهای اخیر، آثار عمیقی بر سلامت روان جامعه بر جای گذاشته است. کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند تأثیرات روانی جنگ، محدود به دوران درگیری نیست و میتواند سالها پس از پایان بحران نیز ادامه یابد.
مدیرکل بهزیستی استان مرکزی در یادداشتی به مناسبت هفته سلامت، خودمراقبتی آگاهانه را راهبردی کلیدی در ارتقای سلامت عمومی، سلامت روان و سلامت اجتماعی دانسته است. به گفته وی، «سلامت مفهومی چندبعدی فراتر از نبود بیماری است و ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی زندگی انسان را در بر میگیرد».
در این یادداشت آمده است: «خودمراقبتی آگاهانه میتواند نقش مهمی در پیشگیری از مشکلات سلامت، افزایش کیفیت زندگی و تقویت تابآوری فردی و جمعی ایفا کند. رعایت خواب کافی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی منظم، مدیریت استرس، کاهش عوامل آسیبزا و مراجعه بهموقع به متخصص از مهمترین مؤلفههای خودمراقبتی به شمار میرود».
تأثیرات روانی بحران و ضرورت آگاهی
جنگ، تأثیر عمیقی بر تمام جنبههای زندگی دارد و مشکلات فراوانی برای افراد ایجاد میکند. در چنین بحرانهایی، بسیار مهم است که بتوانیم به خود و اطرافیانمان کمک کنیم تا بهتر با سختیها کنار بیاییم.
از جمله تأثیرات روانی جنگ بر افراد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
افسردگی: در این حالت فرد احساس بیارزشی، گناهکاری و ناامیدی دارد و در موارد حاد ممکن است دچار اختلالات غذا خوردن شود.
اضطراب: این حس دلیل روشنی ندارد. پس از جنگ معمولاً سطح اضطراب در بین مردم به شدت افزایش پیدا میکند.
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): نوعی واکنش روانی شدید به تجربههای هولناک که میتواند زندگی فرد را مختل کند. این اختلال در میان سربازان و بازماندگان جنگ بسیار شایع است، زیرا صحنههای خشونتآمیز، مرگ و ویرانی ضربههای عمیقی بر روان آنها وارد میکند.
این آمار و ارقام نشان میدهد که خودمراقبتی مبتنی بر دانش، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر است.
خودمراقبتی روانی؛ مراقبت از خود برای مراقبت از دیگران
مدیرکل بهزیستی استان مرکزی با تأکید بر سلامت روان و اجتماعی، توجه به احساسات، شناخت علائم فرسودگی، گفتوگو با افراد قابل اعتماد و بهرهگیری از خدمات تخصصی در صورت نیاز را از اقدامهای مؤثر و ضروری در این حوزه برشمرده است.
در این یادداشت همچنین آمده است: «سلامت اجتماعی یکی دیگر از ارکان اصلی سلامت انسان است. احساس تعلق اجتماعی، روابط سالم و محترمانه، مشارکت مؤثر در جامعه، حمایت متقابل و برخورداری از محیطی امن و عادلانه، زمینهساز ارتقای سلامت اجتماعی بوده و ضعف در این حوزه میتواند به انزوا، تنشهای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی منجر شود».
خودمراقبتی روانی، نه یک اقدام خودخواهانه، بلکه یک مسئولیت اجتماعی است. کسی که از سلامت روان خود مراقبت میکند، میتواند پناهگاهی امن برای دیگران باشد و در بحرانها، نقش یک تکیهگاه عاطفی را ایفا کند.
راهکارهای عملی برای خودمراقبتی مبتنی بر دانش
کارشناسان حوزه سلامت روان، راهکارهای متعددی برای حفظ آرامش و تابآوری در شرایط بحرانی ارائه دادهاند:
۱. پذیرش واقعیت و مدیریت افکار: نخستین گام برای حفظ آرامش در بحران، پذیرش واقعیت است. انکار شرایط یا امیدواری کاذب به بازگشت سریع وضعیت، اغلب باعث افزایش تنش و اضطراب میشود. تمرکز بر چیزهایی که در کنترل فرد است، میتواند حس کارآمدی را بازگرداند.
۲. مدیریت ورودیهای اطلاعاتی: در عصر حاضر، دسترسی به اخبار و تصاویر ویرانگر جنگ، بهویژه از طریق شبکههای اجتماعی، میتواند باعث تشدید اضطراب و ایجاد ترسهای بیپایه شود. بهتر است زمان مشخص و محدودی را به دنبال کردن اخبار از منابع معتبر و رسمی اختصاص دهیم و از دنبال کردن شایعات یا مشاهده تصاویر خشن خودداری کنیم.
۳. تقویت ارتباطات اجتماعی: انسان موجودی اجتماعی است و تنهایی در زمان ترس و خطر، اضطراب را چندین برابر میکند. صحبت کردن با اعضای خانواده، دوستان یا همسایگان و به اشتراک گذاشتن احساسات و نگرانیها، به کاهش بار روانی کمک میکند. حمایت عاطفی گروهی و احساس تعلق به یک جامعه، به افراد یادآوری میکند که تنها نیستند.
۴. مراقبت از بدن: در زمان بحران، استرس فیزیولوژیکی بدن افزایش مییابد و نیاز به مراقبت بیشتر از بدن پیدا میشود. تغذیه مناسب، خواب کافی و فعالیت بدنی منظم به تنظیم هورمونهای استرس و تقویت سیستم ایمنی کمک میکند.
۵. حفظ روالهای عادی زندگی: حتی پختن یک وعده غذایی گرم، خواندن یک کتاب، یا بازی کردن کودکان، نوعی اعلام استقلال در برابر هرجومرج است. این روالها به مغز سیگنال میدهند که هنوز زندگی عادی و قابل پیشبینی وجود دارد.
۶. تمرینات آرامسازی و ذهنآگاهی: تمرینات تنفسی عمیق، مدیتیشن، یوگا و تمرکز بر لحظه حال، به فرد کمک میکند تا از چرخه افکار منفی و نگرانیهای آینده رها شود. وقتی ذهن درگیر ترسهای آیندهنگرانه است، تمرکز بر تنفس و بدن، به بازگشت به لحظه حال کمک کرده و اضطراب را کاهش میدهد.
۷. تکنیک تنفس عمیق برای کاهش استرس فوری: کارشناسان توصیه میکنند هر زمان که احساس کردید دچار استرس شدهاید، چند لحظه توقف کنید و از جریان روزمره زندگی فاصله بگیرید. نفس عمیق بکشید و هنگام بازدم تصور کنید در حال بیرون راندن استرس و افکار منفی هستید. این کار ساده اما مؤثر میتواند به بازگشت آرامش کمک کند.
۸. ذهنآگاهی برای حفظ سلامت روان: ذهنآگاهی به معنای تمرکز آگاهانه بر لحظه حال و پذیرش آن چیزی است که اکنون در حال تجربه آن هستید. در شرایط سخت مانند جنگ، این تمرین میتواند به کاهش اضطراب و بازگشت آرامش درونی کمک کند. ذهنآگاهی یعنی نسبت به افکار، احساسات و واکنشهای خود در برابر وقایع تلخ و دشوار آگاه باشید و به جای سرکوب یا نادیده گرفتن، آنها را با نگاهی پذیرا و واقعگرایانه مدیریت کنید.
۹. حفظ امید به آینده: حفظ امید به معنای خوشبینی کورکورانه نیست، بلکه باور به توانایی انسان برای بقا، سازندگی و بازسازی پس از بحران است. این امید، نیروی محرکهای است که افراد را به ادامه دادن و تلاش برای بهبود شرایط ترغیب میکند.
نقش رسانهها در ارتقای خودمراقبتی مبتنی بر دانش
۲۷ اردیبهشت، یک روز قبل از نامگذاری «خود مراقبتی و سلامت روان مبتنی بر دانش»، با عنوان «رسانه و ترویج علمی فرهنگ سلامت» نامگذاری شده بود.
این همجواری عنوانها نشان از درک عمیق اهمیت نقش رسانه در ارتقای سواد سلامت جامعه دارد. رسانهها میتوانند با ارائه اطلاعات علمی، دقیق و بهموقع، به مردم در مدیریت بحرانهای روانی کمک کنند. از سوی دیگر، پرهیز از بزرگنمایی تهدیدها، شایعهسازی و تصویرسازی منفی، مسئولیتی است که رسانهها در قبال سلامت روان جامعه بر عهده دارند.
امروز فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که سلامت روان، بنیانیترین سرمایه هر جامعه است. جامعای که افراد آن از سواد سلامت کافی برخوردار باشند و بتوانند با تکیه بر دانش، از خود و دیگران مراقبت کنند، در برابر بحرانها تابآورتر خواهد بود.
خودمراقبتی مبتنی بر دانش، یعنی درک این نکته که مراقبت از سلامت روان، نه یک اقدام خودخواهانه، بلکه یک مسئولیت اجتماعی است. و در شرایطی که کشور بحرانهای متعددی را پشت سر گذاشته، این مسئولیت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
مدیرکل بهزیستی استان مرکزی در پایان یادداشت خود آورده است: «تقویت سواد سلامت و آموزش خودمراقبتی میتواند جامعهای سالمتر، همدلتر و توانمندتر شکل دهد؛ جامعهای که در آن افراد نهتنها از سلامت جسمی و روانی خود محافظت میکنند، بلکه در بهبود روابط اجتماعی و ارتقای سرمایه اجتماعی نیز نقش فعال دارند».
امید که با تکیه بر دانش و آگاهی، بتوانیم جامعهای تابآور، سالم و پویا بسازیم؛ جامعهای که در آن هیچ کس در مسیر سلامت روان تنها نماند.