کد خبر: 26218
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۰
تاب آوری خانواده

در شرایطی که جهان معاصر با بحران‌های هویتی و تزلزل در بنیان‌های انسانی مواجه است، کارشناسان حوزه خانواده بر این باورند که نهاد خانواده در جامعه ایرانی اسلامی، نه‌تنها یک واحد اجتماعی، بلکه مهم‌ترین کانون تولید قدرت نرم و تاب‌آوری ملی به شمار می‌رود؛ نهادی که تضعیف آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک آسیب اجتماعی به‌همراه داشته باشد.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در میانه تحولات پیچیده جهانی و تشدید فشارهای اقتصادی و فرهنگی، نقش خانواده در حفظ انسجام اجتماعی و تقویت بنیان‌های هویتی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. خدیجه احمدی بیغش، کارشناس حوزه خانواده، در گفت‌وگویی با تأکید بر این موضوع، خانواده را «قرارگاه فرماندهی تربیت» و هسته مرکزی شکل‌گیری قدرت نرم در جامعه اسلامی ایرانی توصیف می‌کند.

به‌گفته وی، یکی از مهم‌ترین کارکردهای خانواده، پرورش «تاب‌آوری» در سطوح فردی و اجتماعی است؛ مفهومی که فراتر از تحمل سختی‌ها، به معنای توانایی بازگشت به تعادل و حتی تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها تعریف می‌شود. در این چارچوب، خانواده نخستین محیطی است که فرد در آن صبر فعال، مقاومت آگاهانه و مدیریت بحران را تجربه می‌کند.

این تحلیل نشان می‌دهد که تاب‌آوری ملی، پدیده‌ای مستقل از ساختارهای کلان نیست، بلکه برآیند مستقیم پایداری خانواده‌هاست. جامعه‌ای که خانواده‌های آن بر پایه ارزش‌هایی چون قناعت، ایثار و امید شکل گرفته‌اند، در برابر فشارهای اقتصادی و جنگ روانی، کمتر دچار فروپاشی می‌شود. به بیان دیگر، میانگین استقامت خانواده‌ها، شاخصی تعیین‌کننده برای سنجش تاب‌آوری یک ملت است.

در سطحی عمیق‌تر، احمدی بیغش به پیوند ارگانیک میان خانواده و مفهوم ولایت‌مداری اشاره می‌کند و آن را نه یک موضع صرفاً سیاسی، بلکه یک ویژگی تربیتی می‌داند. به اعتقاد وی، خانواده بستری است که در آن مفاهیمی چون مودت، اطاعت آگاهانه و مسئولیت‌پذیری شکل می‌گیرد و همین مؤلفه‌ها در مقیاس کلان، رابطه میان امت و رهبری را معنا می‌بخشد.

از این منظر، خانواده صرفاً یک نهاد خصوصی نیست، بلکه «کارخانه انسان‌سازی» و زیربنای شکل‌گیری جامعه‌ای منسجم و هدفمند محسوب می‌شود. فردی که در خانواده، درک درستی از نسبت حق و تکلیف پیدا می‌کند، در عرصه اجتماعی نیز در برابر چالش‌ها و تهدیدها، رفتاری مسئولانه و مقاوم از خود بروز می‌دهد.

در ادامه این تحلیل، به نقش راهبردی خانواده در امنیت ملی پرداخته می‌شود؛ جایی که خانواده به‌عنوان «نقطه ثقل» پایداری جامعه معرفی شده و سلامت آن، ضامن سلامت کل پیکره اجتماعی تلقی می‌شود. در چنین نگاهی، تهدیدات فرهنگی و اقتصادی زمانی می‌توانند اثرگذار باشند که بنیان خانواده دچار تزلزل شده باشد.

بر همین اساس، هشدار نسبت به تلاش‌های هدفمند برای تضعیف خانواده نیز مطرح می‌شود. تغییر در الگوهای فرهنگی، کمرنگ شدن نقش مادری، تضعیف اقتدار پدر و گسست نسلی، از جمله محورهایی است که به‌عنوان بخشی از یک پروژه گسترده برای کاهش تاب‌آوری اجتماعی تحلیل می‌شود.

در این چارچوب، پاسداری از حریم خانواده صرفاً یک اقدام فرهنگی یا اخلاقی نیست، بلکه نوعی «پدافند استراتژیک» در برابر تهدیدات نرم به شمار می‌رود. چرا که اختلال در کارکرد خانواده، به‌معنای توقف در انتقال ارزش‌ها و در نهایت، تضعیف انسجام ملی خواهد بود.

در جمع‌بندی این دیدگاه می‌توان گفت که تحقق هرگونه الگوی پیشرفت و حتی شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی، بدون توجه جدی به تقویت بنیان خانواده، امکان‌پذیر نخواهد بود. خانواده، نه‌تنها نقطه آغاز حرکت اجتماعی، بلکه مقصدی است که در آن انسان تراز جامعه تربیت می‌شود؛ نهادی که تقویت آن، تضمین‌کننده آینده‌ای پایدار برای جامعه خواهد بود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

آخرین‌ها