به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ بعضی غذاها انگار برای آرام کردن دل پخته میشوند. شیربرنج یکی از همانهاست؛ سفید و ساده، بیهیاهو و مهربان، لطیف و سبک. وقتی قابلمهٔ شیر روی گاز آرامآرام قل میزند و برنج خیسخورده در آن نرم میشود، بویی در خانه میپیچد که بیشتر از هر چیز، حسِ خانه بودن میدهد. نه تندی دارد، نه زرقوبرق؛ اصلاً اما همان سادگیاش، دلنشینش کرده است.شیربرنج، مثل خیلی از چیزهای خوب زندگی، با حوصله به نتیجه میرسد. برنج را باید از قبل شست و کمی خیس کرد تا سبک شود. بعد با کمی آب بگذارید نیمپز شود و آرامآرام شیر را اضافه کنید. از اینجا به بعد، قصهٔ صبر شروع میشود؛ حرارت ملایم و همزدنهای منظم تا دانههای برنج در شیر باز شوند و بافتی نرم و یکدست بسازند. اگر عجله کنید، ته میگیرد یا بافتش دوندون میماند.نکتهٔ مهم تهیهٔ شیربرنج در همین آرام پختن است. بهتر است شیر را در چند مرحله اضافه کنید تا برنج فرصت کند خودش را با آن هماهنگ کند. کمی شکر، بسته به ذائقه، و در پایان اندکی گلاب یا هل برای عطر.بعضیها دوست دارند کمی خامه هم در لحظهٔ آخر اضافه کنند تا بافتش لطیفتر شود. شیربرنج خوب باید نه خیلی سفت باشد و نه خیلی شل؛ قاشق که در آن میرود، ردش آرام پر شود، اما بافتش همچنان کرمی و نرم بماند.بعد که در کاسهها میکشید، میشود با دارچین رویش گل انداخت یا با مربای گلمحمدی و خلال پسته، رنگی به سفیدیاش داد. همین تضاد سفید با صورتی یا سبز و قهوهای، سادگیاش را زیباتر میکند.اما شیربرنج فقط یک دسر سبک برای افطار نیست. میتوان رساندن کاسهای از آن را بهانهای کرد برای ادای یک مسئولیت خانوادگیِ قدیمی؛ اینکه در میان فامیل و بستگان، حواسمان به حال هم باشد.
شاید در خانواده یا بستگان کسی باشد که دستش کمی تنگتر است، کارش گره خورده، یا بیسروصدا با مشکلی دستوپنجه نرم میکند. شاید از روی عزتنفس چیزی نگوید، شاید لبخند بزند و بگذرد. اما ما اگر چشم و دلِ حواسجمعی داشته باشیم، دردش را میفهمیم.همانطور که شیر در شیربرنج آرامآرام در دانههای برنج نفوذ میکند و آنها را نرم میکند، مهربانی هم باید بیصدا و آرام در روابط فامیلی جاری باشد. گاهی کمک مالی است، گاهی یک معرفیِ ساده برای کار، گاهی خرید بیسروصدا و رساندن یک بستهٔ ارزاق، یا حتی فقط پیگیریِ دلسوزانه و تماس گرفتن و گوش شنوا بودن. مهم این است که «هوای هم را داشته باشیم».چه خوب است وقتی شیربرنج میپزیم و کاسهها را پر میکنیم، سهمی هم برای آن فامیل یا آشنا کنار بگذاریم؛ به بهانهٔ افطار، به بهانهٔ دیدار. شاید همان رفتوآمد کوتاه، فرصتی شود برای فهمیدن حال واقعیاش. برای اینکه اگر باری روی دوشش هست، سبکترش کنیم.بچهها هم وقتی ببینند در خانواده، کمک کردن و پشت هم بودن یک اصل است، یاد میگیرند که فامیل فقط برای مهمانی و عکس یادگاری نیست؛ اصل مسئولیتش برای روزهای سخت است.شیربرنج با آن سفیدی آرامشبخشش، یادمان میآورد که زندگی همیشه پیچیده و پرادعا نیست. گاهی با یک قابلمهٔ ساده و نیتی صادقانه، میشود هم دل خانه را گرم کرد و هم دلِ کسی را که چشمانتظار یک توجه کوچک است.شاید طعم واقعی شیربرنج، همین باشد؛ طعمِ هوای هم را داشتن.