کد خبر: 26014
تاریخ انتشار: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۱
ث

پس از جنگ و بحران‌های اخیر، تصمیم‌گیری‌ها بیشتر بر خسارت‌های اقتصادیِ ملموس متمرکز شده و کمتر به آثار ناملموس بر سلامت عمومی و بار بیماری‌ها پرداخته است. در حالی‌که سازمان جهانی سلامت، سلامت را «رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی» می‌داند و برای سنجش اثر بحران‌ها از شاخص‌هایی مانند **DALY** و **QALY** استفاده می‌کند؛ بنابراین، نادیده‌گرفتن استرس‌های مزمن و پیامدهای روانیِ اجتماعی، در نهایت به کاهش کیفیت زندگی و افزایش بار بیماری‌ها منجر می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ پس از جنگ و بحران‌های یک‌سال اخیر، اولویت سیاست‌گذاری عمدتاً به بررسی خسارات اقتصادی و آسیب‌های آشکار و ملموس محدود شده است. با این حال، پیامدهای ناملموس بحران‌ها بر سلامت عمومی جامعه که آثارشان به‌تدریج بروز می‌کند کمتر در دستور کار تصمیم‌گیری برای پیشگیری قرار می‌گیرد. هرچند برآورد آسیب‌های سلامت‌محور اهمیت بالایی دارد، اما چون این آثار فوری و عیان نیستند، دستگاه حکمرانی معمولاً برای پیشگیری از آن‌ها پیشقدم نمی‌شود.

در ساختار دولت و سیاست‌گذاری کشور، سلامت غالباً به تقویت و گسترش ساختارهای درمانی معنا می‌شود و نگاه سلامت‌محور و پیشگیرانه نسبت به پیامدهای اجتماعی و بحران‌ها بر سلامت عمومی، جایگاه روشنی ندارد. این نگاه در سال‌های اخیر به دلیل خطاهای مدیریتی مبتنی بر تعارض منافع، عملاً به رویکردهای درمانیِ محدود و بیمارستان‌سازیِ سیاسی تقلیل یافته است. حتی در بحران کرونا که حداقل جان ۳۵۰ هزار نفر را در ایران گرفت به‌سبب تأخیر در واردات واکسن و حاشیه‌های مدیریتی، پاسخگویی جدی رخ نداد؛ زیرا سلامت عمومی در بحران‌ها اولویت دستگاه حکمرانی محسوب نشده و نمی‌شود.

سازمان جهانی سلامت، که در ایران گاهی به‌اشتباه با عنوان سازمان جهانی بهداشت معرفی می‌شود، سلامت را «رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی» تعریف می‌کند؛ نه صرفاً نداشتن بیماری یا معلولیت. در کشورهای پیشروِ شادی و سلامت، برنامه‌ها و طرح‌های دولتی نیز با مؤلفه‌های سلامت گره خورده‌اند؛ چون هدف نهایی یک نظام سیاسی جامعه‌محور، افزایش خوشبختی و رفاه شهروندان است و این هدف بدون جامعه‌ای سالم به دست نمی‌آید.

برای ارزیابی سلامت جسمی و روانی جامعه، سازمان جهانی سلامت از ابزارهایی مانند **DALY** و **QALY** استفاده می‌کند. شاخص **QALY** (کیفیت تعدیل‌شده عمر) به مؤلفه‌های متعددی وابسته است؛ از جمله پوشش بیمه و کیفیت نظام درمان، برنامه‌های پیشگیری، توزیع عدالت، حقوق شهروندی، امنیت غذایی، خط فقر و شاخص فلاکت، محیط‌زیست سالم و عوامل محیطی مرتبط. در مقابل، **DALY** معادل «یک سال از دست‌رفته از عمر سالم» است و رابطه مستقیمی با بار بیماری‌ها دارد؛ زیرا از مجموع سال‌های از دست رفته عمر بر اثر مرگ و ناتوانی به دست می‌آید.

در طبقه‌بندی سازمان جهانی سلامت، یکی از ابعاد ناتوانی، آسیب به سلامت روان است؛ که می‌تواند به افزایش بار بیماری‌هایی مانند دیابت، فشارخون، بیماری‌های قلبی‌عروقی، سکته‌های مغزی و حتی روندهایی مثل افزایش کلسترول، چاقی، فرسودگی جسمی، کوتاه‌شدن تلومرها و تسریع پیری زودرس منجر شود. این روندها در نهایت کیفیت زندگی را نیز کاهش می‌دهند.

یکی از عوامل کلیدی اثرگذار بر سلامت روان، **استرس‌های مزمن و مداوم** است. برای نمونه، در پژوهشی سال ۲۰۱۸ در دپارتمان نورولوژی بیمارستان بیجینگ، استرس مزمن به‌عنوان عامل مهم‌تری نسبت به چربی در بیماری‌های قلبی‌عروقی معرفی شد. در پژوهش‌های دیگر نیز نشان داده شده است استرس روزمره می‌تواند باعث ایجاد یا تشدید دیابت شود و حتی به‌صورت موقت فشارخون را بالا ببرد؛ و در مجموع، چنین پیامدهایی نهایتاً شاخص **QALY** را کاهش می‌دهند.

در همین چارچوب، باید به پیامدهای استرس‌های مداوم ناشی از قطع اینترنت و از دست رفتن مشاغل مبتنی بر فضای مجازی توجه کرد؛ به‌گونه‌ای که گفته می‌شود حدود ۱۰ میلیون شهروند از این مسیر کسب‌وکار و منبع امرارمعاش خود را از دست داده‌اند. همچنین قطع ارتباط عاطفی میلیون‌ها نفر در داخل و خارج، و نوعی حصر عمومی دیجیتال ایجاد شده است؛ حتی اخباری مانند «طبقاتی شدن اینترنت» نیز می‌تواند فشار روانی را تشدید کند. هرچند در این حوزه ابزار محاسبه دقیق در اختیار ما نیست، اما می‌توان گفت این وضعیت در یک‌سال اخیر به گسترش خشم اجتماعی و کاهش تاب‌آوری منجر شده و در بلندمدت نیز بر **GBD** کشور اثر خواهد گذاشت.

به نظر می‌رسد سلامت عمومی شهروندان در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و امنیتی جایگاه مشخصی ندارد. حوادث چندساله اخیر نیز این مسئله را تأیید می‌کند: برنامه روشن و اجرایی برای سلامت شهروندان در بلایا و پیشگیری از عوارض بحران‌های مشابه طراحی نشده است.

این بی‌برنامگی از یک سو امید به آینده را کاهش داده و به بی‌انگیزگی نیروی کار و در نتیجه مهاجرت سرمایه‌های اجتماعی و انسانی متنوع دامن می‌زند. از سوی دیگر، به آسیب‌های اجتماعی، کاهش امید به زندگی و افزایش بار بیماری‌ها منجر می‌شود.

در چنین شرایطی، گویی به جای تصمیم عقلانی برای «وصل اینترنت» که در عصر کنونی یک حق شهروندی و زیرساخت توسعه سلامت در دنیا محسوب می‌شود تولید خشم و درگیری آسیب‌زا با سلامت عمومی در دستور کار قرار می‌گیرد. اصولاً برخورد سلبی با پدیده‌های اجتماعی، جز ایجاد بحران جدید و کاهش کیفیت زندگی و تضعیف سلامت جامعه دستاوردی ندارد. مهم‌ترین کارکرد حکومت باید ایجاد زندگی سالم برای شهروندان باشد، نه تولید خشم و ناامیدی و افزایش بار بیماری‌ها و کنار گذاشتن سرفصل‌های سلامت از تصمیم‌گیری‌ها.

بنابراین لازم است تصمیم‌سازی در همه بخش‌ها به‌ویژه حوزه ارتباطات و اینترنت بر مبنای رویکرد سلامت‌محور انجام شود تا سلامت عمومی جامعه بیش از پیش گرفتار تصمیم‌های غیرعلمی نشود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

آخرین‌ها