به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ محمد کرمینیا: ما در عصری زندگی میکنیم که فیلسوفان آن را عصر «فرسودگی» مینامند؛ جایی که مرز میان نیاز و خواسته از بین رفته و ما به بردههای گوشبهفرمان اعلانهای گوشی موبایل تبدیل شدهایم که هر لحظه اراده ما را به سمتی میکشانند. در این میان، رمضان نه یک «محدودیت دینی»، بلکه یک «تکنولوژی رهاییبخش» است.
بیایید صادقانه نگاه کنیم؛ در جهانی که همه چیز بر پایه «بیشتر مصرف کن تا شادتر باشی» طراحی شده، گفتنِ یک «نه» قاطع به غریزیترین نیازهای بیولوژیک (خوردن و آشامیدن)، یک کنش به شدت رادیکال و انقلابی است.
جوان امروزی که به دنبال آزادی میگردد، باید بداند که آزادی واقعی نه در رها کردن افسار خواستهها، بلکه در توانایی «نخواستن» نهفته است. رمضان به ما یاد میدهد که ما کاربر (User) نیستیم که توسط الگوریتمهای شبکههای اجتماعی برای مصرف بیشتر برنامهریزی شده باشیم، بلکه روح مستقلی هستیم که میتواند بر مدار صفر درجه میل، توقف کند. این همان حرف نویی است که باید به گوش جوان امروز رساند: رمضان، شورش علیه «دیکتاتوری لذتهای آنی» است.
در جهان امروز ما دچار نوعی «تورم حسی» شدهایم. وقتی همه چیز همیشه در دسترس است، هیچ چیز دیگر لذتبخش نیست. فستفودها، استریمهای بیپایان موسیقی و ویدیو، و دسترسی بی قید و شرط به اطلاعات، ما را به کرختی دچار کرده است. در این فضا، رمضان با مکانیسم «محرومیت اختیاری»، حسهای ما را بازتنظیم (Reset) میکند. این یک ریاضت صوفیانه برای فرار از دنیا نیست، بلکه یک استراتژی هوشمندانه برای «چشیدن دوباره طعم دنیا» است. کسی که ۱۶ ساعت از نوشیدن آب پرهیز کرده، اولین جرعه آب هنگام افطار برای او نه یک عمل مکانیکی، بلکه یک تجربه عرفانی و فیزیکی بینظیر است که هیچ «گجت» یا تکنولوژیای نمیتواند مشابه آن را بازسازی کند.
در واقع، رمضان به ما قدرت میدهد تا دوباره لذت را در سطح عالی و باکیفیت تجربه کنیم. این همان نقطه تلاقی «اندیشه اسلامی» با «مینیمالیسم مدرن» است؛ جایی که کم کردن از حجم ورودیهای مادی، به وسعت یافتن خروجیهای معنایی منجر میشود. جوان امروزی که از اضطراب دائمی (FOMO) رنج میبرد، در رمضان یاد میگیرد که «از دست دادن» فیزیکی، لزوماً به معنای عقب ماندن نیست، بلکه نوعی «خلوتگزینی دیجیتال و بیولوژیک» است که به او اجازه میدهد دوباره خودش را در آینه پیدا کند.
باید از این زاویه به ماجرا نگریست که روحانیت و نهادهای دینی ما سالهاست رمضان را صرفاً از زاویه «تکلیف» روایت کردهاند، در حالی که رمضان یک «حق» است؛ حقِ انسان برای اینکه یک ماه در سال، از نقش «چرخدنده تولید و مصرف» خارج شود. اگر مارکس دین را افیون تودهها میدانست، امروز باید گفت که «مصرفگرایی افراطی» افیون تودههاست و رمضان، دقیقا «آنتیتز» این افیون است. این ماه به ما یاد میدهد که مرزهای بدن ما، مرزهای وجود ما نیستند. وقتی یک جوان روزهدار در اوج عطش، پارچ آب را میبیند و نمینوشد، در واقع دارد به تمام سیستمهای کنترلگر جهان میگوید: «من غیرقابل پیشبینی هستم».
این غیرقابل پیشبینی بودن، بزرگترین کابوس برای شرکتهای بزرگ دادهکاوی است که رفتار ما را پیشبینی میکنند. رمضان تمرین «پیشبینیناپذیری» و اثبات برتری روح بر بیولوژی است. از سوی دیگر، بعد اجتماعی رمضان در قرن جدید باید بازتعریف شود. سفرههای افطار نباید صرفاً مکانی برای سیر شدن باشند، بلکه باید به «باشگاههای مقاومت علیه تنهایی» تبدیل شوند. در عصر اتمیزه شدن جوامع، رمضان تنها آیینی است که هنوز میتواند غریبهها را کنار هم بنشاند تا در یک رنج شیرین و یک پیروزی مشترک سهیم شوند.
این حس «تعلق» چیزی است که نسل جدید به شدت تشنه آن است، اما آن را در گروههای تلگرامی و دیسکورد جستجو میکند، غافل از اینکه اصیلترین فرم آن در دورهمیهای بیتکلف رمضانی نهفته است.در نهایت، لذت واقعی رمضان در «کشفِ سکوت» است. در جهانی که همه در حال فریاد زدن هستند و سکوت به کالایی نایاب تبدیل شده، رمضان با کاهش فعالیتهای بدنی و تمرکز بر درونیات، دریچهای به سوی «خاموشی فعال» میگشاید. نگارنده نمیخواهد بگوید که رمضان آسان است؛ اتفاقاً جذابیت رمضان در «سخت بودن» آن است.
جوان امروز خسته از راحتیهای پوچ و بیمعنا، به دنبال «چالشهای اصیل» میگردد. رمضان بزرگترین چالش خویشتنداری است. اگر بتوانیم این ماه را به عنوان یک «اردوی تخصصی برای تقویت عضله اراده» معرفی کنیم، آنگاه خواهیم دید که چگونه اشتیاق نسل جوان برای شرکت در این مانیفست طغیان برانگیخته خواهد شد. رمضان، بازگشت به عصر اصالت است؛ جایی که انسان دوباره به یاد میآورد که فراتر از یک دستگاه گوارش یا یک کیف پول متحرک است.
این ماه، فرصتی است تا دوباره انسان بودن را در خالصترین شکل ممکن تمرین کنیم و با لبخندی بر لب، به همه وسوسههایی که میخواهند ما را در سطح نگه دارند، بگوییم: «من روزهام؛ یعنی من بر خودم حاکمم». این است آن پیام وایرالشدنی که میتواند قلبهای خسته از تکرار را دوباره به تپش درآورد و رمضان را نه به عنوان یک سنت موروثی، که به عنوان یک انتخاب آگاهانه و مدرن در زندگی جوان ایرانی تثبیت کند.