به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ رضا دستجردی: کتاب «کودکی در دنیای مدرن» به کوشش اسما صارمی به همت نشر دگر با همکاری موسسه رحمان منتشر شده است. ایده انتشار این کتاب خلاء جدی در خصوص مسائل مربوط به کودکان بود که موسسه رحمان را بر آن داشت تا با شناخت ویژگیهای سبک جدید زندگی کودکان، در مجموعه نشستهای «سبک زندگی کودکان؛ تغییرات و پیامدها» عوامل اجتماعی منجر به این امر را شناسایی کرده، گامی در جهت درک بهتر فضای زندگی کودکان در دنیای جدید بردارد. کتاب حاضر مجموعه گفتارهای این نشستهاست که به صورت ویراسته عرضه شده. آنچه از نظر میگذرد ماحصل گفتوگوی ایبنا با اسما صارمی دانشآموخته جامعهشناسی است که معتقد است با توجه به رشد علم و فناوری در دنیای جدید، پیچیده شدن جامعه، کم شدن تعداد فرزندان، توجه بیشتر والدین به کودکان و تلاش برای زندگی بهتر آنان، دنیای کودکان و در نتیجه، سبک زندگی آنان، دچار تغییر و تحول اساسی شده، شناسایی این تحولات ضروری مینماید.
ضرورت مطالعه کودکی در شرایط امروز جامعه را چگونه ارزیابی میکنید؟
در گذشته، کودکی اغلب بهعنوان مرحلهای گذرا و مقدمهای برای بزرگسالی تلقی میشد و کمتر بهعنوان دورهای مستقل با نیازها و ویژگیهای خاص به رسمیت شناخته میشد. اما در دوران مدرن، اهمیت این مرحله بهعنوان بنیان شکلگیری هویت فردی و اجتماعی روشنتر شده است. امروز میدانیم بسیاری از الگوهای شخصیتی، عاطفی و حتی شیوه مواجهه با جهان، در همین سالها تثبیت میشوند.
در تجربه برگزاری نشستهای «کودکی در دنیای مدرن» برای من آشکار شد که نمیتوان درباره آینده جامعه سخن گفت، اما از کیفیت زیست کودکان غافل بود. کودک معاصر در تقاطع رسانه، اقتصاد، فناوری و تحولات فرهنگی رشد میکند و زیست او با نسلهای پیشین تفاوت اساسی دارد. مطالعه کودکی در واقع مطالعه آینده اجتماعی ماست.
نقش عادتها و تکرار در شکلگیری سبک زندگی کودکان چیست؟
سبک زندگی حاصل تصمیمهای بزرگ و مقطعی نیست، بلکه نتیجه تکرارهای کوچک روزمره است. شیوه گفتوگو در خانه، نحوه مواجهه با ناکامی، الگوی مصرف رسانه و حتی نوع حل تعارض، از طریق تکرار درونی میشوند. کودک آنچه را زندگی میکند میآموزد، نه آنچه را صرفاً میشنود. اگر نسبت به عادتهای روزمره بیتوجه باشیم، در واقع آینده سبک زندگی نسل بعد را نادیده گرفتهایم. تغییرات پایدار، از اصلاح همین تکرارهای ساده آغاز میشود.
بیتوجهی به گفتوگو چه آسیبهایی در ارتباط میان خانواده و کودک پدید میآورد؟
یکی از مسائل نگرانکننده امروز، کاهش گفتوگوی واقعی در خانوادههاست. رابطه گاه به دستور، نصیحت یا بازخواست تقلیل پیدا میکند و فرصت شنیدن فعال از بین میرود. در چنین فضایی کودک احساس دیدهشدن و بهرسمیتشناختهشدن نمیکند. پیامد این وضعیت میتواند انزوا، پرخاشگری یا گسست عاطفی باشد. گفتوگو صرفاً تبادل کلمات نیست، بلکه بهمعنای پذیرش کودک بهعنوان سوژهای صاحب احساس و تجربه است.
تحولات نظام اقتصادی جهان چه تأثیری بر سبک زندگی کودکان دارد؟
اقتصاد جهانی امروز مبتنی بر رقابت، مصرفگرایی و سرعت است و این منطق بهشکل مستقیم یا غیرمستقیم وارد زیست کودک میشود. آنچه محل تأمل است، ورود زودهنگام کودک به منطق مقایسه و عملکرد است؛ گویی پیش از آنکه فرصت تجربه امن کودکی را داشته باشد، با فشار موفقیت مواجه میشود. همچنین، نابرابری اقتصادی تجربه کودکی را بهشدت طبقاتی میکند. افزون بر این، باید به تفاوتهای جنسیتی نیز توجه داشت؛ زیرا انتظارات فرهنگی و اجتماعی از دختران و پسران میتواند کیفیت تجربه کودکی را متفاوت سازد. بنابراین نمیتوان از «کودکی» بهعنوان تجربهای یکنواخت سخن گفت.
ضرورت توجه به مقوله بازی در رابطه با یادگیری تا چه میزان است؟
بازی ابزار اصلی یادگیری در کودکی است، نه فعالیتی حاشیهای. کودک در بازی، مهارت حل مسئله، خلاقیت، تنظیم هیجان و همکاری را تمرین میکند. حذف بازی به نفع آموزش فشرده ممکن است ظاهراً به پیشرفت تحصیلی کوتاهمدت کمک کند، اما در بلندمدت رشد اجتماعی و خلاقیت را تضعیف میکند. کودکی که فرصت بازی نداشته باشد، فرصت تمرین زندگی اجتماعی را از دست میدهد.
آموزش تجربهمحور برای کودک چه رویکردی دارد و ضرورت آن چیست؟
آموزش تجربهمحور بر مشارکت فعال کودک در فرایند یادگیری تأکید دارد. در این رویکرد، کودک صرفاً دریافتکننده اطلاعات نیست، بلکه از طریق مشاهده، آزمون و خطا و کار گروهی، دانش را درونی میکند. در جهانی پیچیده و متغیر، حفظ اطلاعات بهتنهایی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، توانایی حل مسئله و سازگاری با شرایط جدید است و این امر بدون تجربه عملی شکل نمیگیرد.
از منظر سلامت کودک در جامعه امروز، کودک در معرض چه خطرات و آسیبهایی قرار دارد؟
سلامت کودک را باید در سه سطح جسمی، روانی و اجتماعی بررسی کرد. علاوه بر تهدیدهای جسمی، فشارهای روانی ناشی از اضطراب تحصیلی، ناامنی اقتصادی، حضور گسترده در فضای مجازی و کاهش تعاملات چهرهبهچهره از چالشهای جدی امروز هستند. اگر امنیت عاطفی و سلامت روان کودک جدی گرفته نشود، جامعه در سالهای آینده با نسلی مواجه خواهد شد که از درون فرسوده است، حتی اگر در ظاهر موفق به نظر برسد.
توجه به سیاستگذاریهای کلان در حوزه کودکان چه ضرورتی دارد و مؤلفههای آن کداماند؟
مسئله کودکی نیازمند نگاه جامع و بینبخشی است. آموزش، رفاه اجتماعی، رسانه و سیاستهای حمایتی باید در چارچوبی هماهنگ عمل کنند. پراکندگی تصمیمها و نبود سیاست یکپارچه، موجب میشود کودک در مرکز برنامهریزی قرار نگیرد. سیاستگذاری مؤثر در این حوزه باید بر کاهش نابرابری، تقویت حمایتهای اجتماعی و توجه به عدالت آموزشی متمرکز باشد.
چگونه میتوان فرهنگ مشارکت را به کودک آموزش داد و ضرورت آن چیست؟
فرهنگ مشارکت از تجربههای کوچک روزمره آغاز میشود؛ از اینکه کودک متناسب با سن خود در تصمیمهای خانوادگی شنیده شود. مدرسه نیز باید فضای تمرین گفتوگو، مسئولیتپذیری و کار جمعی را فراهم کند. مشارکت یک شعار نیست، بلکه مهارتی اجتماعی است. جامعهای که کودکانش مشارکت را تمرین نکرده باشند، در بزرگسالی نیز با ضعف سرمایه اجتماعی مواجه خواهد بود.
