کد خبر: 25428
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۹
رضایی

یک پژوهشگر حوزه مهدویت گفت: دشمن با استفاده از جنگ نرم و عملیات «موریانه فکری» تلاش می‌کند بنیان‌های اعتقادی، اخلاقی و تربیتی خانواده‌های منتظر را از درون تضعیف کند و نسل آینده را در معرض آسیب‌های فرهنگی و هویتی قرار دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی رضایی، پژوهشگر حوزه مهدویت در گفت‌وگو با ایکنا از قم، در چهاردهمین شماره از سلسله گفت‌وگوهای «انتظارپژوهی» با اشاره به موضوع «جنگ شناختی؛ نفوذ استراتژیک به قلب خانه و ذهن خانواده منتظر» گفت: جنگ نرم، فراتر از یک تهاجم رسانه‌ای است؛ این یک جنگ تمام‌عیار شناختی است که در آن، سنگر اصلی دشمن، «منِ» درونی انسان است. این نبرد، به قدری نرم و تدریجی است که افراد متوجه نمی‌شوند چگونه مرزهای فکری‌شان در حال جابه‌جایی است.

وی افزود: جنگ شناختی، با شبیه شدن به «موریانه‌ای فکری»، از درون شالوده اعتقادی و اخلاقی خانواده را می‌جَود. این تهاجم، نه با انفجار، بلکه با سست کردن تدریجی پایه‌هایی چون عفاف، قناعت، ایثار و... عمل می‌کند. هدف این است که نسلی پرورش یابد که در برابر مادیات و لذت‌های آنی، فاقد هرگونه مقاومت درونی باشد و به تدریج، آرمان‌های بزرگ را به‌عنوان مفاهیمی منسوخ و غیرعملی کنار بگذارد.

این پژوهشگر حوزه مهدویت با اشاره به مفهوم «حبس در حباب» و انزوای شناختی از واقعیت بزرگ‌تر تصریح کرد: «اتاق فرمان بیرونی» با استفاده از الگوریتم‌های پیچیده، خانواده ایرانی را در یک حباب رسانه‌ای مصنوعی محبوس می‌کند. این حباب، یک جهان‌بینی محدود را به‌عنوان تنها واقعیت ممکن القا می‌کند.

وی افزود: چالش خانواده مهدوی در اینجا آغاز می‌شود؛ اینکه چگونه می‌توان با فرزندانی که تمامی اطلاعات جهان را از دریچه‌ای فیلترشده دریافت می‌کنند، از ضرورت انتظار فعال و آمادگی برای جهانی شدن عدالت سخن گفت. این محاصره رسانه‌ای، بزرگ‌ترین مانع در تبیین رسالت زمینه‌سازی است.

رضایی در ادامه با تأکید بر جایگزینی مرجعیت و فرسایش اقتدار تربیتی گفت: خطرناک‌ترین بُعد این تهاجم، در جایگزینی مرجعیت نهفته است. زمانی که مرجعیت دینی و عقلی از والدین به سمت اینفلوئنسرهای مجازی و محتوای سرگرم‌کننده سوق پیدا می‌کند، دیگر تربیتی وجود ندارد؛ تنها تقلید کورکورانه از الگوهای غیرخانوادگی باقی می‌ماند که نتیجه‌اش، نهادینه‌سازی فردگرایی و نادیده گرفتن پیوندهای عمقی است.

وی افزود: جنگ نرم، در قامت یک مهندس اجتماعی، تلاش می‌کند تا قالب روابط را شکسته و آن را با الگوهای مدرن غربی بازتولید کند؛ الگوهایی که در آن‌ها، نهاد خانواده صرفاً یک قرارداد موقت برای ارضای نیازهای روانی و جنسی است، نه یک پیمان مقدس برای تعالی نسل.

این پژوهشگر حوزه مهدویت با اشاره به بازتعریف نقش‌ها و حمله به «مکمل بودن» ساختار خانواده بیان کرد: اساس خانواده ایرانی ـ اسلامی بر تکمیل متقابل نقش‌های زن و مرد بنا شده است؛ نقشی که براساس ساختار فطری و کمالی هر یک تعریف می‌شود. جنگ نرم، این توازن را هدف می‌گیرد و با القای مفاهیمی چون رقابت مطلق زن و مرد یا کمرنگ‌سازی نقش مادری و پدری در برابر نقش‌های شغلی بیرونی، تلاش می‌کند تا روحیه همکاری و ایثار درون‌خانوادگی را از بین ببرد. این امر، پویایی خانواده مهدوی را که بر پایه تقسیم مسئولیت در مسیر کمال است، مختل می‌کند.

رضایی با اشاره به نفوذ پنهان در تربیت و عادی‌سازی انحرافات گفت: یکی از ظریف‌ترین عملیات‌های این جنگ، عادی‌سازی تدریجی تعاریف انحرافی از خانواده، ازدواج و تربیت فرزند است. آنچه در غرب به‌عنوان «آزادی فردی» معرفی می‌شود، در بطن خود، تخریب‌کننده ساختار خانواده به‌عنوان سلول بنیادین جامعه است.

وی افزود: این روند، بذر دودلی و سردرگمی را در دل والدین زمینه‌ساز می‌کارد که آیا راهی که ما رفته‌ایم، در دنیای جدید، راهی ناکارآمد یا غیرقابل دفاع است؟

این پژوهشگر حوزه مهدویت در ادامه گفت: در نتیجه تهاجم نرم شناختی، روابط میان‌نسلی به شدت دچار فرسایش می‌شود. احترام به بزرگ‌ترها و مظلومیت‌پذیری در برابر والدین، به‌عنوان نمادهای ضعف تلقی شده و جای خود را به مطالبه‌گری مطلق و خودمحوری نسلی می‌دهد. این دگرگونی، ارتباط عاطفی خانواده را که باید در انتظار امام عصر(عج) به یک انسجام معنوی برسد، تبدیل به مجموعه‌ای از افراد با نیازهای متضاد می‌کند.

رضایی در پایان تأکید کرد: این نبرد، در خفا و پنهانی‌ترین لایه‌ها صورت می‌گیرد. مانند موریانه‌ای که تنه درخت را از درون می‌خورد، جنگ شناختی بنیان‌های فکری را بدون درگیری آشکار از کار می‌اندازد. این تهاجم، با خوراندن مستمر محتوای هدفمند، به دنبال تضعیف بنیان‌های هویتی خانواده زمینه‌ساز است تا در آینده، جامعه‌ای فاقد خودباوری و وابسته به الگوی بیرونی شکل بگیرد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

آخرین‌ها