کد خبر: 26302
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۸
image-20260614124549-1.png

تحولات اجتماعی و اقتصادی سال‌های اخیر، نقش پدر در خانواده را از یک «تأمین‌کننده صرف» به «شریکی فعال در تربیت و عاطفه» تغییر داده است؛ تغییری که هنوز با چالش‌های جدی مواجه است.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ نقش پدر در خانواده ایرانی، در دهه‌های گذشته بیشتر با مفاهیمی چون «اقتدار»، «تأمین مالی» و «مدیریت بیرونی» تعریف می‌شد. در چنین الگویی، پدر حضور عاطفی و تربیتی کمتری در زندگی روزمره فرزندان داشت و این وظایف عمدتاً بر عهده مادر قرار می‌گرفت. اما این تصویر سنتی، در سال‌های اخیر تحت تأثیر مجموعه‌ای از تحولات عمیق اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، دستخوش تغییر شده است.

افزایش سطح تحصیلات والدین، رشد آگاهی‌های روان‌شناختی، تغییر سبک زندگی شهری و گسترش رسانه‌ها، باعث شده است که تعریف «پدر خوب» دیگر صرفاً به تأمین نیازهای مادی محدود نشود. امروز از پدر انتظار می‌رود در فرآیند تربیت، آموزش، بازی، گفت‌وگو و حتی مدیریت هیجانات فرزند نقش فعال داشته باشد. به بیان دیگر، پدر از یک نقش حاشیه‌ای در تربیت، به یک «هم‌والد» تبدیل شده است.

با این حال، این گذار ساده و بدون اصطکاک نیست. بسیاری از پدران در میانه دو پارادایم متفاوت گرفتار شده‌اند؛ از یک‌سو، فشارهای اقتصادی و انتظارات سنتی همچنان آن‌ها را به‌عنوان «نان‌آور اصلی» تعریف می‌کند و از سوی دیگر، خانواده و جامعه از آن‌ها مشارکت عاطفی و تربیتی بیشتری طلب می‌کند. این دوگانگی، در مواردی منجر به احساس ناتوانی، فرسودگی یا حتی کناره‌گیری از نقش‌های جدید می‌شود.

از منظر روان‌شناسی رشد، حضور فعال پدر در زندگی کودک، پیامدهای بسیار مهمی دارد. مطالعات نشان می‌دهد کودکانی که پدران درگیر و پاسخ‌گو دارند، از اعتمادبه‌نفس بالاتر، مهارت‌های اجتماعی بهتر و تاب‌آوری بیشتری برخوردارند. در مقابل، غیبت عاطفی پدر می‌تواند خلأیی ایجاد کند که حتی حضور فیزیکی او نیز قادر به جبران آن نیست.

از سوی دیگر، تغییر نقش پدر، مستلزم بازتعریف ساختار قدرت در خانواده نیز هست. در مدل‌های سنتی، تصمیم‌گیری عمدتاً یک‌سویه و از بالا به پایین بود، اما در الگوی جدید، گفت‌وگو، مشارکت و هم‌فکری جایگزین آن شده است. این تغییر، اگرچه می‌تواند به تعادل بیشتر در خانواده منجر شود، اما در صورت نبود مهارت‌های ارتباطی، ممکن است به تعارض‌های جدیدی نیز دامن بزند.

در نهایت، باید پذیرفت که گذار از «پدر سنتی» به «پدر مشارکت‌جو» یک فرآیند تدریجی است که نیازمند آموزش، حمایت‌های فرهنگی و حتی اصلاح سیاست‌های کاری (مانند تعادل کار و زندگی) است. بدون فراهم شدن این بسترها، انتظار ایفای نقش‌های جدید از پدران، ممکن است بیش از آنکه به تقویت خانواده کمک کند، به فشار مضاعف بر آن‌ها تبدیل شود

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =

آخرین‌ها