به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ دکتر مهدیه شادمانی در دومین رویداد تشکلهای مردمی خانوادهمحور (سلاله) اظهار داشت: ما از فضای ناامیدی موجود در جامعه خارج شدیم و میخواهیم درباره دورهمی صحبت کنیم، اما اغلب فضاها تئوری و علمی است و آن بحثی که باید به میدان کنشگری و عمل بیاید، ناقص میماند.
وی افزود: من چند روایت را کنار هم میگذارم تا نقشه مسئله روشن شود. گاهی فردی با ثروت، تحصیلات و جایگاه اجتماعی، ناامید است، اما فردی سادهای مانند "حاج خانم" موفق میشود در عرصه کنشگری حتی کار تخصصی کند.
شادمانی با اشاره به فضای رسانهای سال گذشته گفت: فضای مجازی پر بود از افرادی که تحت جنگ شناختی دشمن، میخواهند داخل ایران را ملتهب و بیاعتماد نشان دهند و از نیروهای مسلح اعتبارزدایی کنند. من این پیام را به پدرم (شهید شادمانی) نشان دادم و گفتم: شما در میدان نیستید؟ مگر درگیرید؟ مگر ما ضعف داریم؟ استراتژی پاسخ ما و خلأ وظیفه کجاست؟
وی ادامه داد: پدرم گفت ما که درگیر میدانیم، وظیفه خود را انجام میدهیم، اما آن نهادهای مدنی، جامعه نخبگانی و رسانههای جبهه انقلاب کجا هستند که نباید اجازه دهند جنگ روانی دشمن و روایتهای انحرافی، پیکان هجمه را به سمت داخل و فرماندهان نظامی ما بگیرد. این بحثی بود که من را به موضوع «تکلیفمحوری» سوق داد.
این کنشگر با بیان روایت دیگری از خلأ کنشگری پس از شهادت سیدحسن نصرالله گفت: دوستان زیادی با گریه زنگ میزدند که باید به لبنان اعزام شویم. گریه مقدس بود، اما پرسیدم به جز این، چه کار دیگری بلدید؟ اگر اعزام نشوید، ناامید میشوید و فکر میکنید هیچ حرکت مثبتی انجام ندادهاید؟ این هم یک خلأ دیگر در عرصه کنشگری جبهه مقاومت است که کسی وظایف متنوع را برای جوانان ترسیم نمیکند.
مهدیه شادمانی تأکید کرد: متأسفانه تمام تمرکز ما به عرصه نظامی رفته، اما عرصههای دیگری مانند تشکلهای صنفی، حزبی و جامعه نخبگانی هست که باید در آنها حضور جدی داشته باشیم. سرکار خانم رمضانی (حاج خانم) به عنوان یک انسان موفق، به دلیل «تکلیفمحوری» اثرگذار شده است. او تکلیف خود را فقط در خانواده ندید، در اجتماع تعریف کرد.
وی با اشاره به حوادث بعدی گفت: دشمن پس از ناکامی در تضعیف ساختار دفاعی ما، به عرصه قدرت نرم و ایجاد درگیری شهری روی آورد تا مردم را در مقابل هم قرار دهد. در آن فضای سخت، تصویر زنی محجبه که در میدان با پرچم در دست، شعار حمایت از ولایت و انقلاب میداد، برای ما امیدبخش بود.
شادمانی با انتقاد از نقش جامعه نخبگانی بیان کرد: چرا اعتراضات و مطالبات فقط در کف خیابان دیده میشود؟ این خلأ از سمت جامعه نخبگانی بوده است. آنها نتوانستهاند بسترها و سازوکارهای لازم برای اعتراض مسالمتآمیز را فراهم کنند یا نقطه تعامل دقیقی بین مردم و حاکمیت باشند. وقتی میتوانیم پیکان را به سمت دشمن ببریم، به دلیل پیگیری نشدن صحیح مطالبات و انجام ندادن تکالیف توسط برخی، تمام فلشها به سمت حاکمیت میرود.
دختر شهید شادمانی یکی از ریشههای مشکلات را ضعف در «خانواده مقاوم» دانست و گفت: بعد از انقلاب، شاید به دلیل وجود حاکمیت اسلامی، برخی خانوادهها تکلیف خود را به عنوان پدر و مادر فراموش کردند و فرزندان را رها کردند. نتیجه این شد که در اغتشاشات، بیشترین دستگیرشدگان نوجوانان ۱۷ تا ۲۳ سال بودند. این نشان میدهد خانواده به عنوان عنصر اولیهای که میتواند هویتساز باشد و به «خانواده مقاوم» منجر شود، به وظایفش عمل نکرده است.
وی با اشاره به مثال یک استاد دانشگاه خارجنشین بیان کرد: خلأ جدی و عدم تکلیفمحوری جامعه نخبگانی باعث شده به جای اینکه نخبگان و اساتید انقلابی پرچمدار مطالبات مسالمتآمیز و فرهنگسازی باشند، فردی مانند این استاد از این خلأ سوءاستفاده کند و صحنهگردان اغتشاشات شود. برخی اساتید انقلابی، حضور در جلسات مردمی و این فضاها را مضحک میدانند و ترجیح میدهند در اتاقهای بسته و مقالات علمی باقی بمانند.
شادمانی در پایان خاطرنشان کرد: آنچه امروز به آن نیاز داریم، شناخت تکلیف فردی در جامعه توحیدی است. فرماندهان باتجربهای بودند که میتوانستند در کنار خانواده باشند، اما مانند حاج خانم، (مادر شهید رمضانی) تکلیف خود را دیدند و ماندند. برای اینکه اگر آمریکا ناوش را تکان داد دچار اضطراب نشویم و بتوانیم در حوزههای مراقبتی و مقابله با تکنیکهای دشمن عمل کنیم، باید تکلیف خود را بشناسیم.
در حوزه مشارکت بانوان نیز این مشارکت فقط به راهپیمایی و انتخابات خلاصه شده، در حالی که اشکال مختلفی مانند مشارکت بسیجی، سنتی و مدرن وجود دارد که نیاز به تعریف دارد. در حوزه حجاب نیز به جای پرداختن به فرم، به محتوای آموزشی و تولید محتوا برای نوجوانان درباره دینداری توجه نکردیم و این خلأها مورد سوءاستفاده دشمن قرار گرفته است.