به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در کوچهها و خیابانهای تهران، جایی میان عجله روزمره و کمبود فضا، تصویری تکرارشونده شکل گرفته است. شهری که پیادهروهای آن فقط جایی برای قدمزدن نیست و همزمان بار عبور و توقف را به دوش میکشند. این گزارش تصویری، روایتی است از تهرانِ کمجا، شهری که در آن رانندگان، میان تخلف و اجبار سرگردان ماندهاند.
بازار، بار و موتوری که وانت شد
در محدوده بازار، موتورسواری ایستاده که دیگر شبیه یک وسیله نقلیه سبک نیست. جعبهها روی هم چیده شدهاند، آنقدر زیاد که قامت موتور زیر بار خم شده است. مسیر باریک بازار، نه جایی برای توقف دارد و نه فضایی برای تخلیه. راننده، بیآنکه نگاهش را بالا بیاورد، آماده حرکت است. اینجا توقف طولانی یعنی سد راه شدن. تصویر، روایت یک انتخاب نیست بلکه تصویری از ناچاری است.
پیادهرویی که دیگر پیاده رو نیست
چند خیابان آنسوتر، پیادهرو به پارکینگی برای موتورسیکلتها تبدیل شده است. عابر، مجبور است مسیرش را از لبه خیابان یعنی جایی میان خودروهای در حال عبور پیدا کند. پیادهرو هنوز نامش را حفظ کرده، اما کارکردش تغییر یافته است. اینجا دیگر محل عبور نیست، محل پارک است.
خودروهایی میان خیابان و پیادهرو
تهران پر از خودروهایی است که نه کاملاً در خیابان و نه کاملاً روی پیادهرو پارک شده اند. یک چرخ بالا، یک چرخ پایین، تعادلی ناپایدار میان قانون و واقعیت. راننده، جایی برای توقف نیافته و راهحل را در همین ایستادن نیمهکاره پیدا کرده است. نتیجه، مسدود شدن مسیر عابر و کند شدن عبور خودروهاست و این خود می تواند گرهای کوچک در ترافیک بزرگ شهر تهران بیندازد.
ورودی مجتمع تجاری، پارکینگی که خودبهخود ساخته شد
در ورودی یک مجتمع تجاری، جایی که باید محل رفتوآمد خریداران باشد، ردیف فشردهای از موتورسیکلتها ایستادهاند. آنقدر نزدیک به هم که مرز میان عبور و توقف از بین رفته است. تابلوها هنوز از «ورود و خروج» میگویند، اما تصویر چیز دیگری را روایت میکند، این فضا دیگر ورودی نیست، پارکینگی است که بیهیچ طراحی و مجوزی شکل گرفته. خریداران، مسیرشان را از میان بدنهها و آینهها پیدا میکنند و مجتمع، پیش از آنکه درها را باز کند، با مسئله جای پارک روبهرو میشود.
کوچههایی که ورودی آنها با موتور گم شده است
در ورودی کوچههای بازار، موتورها بیوقفه و بیفاصله پشت سر هم پارک شدهاند. کوچهای که زمانی راه عبور بار و رفتوآمد بود، حالا به بنبست رسیده است. نه خودرویی میتواند وارد شود و نه رهگذری بدون مکث عبور کند. بازار در عمق کوچهها جریان دارد، اما دهانه آن بسته است، بسته با موتورسیکلتهایی که هرکدام برای لحظهای کوتاه ایستادهاند، اما در کنار هم، راه را بهکلی مسدود کردهاند.
جستوجوی همیشگی برای چند متر فضا
در سرتاسر تهران، موتورها در هر گوشهای پناه گرفته، خودروها به جدولها تکیه داده و پیادهروها هر روز تنگتر شدهاند. تهران، شهری است که در آن جای پارک به اندازه زمان، ارزشمند شده است. هر متر خالی، فرصتی کوتاه است برای توقفی موقت.
در تهران تخلف همیشه از سر بیتوجهی نیست. بسیاری از رانندگان، در غیاب پارکینگهای عمومی و با خیابانهایی که برای این حجم از خودرو طراحی نشدهاند، میان انتخابهای محدود دست به تصمیمهای ناگزیر میزنند.
شهری که کم میآورد
این گزارش روایت یک روز خاص نیست. تصویری از زندگی روزمره در تهران است. شهری که در آن پیادهرو، خیابان و جدول، مرزهایشان را از دست دادهاند و هرکدام باری بیش از ظرفیت خود را تحمل میکنند. تهرانِ امروز، نه فقط با ترافیک، بلکه با کمبود فضا مواجه است، کمبودی که خود را در سادهترین رفتارها نشان میدهد: ایستادن، پارککردن و عبور کردن.