به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ نسل زد با تناقضی آشکار در حوزه سلامت روان مواجه است: از یک سو، بالاترین سطح آگاهی از اصطلاحات رواندرمانی را دارد و از سوی دیگر، بالاترین نرخ اضطراب، افسردگی و افکار خودکشی در میان آنها گزارش میشود . این نسل بیش از هر نسل دیگری بر «زبان رواندرمانی» مسلط است؛ مرزهایشان را میشناسند، واکنشهایشان به تروما را میدانند و نشانههای اختلالات روانی را از حفظاند، اما به رواندرمانگران اعتماد ندارند.
یک نظرسنجی جدید نشان میدهد که ۳۷ درصد از نسلزدیها مراجعه به رواندرمانی را نشانه ضعف میدانند. این بیاعتمادی، فراتر از مسائل مالی یا در دسترس نبودن خدمات است و به شکاف فرهنگی عمیقتری درباره معنای کمکخواستن و آسیبپذیر بودن بازمیگردد.
مت هاسی، تراپیست بریتانیایی، معتقد است که نسل زد به رواندرمانی بیاعتماد است، همانطور که به همه نهادهای اجتماعی دیگر از جمله دولت بیاعتماد است. آنها بزرگسالان، از جمله رواندرمانگران را غریبه میدانند، کسانی که درکی از احوالات آنها ندارند و به همین دلیل، وفاداری عمیقی به همسالان خود دارند.
تخلیه نمایشی در فضای مجازی؛ جایگزین اتاق درمان
در تیکتاک، ویدئوهای طنز پربازدیدی وجود دارد با عنوان «چه حسی راجع بهش داری؟» که در آنها، تیکتاکرهای نسلزدی با آهکشیدنهای اغراقآمیز و نگاههای کلافه و خسته، رواندرمانگران را مسخره میکنند. نسل زد آموخته است شخصیت غمگینی در دنیای مجازی به نمایش بگذارد، حتی درباره سلامت روان حرف بزند، اما نگذارد کسی به دنیای درونیاش راه پیدا کند.
بهجای رواندرمانی، این نسل راه تازهای برای تخلیه هیجان پیدا کرده است: «از پا درآمدن» در مقابل دوربین. این تعبیر به ویدئوهایی اشاره دارد که برای تیکتاک یا اینستاگرام ساخته میشوند و در آنها فرد، لحظه فروپاشی روانیاش را به تصویر میکشد؛ جلوی آیینه، توی ماشین یا هر جای دیگر. این تخلیه روانیِ نمایشی، امن و تحت کنترل کامل خود فرد است، اما روشن نیست که واقعاً چقدر کمککننده است؛ چرا که علیرغم همه اینها، آمار ناخشنودیهای روانی در این نسل دائماً در حال افزایش است .
ریشههای بیاعتمادی؛ از خودشیفتگی تا بحران اعتماد نهادی
پژوهشها نشان میدهد که ویژگیهایی مانند خودشیفتگی (نارسیسیسم)، احساس حقبهجانبی و سبک فرزندپروری «هلیکوپتری» با نگرش منفی به درمان روانشناختی مرتبط است . افرادی که این ویژگیها را دارند، ممکن است خودآگاهی روانشناختی کمتری داشته باشند و تمایل کمتری به جستجوی کمک نشان دهند.
از سوی دیگر، مطالعات نشان میدهد که تفاوت معناداری در ترجیح روشهای دریافت خدمات روانشناختی بین نسلها وجود ندارد و نسل زد لزوماً روشهای غیرسنتی مانند اپلیکیشنها را ترجیح نمیدهد . این یافته نشان میدهد که مشکل اصلی، صرفاً در قالب ارائه خدمات نیست، بلکه در نوع نگاه و اعتماد این نسل به فرآیند درمان نهفته است.
جمعبندی
نسل زد، با وجود آگاهی بالا از مفاهیم سلامت روان، به دلیل بیاعتمادی به نهادهای اجتماعی و رواندرمانگران، از درمان سنتی فاصله گرفته است. آنها بهجای اتاق درمان، فضای مجازی را برای تخلیه هیجانی انتخاب کردهاند، اما این رویکرد که با عنوان «از پا درآمدن» شناخته میشود، اگرچه کنترلشده است، تأثیری بر کاهش آمار بالای اضطراب و افسردگی در این نسل نداشته است. رواندرمانی مدرن برای ارتباط با این نسل، نیازمند بازنگری در روشهای خود و بازسازی اعتماد ازدسترفته است.