به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ مکتب اباعبدالله(ع) و عاشورای حسینی، پیش از هر چیز یک «مدرسه تربیتی» است؛ یک حماسه تربیتی که از دل آن، منظومهای از تربیت حماسی استخراج میشود تا به عنوان نقشه راهی برای تربیت جوان مؤمن طراز اسلام باشد. کار بزرگ امام خمینی(ره) نیز بازگشایی همین مدرسه حسینی به روی نسل جدید بود؛ مدرسهای که دفاع مقدس رونق بخشید و جوانانی مؤمن، مجاهد و رشید را تربیت کرد که بسیاری از آنها به شهادت رسیدند. در میان شاگردان این مکتب، حضرت علیاکبر(ع) به عنوان «اعجاز مدرسه حسینی» و شاگرد اول آن شناخته میشود.
تولدی در خاندان عصمت
حضرت علیاکبر(ع) در یازدهم شعبان سال ۳۳ هجری در مدینه دیده به جهان گشود. پدرش حسین بن علی(ع) و مادرش لیلی، دختر ابیمره بود که از خاندانی جلیل و با شرافت به شمار میرفت. امام حسین(ع) نام وی را «علی» نهاد تا نام پدر بزرگوارش را در جامعه اسلامی، برخلاف تبلیغات مسموم امویان، احیا کند. به دلیل آنکه او بزرگترین پسر سیدالشهدا(ع) بود، به «علیاکبر» مشهور شد.
امام حسین(ع) در سایه معیارهای تربیتی قرآن و سنت، شخصیت فرزندش را به عنوان انسانی شجاع، طالب فضیلت و مُصرّ در احقاق حق بارور نمود. او عالیترین عواطف را نثار فرزندش کرد و با بوسیدن و نگاههای آمیخته با محبت و لبخندهای شادمانه، این رفتارهای عاطفی را نسبت به علیاکبر(ع) بروز داد.
هماهنگی با عوالم کودک؛ از بازی تا تمرین
امام حسین(ع) جهت تربیت حضرت علیاکبر(ع)، خود را با عوالم فرزندش هماهنگ ساخت و رفتاری را در پیش گرفت که درخور درک نوباوهاش بود. این رویکرد برگرفته از روایتی از اهل بیت(ع) است که میفرماید: «هر کس بچه دارد، باید خود را به بچگی بزند» و امام این برنامه را در مکتب جدّش رسول اکرم(ص) آموخته بود. از سن هفت سالگی، امام حسین(ع) کودک را به تنظیم رفتارهای پسندیده تمرین میداد؛ با مراقبتهای صحیح و سنجیده و اصولی، تحرکهایش را سامان میبخشید و تحت ضوابطی معقول قرار میداد. تمرینهای دینی و آموزش حکمتها را نیز از همین دوران برای فرزندش به کار بست و به وی توصیه میکرد نماز بخواند، چنانکه جدّ ماجدش فرموده است: «کودکان خود را از سن هفت سالگی به نماز وادارید».
شخصیتدهی؛ افتخار به شباهت با پیامبر(ص)
یکی از مهمترین شاخصههای تربیت پدرانه در سیره حسینی، «شخصیتدهی» به فرزند است. هنگامی که امام حسین(ع) علیاکبر(ع) را به میدان میفرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود: «ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان میفرستم که شبیهترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله(ص) است... بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ میشد به این پسر نگاه میکردیم». این معرفی، نه فقط یک توصیف، بلکه یک «برنامه تربیتی» بود؛ برنامهای که در آن، فرزند با عالیترین الگوی ممکن مقایسه و همتراز معرفی میشد تا اعتماد به نفس و هویت او در مسیر کمال شکل بگیرد.
محبت علنی؛ عاطفهای که تربیت را تکمیل میکند
امام حسین(ع) محبت باطنی خود را نسبت به علیاکبر(ع) آشکارا ابراز میکرد. در نقل سید بن طاووس آمده است که در شب عاشورا، امام حسین(ع) بالای سر علیاکبر(ع) حاضر شد و «صورت به صورت فرزندش نهاد». این رفتار، درس مهمی برای پدران امروز است که «ابراز محبت» و «صمیمیت عاطفی» با فرزندان، نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه «اقتدار عاطفی» یک پدر مسئول است.
مشورت و همراهی در دشوارترین لحظات
در شب عاشورا، هنگامی که امام حسین(ع) از خواب بیدار شد و فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون»، علیاکبر(ع) که در کنار پدر بود، با ادب و احترام پرسید: «پدر جان، چرا استرجاع فرمودی؟». امام پاسخ داد: «این کاروان به سوی قتلگاه و مرگ حرکت میکند». علیاکبر(ع) که از این پاسخ نهراسید، پرسید: «پدر جان، مگر ما بر حق نیستیم؟» امام فرمود: «آری، ما بر حق هستیم». علیاکبر(ع) عرضه داشت: «پس از مرگ باکی نداریم». این صحنه، علاوه بر نشان دادن ایمان راسخ علیاکبر(ع)، نقش پدر را در ایجاد فضایی امن برای طرح سؤال و مشورت، حتی در دشوارترین لحظات، به تصویر میکشد.
لحظه وداع؛ عاطفه در اوج بحران
در روز عاشورا، هنگامی که علیاکبر(ع) از شدت تشنگی و سنگینی سلاح به پدر شکایت کرد و گفت: «پدر جان! تشنگی مرا از پای درآورد و سنگینی سلاح ناتوانم ساخت. آیا جرعه آبی هست که بتوانم بنوشم و به جنگ ادامه دهم؟»، امام حسین(ع) زبان علیاکبر(ع) را در دهان گرفت و مکید و انگشتر خود را به او داد و فرمود: «این انگشتر را در دهانت بگذار و به نبرد با دشمن بازگرد؛ امیدوارم که هنوز به شب نرسیده جدّت رسول خدا با جامی سرشار از شربت بهشتی تو را سیراب سازد، به گونهای که پس از آن هرگز تشنه نگردی». و در نهایت، امام حسین(ع) بالای سر پیکر فرزندش حاضر شد و صورت به صورت او نهاد.
جمعبندی
سیره امام حسین(ع) در تربیت حضرت علیاکبر(ع)، الگویی بینظیر از «تربیت مقتدرانه» و «شخصیتدهی به فرزند» است. امام با ترکیبی از محبت آشکار، شخصیتدهی، الگودهی عملی، ایجاد فضای امن برای مشورت و ابراز عاطفه در اوج بحران، نسلی را پرورش داد که در سختترین لحظات تاریخ، راه حق را از باطل تشخیص داد و تا پای جان بر آن ایستاد. برای پدران امروز، سیره حسینی این درس را دارد که «اقتدار» بدون «صمیمیت» و «صمیمیت» بدون «مسئولیتپذیری»، هر دو ناقصاند. در آغوش گرفتن فرزند، بوسیدن او، اشک ریختن برای او، و در عین حال ایستادگی بر سر ارزشها و دفاع از حریم او، نشانههایی از یک «پدر مقتدر و مهربان» است که مکتب عاشورا به ما میآموزد.