به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ اگر والدین میبینند هر روز روابطشان با فرزند نوجوانشان بدتر میشود و نوجوان هم هر روز گستاختر میشود و توجهی به حرفهای آنها ندارد، باید در روش انتخاب خود برای تربیت فرزندشان بازنگری کنند. حتی اگر والدین نمیدانند باید از چه روش جایگزینی استفاده کنند، بهتر است روش قبل را متوقف کنند؛ زیرا اگر هیچ کاری نکنند، بهتر از آن است که از روش اشتباهی استفاده کنند و در نتیجه رابطه را خرابتر کنند.
عبور از مسیرهای بنبست
یکی از مهمترین شکایتهای والدین این است که نوجوانان بهجای درس خواندن، دائم مشغول بازیهای کامپیوتری هستند یا سرشان در تبلت و موبایل است. والدین باید از خود سوال کنند برای اینکه فرزندانشان از تبلت، کامپیوتر و اینترنت فاصله بگیرند و بیشتر به درسهایشان توجه کنند، چه کار کردهاند؟ پاسخ اغلب آنها این است که بارها با فرزندانشان حرف زدهاند، کامپیوترشان را جمع کردهاند، بارها تهدید و تنبیه کردهاند و چند روز از داشتن تبلت محرومشان کردهاند.
اما کدامیک از این روشها تا به حال مؤثر بوده و واقعاً شور و شوق بیشتری در بچهها برای درس خواندن به وجود آورده است؟ پاسخ این است که هیچکدام مؤثر نبودهاند. وقتی هر روز صبح از کوچه بنبستی عبور میکنیم که ما را به هدفمان نمیرساند، چند بار دیگر میخواهیم آن را امتحان کنیم؟
وقتی سالهاست که از یک روش رفتاری با فرزندانمان به نتیجه نمیرسیم، بهتر است روشمان را عوض کنیم. مثلاً بهتر است دیگر کاری به بازی کردن نوجوان با کامپیوتر یا ماندن در فضاهای مجازی نداشته باشیم. چون حتی اگر کاری کنیم که کمتر با کامپیوتر و فضاهای مجازی وقت بگذراند، قطعاً بهخاطر لجبازی درس هم نخواهد خواند. در عوض میتوانیم بهدنبال روش جایگزینی باشیم.
البته انجام این توصیه برای والدین بسیار سخت است، زیرا با عرف رایج ما سازگار نیست و ترک عادت محسوب میشود. متأسفانه والدین حتی نمیتوانند فکر کنند که دست از کنترلگری بردارند، چون فکر میکنند دیگران هم درباره آنها قضاوت درستی نمیکنند و نگران آینده فرزندشان هستند.
از کنترل بیرونی تا کنترل درونی
راهکار برونرفت از کنترلگری در هر رابطهای، نخست آن است که به نتایج منفی و آسیبهای آن در روابط خود توجه داشته باشیم. اگر میبینیم فرزندمان از ما دور شده و با ورود به نوجوانی کمتر مایل است با ما معاشرت کند و دوستانش را به ما ترجیح میدهد، این اعلام خطری است برای رابطه ما با فرزندمان.
نوجوان ترجیح میدهد با دوستانش بیشتر در ارتباط باشد، چون آنها او را کنترل بیرونی نمیکنند و به او دستور نمیدهند. طبیعی است که به سمت آنها برود. والدین باید توجه داشته باشند که اگر دلسوزی با روش اشتباهی مثل کنترلگری اعمال شود، فقط نوجوان را از ما دور میکند.
روش جایگزین، استفاده از «کنترل درونی» به جای «کنترل بیرونی» است؛ یعنی هر کس باور کند حق دارد فقط رفتارهای خودش را کنترل کند. همچنین والدین باید به خاطر داشته باشند که هر چقدر هم بتوانند فرزندشان را کنترل کنند، تا زمانی که کودک است میتوانند اعمالنظر بیشتری بر او داشته باشند.
هر چقدر ما فشار بیشتری برای کنترل فرزندانمان داشته باشیم، آنها بیشتر دوست دارند از این فشار رها شوند؛ درست مانند توپی که با فشار دست ما زیر آب میماند و به محض اینکه فشار دستمان را از روی آن برداریم، بلافاصله روی آب رها میشود.
نیازشناسی؛ کلید اصلی تغییر
والدین اگر نیازهای فرزندشان را نشناسند و ندانند انگیزهها و محرکهای درونی آنها چیست، فقط تا زمانی که با فشار مستقیم او را کنترل میکنند میتوانند فرزندشان را وادار کنند مطابق میل آنها رفتار کند. به محض اینکه والدین حضور نداشته باشند، نوجوان مطابق میل خود رفتار خواهد کرد.
اگر ما باور داشته باشیم که فقط میتوانیم خودمان را کنترل کنیم، رابطهمان را با فرزندمان مبتنی بر تبادل اطلاعات مستند و صادقانه میگذاریم. مثلاً اگر در مورد بازیهای کامپیوتری و وقت گذاشتن بیش از حد نوجوان در اینترنت و فضاهای مجازی نگران هستیم، میتوانیم با استفاده از آمار و اطلاعات واقعی این نگرانی را به فرزند خود اطلاع دهیم و نظر او را نیز بپرسیم.
والدین باید رابطه را مبتنی بر تبادل اطلاعات واقعی قرار دهند و مانند یک دوست با فرزند خود تبادلنظر کنند؛ نه اینکه دستور بدهند و با داد و فریاد از او بخواهند که حتماً باید کمتر بازی کند و بیشتر به فکر درس خواندن باشد.
تفاوت «دادن اطلاعات» با «نصیحت کردن»
متاسفانه بسیاری از والدین شکایت میکنند که فرزندشان اصلاً به حرفهایشان توجهی نشان نمیدهد. نصیحت کردن و اعمالنظر همان کنترل بیرونی است که رابطه را خراب میکند. تفاوت «دادن اطلاعات» با «نصیحت کردن» در پیام آنهاست. پیام نصیحت این است که «من چیزهایی را میدانم که تو نمیدانی؛ یعنی عقل من به چیزهایی میرسد که عقل تو نمیرسد»؛ در صورتی که وقتی به کسی اطلاعات میدهیم، رابطه برابر با او داریم.
دادن اطلاعات چند شرط دارد که باید رعایت شوند. بهطور خنثی اطلاعات را ارائه میدهیم و حتماً میپذیریم که او خودش حق انتخاب دارد. اگر میخواهیم حتماً آنها را بپذیرد، این همان کنترلگری است؛ یعنی ما میخواهیم مطابق میل ما رفتار شود. در «راهنمایی» شما فقط راه را نشان میدهید، اما در «کنترلگری» میخواهید دست طرف مقابل را هم بگیرید و بهزور او را به سمتی که خودت میخواهی، بکشانید.
اگر والدین دست از کنترلگری بردارند، نباید فکر کنند نوجوان یکشبه تغییر میکند. نوجوانی که سالها والدین خود را کنترلگر دیده، مدتها هم طول میکشد باور کند که والدینش نمیخواهند دائم او را کنترل کنند. تا زمانی که کنترل، نصیحت، تهدید و فشار در ارتباط وجود داشته باشد، طرف مقابل نهتنها تغییر نمیکند، بلکه رابطه هر روز بدتر میشود.
جمعبندی
کنترلگری و نصیحت، دو روی یک سکه هستند که رابطه والدین و نوجوانان را تخریب میکنند. راهکار جایگزین، تغییر از کنترل بیرونی به کنترل درونی و جایگزینی نصیحت با ارائه اطلاعات مستند و خنثی است. والدین باید مانند یک دوست با نوجوان خود رفتار کنند، اطلاعات را در اختیار او بگذارند و به او حق انتخاب بدهند. این روش، هرچند نیازمند صبر و ترک عادت است، اما میتواند رابطهای مبتنی بر احترام، اعتماد و دوستی پایدار ایجاد کند.