به گزارش پایگاه خبری پام خانواده؛ پژوهش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که میل به فرزندآوری در میان زوجهای ایرانی به طور متوسط ۳ فرزند است، اما نرخ واقعی باروری کمتر از ۲ فرزند گزارش میشود . این شکاف میان «تمایل» و «عمل»، مهمترین راز معمای تأخیر در فرزندآوری است. زوجها دوست دارند خانوادههای بزرگتری داشته باشند، اما موانع اقتصادی و اجتماعی مانع تحقق این خواسته میشود.
اقتصاد؛ سد اصلی در برابر فرزند دوم
بر اساس پژوهشهای انجامشده، ۷۲ درصد از مردان ایرانی، ناامنی شغلی را اصلیترین مانع برای افزایش فرزندآوری میدانند . در شرایطی که نرخ بیکاری مردان در گروه سنی ۲۰ تا ۳۵ سال به حدود ۱۵ درصد رسیده و تورم بالا قدرت خرید را کاهش داده است، مردان به عنوان تأمینکنندگان اصلی معیشت خانواده، قادر به پذیرش هزینههای اضافی نیستند .
همچنین حدود ۶۷ درصد از زنان شاغل، استرس ناشی از تعارض نقشهای خانوادگی و شغلی را تجربه میکنند . این استرس زمانی تشدید میشود که زن پس از تولد فرزند اول، بین ادامه کار و ماندن در خانه یکی را انتخاب کند و این تصمیم بر تصمیم به فرزند دوم نیز تأثیر میگذارد.
مسکن؛ مانعی که هر سال بزرگتر میشود
یکی از مهمترین عوامل تأخیر در فرزندآوری، مشکل مسکن است. افزایش هزینههای مسکن و اجارهبها، خانوادهها را نسبت به افزایش تعداد اعضای خانه محتاط کرده است . در شرایطی که هر قدر تعداد فرزند بیشتر باشد، بخت کمتری برای یافتن خانهای مناسب وجود دارد، بسیاری از زوجها ترجیح میدهند با یک فرزند زندگی کنند .
تغییر سبک زندگی و ارزشها
فراتر از اقتصاد، تغییرات عمیق در سبک زندگی و ارزشهای نسل جوان نیز نقش مهمی در تأخیر فرزندآوری دارد. امروزه بخش قابل توجهی از زوجها، فرزند را مانعی برای تحصیل، موقعیت شغلی و آزادیهای فردی میدانند . این نگرش که «فرزند یعنی سلب آزادی» در میان نسل تحصیلکرده و طبقه متوسط شهری بسیار رایج شده است .
از سوی دیگر، کاهش حمایتهای خانوادگی نیز به این معضل دامن زده است. در گذشته، خانوادههای گسترده با حضور عمه، دایی، خاله و عمو، نقش حامی را ایفا میکردند، اما امروز این حمایتها به شدت کاهش یافته است . زوجهای جوان در برابر مسئولیت سنگین فرزندپروری احساس تنهایی میکنند و این حس، ترس از فرزند دوم را تشدید میکند .
افزایش فاصله تولد؛ نشانهای از عقلانیت اقتصادی
پژوهشهای دانشگاهی نشان میدهد که خانوادههای تهرانی، فرزندآوری را به عنوان «تعهدی بلندمدت و مسئولیتی الزامآور» تعریف میکنند و به همین دلیل، با تأکید بر «کیفیت به جای کمیت»، فرزندآوری پایین و بازاندیشانه را به عنوان یک «کنش عقلانی» برمیگزینند . به عبارت دیگر، زوجها برای حفظ کیفیت زندگی خود و فرزند موجود، از آوردن فرزند دوم صرفنظر میکنند.
نگاهی به آینده؛ زنگهای خطر
میانگین فاصله تولد فرزند دوم از فرزند اول که در دهه ۶۰ حدود ۳.۳ سال بود، در سال ۱۴۰۳ به ۵.۹ سال رسیده است . این افزایش قابل توجه، نشاندهنده تأخیر جدی در رشد جمعیت جوان کشور است. اگر این روند ادامه یابد، نرخ رشد جمعیت ایران تا سال ۱۴۱۵ به صفر خواهد رسید و از حوالی سال ۱۴۲۰ رشد منفی جمعیت آغاز میشود .
جمعبندی
معمای تأخیر در فرزندآوری، به ویژه در مورد فرزند دوم، نتیجه ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. ناامنی شغلی، هزینههای بالای مسکن، تغییر نگرش به فرزندآوری و کاهش حمایتهای خانوادگی، زوجهای ایرانی را به تأمل واداشته است. آنها نه مخالف فرزند دوم، بلکه نگران آیندهای هستند که برای فرزندان خود نمیتوانند تضمین کنند. همانطور که یکی از پژوهشگران حوزه جمعیت تأکید کرده است، صرف تصویب قوانین کافی نیست؛ باید ساختار اقتصادی و اجتماعی بهگونهای اصلاح شود که «فرزندآوری» در زندگی مردم ممکن و مطلوب گردد .