صفایی مهر

شاید در روایت مادران نسل زد غفلت کردیم. نسلی که میان دو جهان گیر افتاده‌اند. از یک سو، با گوشی هوشمند و مواهب تکنولوژی به دنیا آمده و بزرگ شدند. از سوی دیگر، بستر امن و فرصت آموزشی برای مواجهه با آسیب‌های نوپدید و تغییرات نرم هویتی، فرهنگی و اخلاقی نداشتند و حالا قد کشیدند و ازدواج کردند و مادر شده‌اند و مسئولیت تربیت نسلی تازه را بر دامان دارند. اما کسی به فکر این مسئله نبوده که چطور باید در این جهان چند پاره بلاتکلیف، که ارزش‌ها دچار چرخش شده است. تصویر مادرانه درخور این عصر ارائه کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری پیام خانواده؛ عباس صفایی‌مهر، مدیر گروه مطالعات تحول مرکز پژوهش‌های مجلس و پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی: این جستار بنده نه یک پند مادرانه کلیشه‌ای که تلاش کرده‌ام این یادداشت، روایتی باشد از آنچه بر زیست بوم تربیت مادربنیان می‌گذرد؛ بدون ملاحظه‌کاری، بدون آرایش کلمات، بدون پنهان کردن واقعیت تلخی که هر روز با آن دست و پنجه نرم می‌شود را بررسی کنیم.

قربانیان خاموش آزمایش اجتماعی

نسل زد (متولدین نیمه دوم دهه ۷۰ تا اواخر دهه ۸۰) اولین نسلی است که دوران مادری‌اش کاملاً با زیست دیجیتال گره خورده است. مادران این نسل، برخلاف مادران خودشان، دیگر تنها با چالش‌های سنتی مادری مثل کم‌خوابی، خستگی جسمی و دغدغه‌های تربیتی روبرو نیستند. این مادران با چالشی جدید و بسیار پیچیده‌تر مواجه‌اند: مقایسه دائمی خود با تصاویر دروغین مادران ایده‌آل در فضای مجازی.

طبق آمار رسمی، ۸۲.۲ درصد ایرانیان حداقل از یکی از پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و نکته تأمل‌برانگیز اینکه در بسیاری از پلتفرم‌ها، درصد استفاده زنان از مردان بالاتر است. برای مثال، در تلگرام ۴۱.۴ درصد زنان در مقابل ۳۷.۱ درصد مردان، در ایتا ۳۴.۱ درصد زنان در مقابل ۲۴ درصد مردان، و در روبیکا ۳۰.۳ درصد زنان در مقابل ۲۶.۹ درصد مردان حضور دارند.

این آمار به چه معناست؟ یعنی زنان ایرانی، به ویژه مادران جوان، بیش از مردان در معرض بمباران محتوای فضای مجازی قرار دارند. خانم‌ها بیش از همسرانشان در حال اسکرول کردن، لایک کردن و تماشای زندگی‌های به‌ظاهر ایده‌آل دیگران هستند.

نمایش توهمی مادری

داده‌های که در پژوهش «زیست دیجیتال همسران نسل زد» ارائه شده است، تصویر هشداردهنده‌ای را نشان می‌دهد. در تحلیل نشانه‌شناختی ۶۰۰ تا ۷۰۰ تصویر اینستاگرامی از خانواده‌های نسل زد، مضمونی به شدت تکرار می‌شود: «سوپرمام‌ها» یا همان «ابرمادران».

زنانی که در اینستاگرام می‌بینید، هم مادرانی بی‌نقص هستند، هم همسرانی عاشق‌پیشه، هم آشپزهایی ماهر، هم کارآفرینانی موفق، و هم زنانی با اندامی متناسب و لباس‌های همیشه چشم نواز و مرتب. در مصاحبه‌های انجام‌شده با مادران واقعی، بسیاری از آن‌ها می‌گفتند: «چرا ما مثل این خانم‌ها نیستیم؟ چرا نمی‌توانیم این کارها را انجام دهیم؟».

هانیه، یکی از این مادران، روایت تکان‌دهنده‌ای دارد. او که روزی بیش از هشت ساعت در اینستاگرام حضور داشت، می‌گوید: «در زمان‌هایی که صفحات اینستاگرام را چک می‌کردم، به نوعی ناامیدی دچار بودم و حتی برای پختن غذا برای خانواده چالش‌های زیادی داشتم. دائماً خود و همسر و خانواده را با فضاهای جدیدی که در اینستاگرام می‌دیدم مقایسه می‌کردم. حتی همسرم را مجبور به تعویض خانه کردم؛ با اینکه خانه ما از آرامش و فضای مناسب برخوردار بود، اما همسرم را مجبور به اجاره‌نشینی در یکی از خیابان‌های گران تهران کردم و با این کار آسیب جدی به کسب و کار و در نهایت کیان خانواده زدم».

او ادامه می‌دهد: «از هیچ چیز احساس رضایت نداشتم. حتی دیگر خودم را دوست نداشتم. تلاش کردم موسیقی یاد بگیرم و مانند زنانی که در اینستاگرام دنبال می‌کردم، همه‌چیز تمام باشم. اما نمی‌دانستم که نادانسته در جریانی قرار می‌گیرم که با فرهنگ، هویت و دین و اعتقاداتم و با سبک زندگی‌ام همخوانی ندارد و روز به روز خانواده‌ام از من دورتر می‌شوند».

هانیه سرانجام با یکی از بلاگرهای معروف اینستاگرام قرار ملاقات گذاشت. در یک کافه در شمال تهران، وقتی آن زن را از نزدیک دید، متوجه شد که او از نظر اخلاقی و رفتاری اصلاً شبیه شخصیتی نیست که در قاب گوشی معرفی می‌کرد. هزاران نفر او و زندگی افسانه‌ای‌اش را دنبال می‌کردند، اما او حتی آدم قابل تحمل نبود. هانیه از خود پرسید: «چرا برای همراهی با این شخصیت، به خود و همسرم سخت گرفته‌ام و زندگی شاد و همسر مهربانم را در معرض مقایسه با حباب توخالی قرار داده‌ام؟».

فراغت مرگبار؛ وقتی مادران فرصت نفس کشیدن ندارند

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مفهوم فراغت در عصر دیجیتال دگرگون شده است. دیگر فراغت به معنای استراحت و تجدید قوا نیست. امروزه با پدیده‌ای به نام «فراغت سیال» مواجهیم . شبکه‌های اجتماعی خود به فراغت جدی تبدیل شده‌اند که مستلزم صرف زمان و انرژی قابل توجهی است و دیگر نمی‌توان مرز مشخصی میان فعالیت کاری، مسئولیت‌های مادری و اوقات فراغت قائل شد.

مادران نسل زد درگیر شکاف و پارادوکس عجیبی هستند: از یک سو، فضای مجازی را پناهگاهی برای فرار از خستگی مادری می‌دانند. از سوی دیگر، همین فضا انرژی باقی‌مانده آن‌ها را می‌مکد و حس ناکافی بودن را در آن‌ها تقویت می‌کند.

تحقیقات استرالیا در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که استفاده طولانی‌مدت از شبکه‌های اجتماعی، به ویژه اسکرول بی‌پایان و مقایسه با دیگران، می‌تواند اضطراب و کاهش روحیه را تشدید کند. روانشناسان تأکید می‌کنند که نوع استفاده از تلفن همراه به خصوص زمانی که جایگزین خواب و روابط حضوری شود به شدت با اضطراب و مشکلات توجه در ارتباط است.

10 ضربه اینستاگرام بر پیکر مادران جوان ایرانی

پژوهشگران با بررسی آسیب‌های اجتماعی نوظهور، ۱۱ آسیب جدی را شناسایی و صورت بندی کرده‌اند که فضای اینستاگرام به زنان و مادران وارد می‌کند:

  1. عادی‌سازی بی‌اخلاقی؛ تبدیل رفتارهای خلاف عرف به امری عادی
  2. مُدگرایی افراطی؛ تبدیل شدن به برده تغییرات سریع پوشش و سبک زندگی
  3. افشای حریم خصوصی؛ به اشتراک گذاشتن جزئیات زندگی که بعدها پشیمانی می‌آورد
  4. مشکلات روحی و روانی؛ افسردگی، اضطراب و احساس پوچی
  5. میل به ابراز وجود؛ نیاز دائمی به دیده شدن و تأیید دیگران
  6. فردگرایی و تضعیف نقش مادری و همسری؛ اولویت یافتن «خود» بر «خانواده»
  7. اعتیاد مجازی؛ وابستگی بیمارگونه به گوشی و شبکه‌های اجتماعی
  8. جلوه‌گری خود ایده‌آل؛ نمایش چهره‌ای که وجود خارجی ندارد
  9. تغییرات فرهنگی و روابط آزاد با نامحرم؛ عبور از مرزهای شرعی و عرفی
  10. خیانت سایبری؛ ارتباطات پنهانی که بنیان خانواده را نشانه می‌رود

این 10 ضربه، واقعیتی است که پژوهشگران به آن رسیده‌اند. نه هشدار اغراق‌آمیز، نه یک اخلاق‌گرایی کلیشه‌ای. بلکه داده‌هایی عینی از آنچه بر مادران این نسل می‌گذرد.

کودک در آغوش مادری که نگاهش به گوشی است

مهمترین قربانی این ماجرا، کودکانی هستند که در آغوش مادرانی بزرگ می‌شوند که بیشتر از آنکه به چشمان فرزندشان نگاه کنند، به صفحه گوشی خیره‌اند. پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهد که کیفیت تعامل با کودک، نه کمیت آن، نقش تعیین‌کننده در شکل‌گیری دلبستگی عاطفی دارد.

تأثیر گرفتن مادران و زنان از فضای مجازی به حدی است که آن‌ها با هویت خود به جنگ برمی‌خیزند و حتی لباس پوشیدن خود و فرزندان را بدون توجه به تبعات، از فضای مجازی الگو می‌گیرند و ناخواسته فرزندان خود را در دام قرار می‌دهند.

افزایش اضطراب و نگرانی، افسردگی، ناامیدی، پرخاشگری و خودکم‌بینی، از جمله آسیب‌های استفاده بی‌رویه از فضای مجازی برای مادران است. و کودکی که مادری مضطرب و افسرده دارد، امنیت روانی لازم برای رشد سالم را نخواهد داشت.

شگفت‌انگیز اینجاست که با وجود تمام این هشدارها، نسل زد همچنان بیشترین اعتماد را به خانواده دارد. بر اساس موج چهارم پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان که هر ساله توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام می‌شود، این نسل در مقایسه با پزشکان، معلمان و سایر گروه‌ها، بیش از همه به خانواده اعتماد دارد. این یعنی هنوز امید هست. یعنی هنوز خانواده برای این نسل مهم است. یعنی هنوز می‌توان حرف زد، تغییر کرد و مسیر را اصلاح کرد.

نه فرار، نه تسلیم، بلکه مدیریت هوشمندانه

هانیه، همان مادری که تجربه تلخ مقایسه و ناامیدی را پشت سر گذاشت، سرانجام به مشاور و روانپزشک مراجعه کرد. پس از مدتی که استفاده از فضای مجازی و به ویژه اینستاگرام را محدود کرد، توانست زیبایی‌های وجود خود و زندگی‌اش را درک کند. او می‌گوید: «از اینکه سال‌های زیادی از عمرم را در دنبال کردن این افراد گذراندم، احساس پوچی داشتم».

این پایان غمگین، می‌تواند آغاز آگاهی جدید باشد. پژوهشگران تأکید می‌کنند که به جای کنترل شدید و حذف کامل فناوری، باید به سمت هدایت آگاهانه حرکت کرد . مادرانی که دنیای دیجیتال را می‌شناسند، کمتر دچار ترس و واکنش‌های افراطی می‌شوند.

پیشنهادهایی که پژوهش‌ها تأیید کرده‌اند:

۱. تعیین مرز دیجیتال: برای استفاده از فضای مجازی، زمان مشخصی تعیین کنید. نه هشت ساعت، نه حتی چهار ساعت. تحقیقات نشان می‌دهد میانگین استفاده نسل زد از شبکه‌های اجتماعی روزانه چهار ساعت است . این عدد باید کاهش یابد.

۲. کیفیت بر کمیت: ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تعامل کاملاً متمرکز و بدون موبایل با فرزندتان، بسیار مؤثرتر از چند ساعت حضور با حواس‌پرتی است. تماس چشمی، بازی تعاملی و گوش دادن فعال به کودک، احساس امنیت را در او بازسازی می‌کند.

۳. خداحافظی درست با کودک: اگر شاغل هستید و فرزندتان را به مهد می‌سپارید، خداحافظی را کوتاه، واضح و با جملات قطعی انجام دهید. ترک ناگهانی و بدون اطلاع، اعتماد و احساس امنیت کودک را خدشه‌دار می‌کند.

۴. الگوی عملی باشید: کودکان بیشتر از آنکه به حرف‌ها گوش دهند، رفتار والدین را تقلید می‌کنند. اگر خودتان به گوشی معتاد باشید، نمی‌توانید از فرزندتان انتظار مدیریت مواجهه با فناوری داشته باشید.

۵. تشویق به تجربه دنیای واقعی: بازی در طبیعت، ورزش، فعالیت‌های هنری و تعامل با همسالان، به تعادل روانی کودک و خود شما کمک می‌کند.

۶. مقابله با توهم کمال: به خودتان یادآوری کنید که آنچه در اینستاگرام می‌بینید، «هایلایت» زندگی دیگران است، نه «کل» زندگی آن‌ها. پشت هر تصویر ایده‌آل، کلی واقعیت خسته‌کننده پنهان شده است.

حرف آخر؛ شما تنها نیستید

مادران نسل زد، شما در پیچ تاریخی سخت قرار دارید. شما اولین حلقه از زنجیره مادرانی هستید که باید همزمان با چالش‌های سنتی مادری و تهدیدهای کاملاً جدید دیجیتال دست و پنجه نرم کنید. این ناعادلانه است، بله. این سخت است، بله. اما شدنی است.

تحقیقات افکارسنجی نشان می‌دهد نسل زد نسبت به بی‌عدالتی، تبعیض و رفتارهای دوگانه بسیار حساس است. این حساسیت را به کار بگیرید. وقتی می‌بینید تصویری که از مادری ایده‌آل در فضای مجازی ساخته شده، عادلانه نیست، به خودتان حق دهید که از دنبال کردن آن تصویر دست بردارید.

نکته مهم دیگر اینکه، اگر برای بیش از چند هفته علائم اضطراب شدید، افسردگی یا احساس ناکافی بودن دارید، لازم است مشاوره تخصصی انجام دهید . مراجعه به روانشناس نشانه ضعف نیست، نشانه آگاهی و شجاعت است.

مادری که از سلامت روان برخوردار است، می‌تواند کشتی خانواده را به ساحل امن برساند و فرزندان و همسر را در مسیر تعالی همراهی کند . این جمله کلیشه‌ای نیست؛ این یک حقیقت روان‌شناختی است.

سخن پایانی:

شما مادران نسل زد، نسلی هستید که بی‌هویتی را به عنوان هویت خود پذیرفته‌اید. اما مادری، ذاتاً هویت‌ساز است. مادری یعنی تو داری برای یک انسان دیگر هویت می‌سازی. پس نمی‌توانی خودت بی‌هویت باشی.

این مرقومه بنده، نه یک حکم اخلاقی، نه قضاوت، بلکه هشدار توأم با همدلی است. ما پژوهشگران، وظیفه داریم واقعیت را بدون آرایش به جامعه نشان دهیم. شما هم اگر این واقعیت را دیدید و پذیرفتید، می‌توانید انتخاب کنید. انتخاب کنید که قربانی الگوریتم‌های اینستاگرام نباشید. انتخاب کنید که مادر واقعی باشید، نه مادر ایده‌آلی که در قاب گوشی می‌بینید. انتخاب کنید که به چشم‌های فرزندتان نگاه کنید، نه به صفحه نمایش.

و به یاد داشته باشید: مقایسۀ مَجاز و واقعیت، مقایسه‌ای بیهوده است که می‌تواند کانون خانواده ایرانی را به فضایی غبارآلود تبدیل کند و خانواده را به صحنه جنگ و آشوب تبدیل کند، صحنه‌ای که مادر خانواده در آن بیشترین آسیب را خواهد دید.

زمان تغییر، همین حالاست. پیش از آنکه دیر شود. پیش از آنکه فرزندتان در آغوش شما بزرگ شود، بدون اینکه شما واقعاً در کنارش بوده باشید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 5 =

آخرین‌ها