به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ روایتهای مختلف از انسانهای متعدد در پهنه گستردهای از تاریخ، بخشی از محتوای مفاهیم بلند آیات قرآن کریم است. خداوند در جایجای این کتاب مقدس که برای هدایت بشر نازل فرموده است، داستانهایی را بیان میکند که صرفاً قصه نیستند، بلکه حقایقی در پوشش تجارب گذشتگانند که باید آیندگان از آنها درس بگیرند.
سفرنامههای قرآنی نه تنها داستانهایی از حرکت جغرافیایی، بلکه بهنوعی روایتگر سیر معنوی انسانها در مسیر تکامل و قرب الهی هستند. بدین جهت ایکنا همزمان با حلول ماه مبارک ر مضان همراه با محمد جوادفر، پژوهشگر و جامعهشناس در قالب سلسله درسگفتارهای «قرآن و سفرنامه» تلاش دارد تا از دریچه سفر، نگاه عمیقتری به آموزههای قرآن پیدا و از هر سفر، درسی برای زندگی فردی و اجتماعی استخراج کنیم.
محمد جوادفر در سومین قسمت این مجموعه به موضوع «سیر در زمین» پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میبینید و میخوانید.
در این قسمت در مورد آیات «سیرو فی الارض؛ در روی زمین سیر کنید» گفتوگو خواهیم کرد. جمله «سِیرُوا فِی الْأَرْضِ» ۱۳ بار در آیات قرآن تکرار شده و هدف این آیات، بیان سرنوشت نهایی و عاقبت کسانی است که غالباً خوشنام نبودهاند. جملههایی مانند «انظُروا کَیفَ کانَ عاقِبَةُ المُکَذِّبینَ»، «فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ» و .... در این آیات مورد اشاره قرار گرفته است.
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که خداوند متعال فرموده در زمین گردش کنید، اما زمین وسیع است؛ دقیقاً کجا را باید بگردیم و کجا را بنگریم؟ آیه بدین نکته اشاره دارد که باید به جاهایی بروید که آثار و بقایای سرانجام گنهکاران در آنها بر جای مانده است.
بخشی از مفهوم این آیه را در دنیای امروز میتوانیم دریابیم، اما چگونه میتوان عاقبت گذشتگان را دید؟ برای این کار باید به سراغ بناهایی برویم که از ظالمان و تکذیبکنندگان پیامبران بر جای مانده است. اینان نه تنها پیامبران، بلکه حقایق فطریِ نهفته در نهاد انسان، حق انسانیت، حق انسان بودن و... را نیز انکار میکردند و برای انسانها حقی قائل نبودند.
همه این موارد سبب میشود بتوانیم از آیه چنین استنباط کنیم که باید به این مکانها برویم، آنها را مشاهده کنیم و از نگاه صِرف و سطحی فراتر رویم و به ژرفای مطلب راه یابیم.
اما چرا دیدن سرانجام پیشینیان اهمیت دارد؟ از آن رو که آنچه آدمیان اغلب جاودانه میپندارند یا مایه جاودانگی خود میدانند ــ، چون قدرت، دستگاههای ساختهشده، لذتهای برآمده از پول و ثروت و... ــ سرانجام از میان رفته است. به آسانی میتوان دید که آن افراد قدرتمند و ثروتمند در واپسین روزهای عمر، به کمترین ابزارهای لازم برای زیستن نیازمند بودهاند و حتی اگر عمری دراز مییافتند، توان ایستادن بر پای خود نداشتند و به دیگران و داشتههای خویش وابسته میشدند.
تمامی اینها دستبهدست هم میدهد تا بدین حقیقت مهم رهنمون شویم که انسان اگر در اوج قدرت هم باشد، ناتوان است و نمیتواند داشتههای خود را نگه دارد؛ سرانجام در گوری کوچک نهانش میکنند و نامی نیک از او بر جای نمیماند.
این بود خلاصهای از مفهوم آیات «سِیرُوا فِی الْأَرْضِ». در کنار این معانی، سفرنامههای بسیاری برآمده از فرمان «سِیرُوا فِی الْأَرْضِ» پدید آمده است. اگر نخواهید یا نتوانید به آن مکانها بروید و از نزدیک آنچه رخ داده بنگرید، با مطالعه سفرنامهها میتوانید به حقایق رویداده پی ببرید.
برای نمونه، زندگینامه چنگیزخان مغول منتشر شده است. در این سفرنامه، شخصیت، ویژگیهای فکری و روحی او و این که چگونه آدمی خونریز بوده و چه اندازه انسانهای روزگار خود را کشته، بازگو شده و میتوانید آن را بخوانید.
زندگی شخصیتهای مجرمی، چون هیتلر، صدام، قذافی و دیگران که کشتارهای بسیار کرده و انسانهای زیادی را از میان بردهاند نیز منتشر شده است. خواندن سرگذشت این افراد میتواند پند و هشداری عقلی و فکری باشد برای آنان که در آرزوی قدرت و جاهطلبی به سر میبرند.