1522379.jpg

سینمای ایران، در قراردادی نانوشته، هر چند سال یک‌بار به سراغ صدور بیانیه‌ای تصویری علیه حکم قانونی و دینی قصاص می‌رود؛ گویی این مواجهه، به یک سنت تثبیت‌شده بدل شده است. در جشنواره امسال، فیلم «زنده‌شور» پرچم‌دار همین مسیر است؛ اثری که نه در پی پرسش‌گری، که بیشتر در مقام موضع‌گیری ظاهر می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ محسن تقیانی*/ کاظم دانشی، پس از تجربه موفق و ملتهب «علفزار» که با تلفیق چند پرونده واقعی و تمرکز بر فضای دادگاه، درامی پرتنش را شکل داده بود، در دومین فیلم سینمایی خود بار دیگر به قلمرو پرونده‌های قضایی بازمی‌گردد. با این تفاوت مهم که «زنده‌شور» روایتش را نه از آغاز مسیر حقوقی، بلکه از واپسین ساعات حیات پنج محکوم به اعدام آغاز می‌کند؛ انتخابی جسورانه که بار عاطفی سنگینی را از همان ابتدا بر دوش فیلم می‌گذارد.

فیلمنامه که حاصل همکاری دانشی و محمد داودی است، می‌کوشد ماجرامحوری را با قهرمان‌محوری پیوند بزند؛ الگویی که پیش‌تر در «علفزار» با شخصیت بازپرس تجربه شده بود و این‌بار به مرتضی زندی، نماینده دادستان، منتقل می‌شود. مردی جوان که با وجود سال‌ها حضور در آیین اعدام و قصاص، هنوز به این مواجهه عادت نکرده و زخمی درونی، او را درگیر تردیدی دائمی کرده است.

پنج محکوم، هر یک داستانکی مستقل با خود دارند؛ خرده‌روایت‌هایی که بخشی از زمان فیلم را به خود اختصاص می‌دهند و تلاش می‌کنند چهره‌ای مظلومانه از مجرمان ترسیم کنند. در میان آن‌ها، داستان سجاد و قتل‌های ناموسی‌اش پررنگ‌تر از سایرین پرداخت شده و بیشترین همدلی را از تماشاگر طلب می‌کند. تلاش‌های مرتضی زند برای گرفتن رضایت از اولیای دم، ستون اصلی نیمه دوم فیلم را می‌سازد؛ مسیری که از نظر تعلیق و کشش دراماتیک، واجد جذابیت است. با این حال، فیلم در یک‌سوم پایانی گرفتار تکرار می‌شود و برخی دیالوگ‌ها، به‌ویژه در بزنگاه‌های احساسی، حالتی گل‌درشت و شعاری پیدا می‌کنند.

نقدی به یک فیلم جشنواره فجر/ زنده‌شور در مقام موضع‌گیری ظاهر شد

از حیث اجرا، «زنده‌شور» فیلمی قابل اتکاست: فیلمنامه‌ای نسبتاً چفت‌وبست‌دار، کارگردانی شسته و رفته دانشی، دکوپاژی حساب‌شده که خفگی و سنگینی فضای زندان را به‌خوبی منتقل می‌کند و بازی‌های قابل‌توجه گروهی از بازیگران شناخته‌شده، از نقاط قوت اثر به شمار می‌آیند. در مقابل، زمان طولانی فیلم و فقدان ایجاز، نیاز به تدوین مجدد را به‌وضوح یادآور می‌شود.

دانشی در سال‌های اخیر، به واسطه ارتباط نزدیک با دستگاه قضا، توانسته از میان انبوه پرونده‌های قضایی، مواد خام جذابی برای سینما استخراج کند؛ مسیری که در «ملاقات خصوصی» و «علفزار» نیز نشانه‌هایش دیده می‌شد. امسال اما این تکثر پرونده‌ها به نوعی ازدیاد تولید رسیده و او هم‌زمان با چند فیلمنامه و یک اثر کارگردانی‌شده، همگی در همکاری با بخش اطلاع‌رسانی قوه قضائیه، در جشنواره حاضر است؛ حضوری پررنگ که خود می‌تواند محل بحث باشد.

قصاص یا بخشش، همچنان از داغ‌ترین سوژه‌های سینمای ایران است؛ سوژه‌ای که غالباً در قالب ملودرام روایت می‌شود. «زنده‌شور» در نمایش منطق روایی و منطق حسیِ بخشش، موفق عمل می‌کند؛ اما در مواجهه با قصاص، تنها به منطق روایی بسنده می‌کند و از انتقال منطق حسی آن بازمی‌ماند. نتیجه، فاصله‌ای است که اجازه نمی‌دهد مخاطب به درکی متعادل و منصفانه از این حکم الهی برسد.

و شاید همین‌جا باید مکث کرد؛ خدا رحم کند به جامعه‌ای که از قصاص متنفر است، بی‌آنکه پیش‌تر بداند «وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ»

*منتقد سینما

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 1 =

آخرین‌ها