به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده، فهیمه فرهمندپور، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، در دومین رویداد ملی تشکلهای مردمی خانواده محور (سلاله) سخنانی مبسوط و مبتنی بر دغدغههای اجرایی و مطالعاتی طولانی خود، به ارائه تحلیلی نقادانه از وضعیت نهاد خانواده در ایران پرداخت و از «بازنشستگی اجباری خانواده» در طول چهار دهه گذشته انتقاد کرد. وی این موضوع را نه یک اشتباه جزیی، بلکه یک «رویکرد غلط سیستماتیک» دانست که نتایج آن امروز در ابعاد مختلف اجتماعی قابل مشاهده است.
تشریح یک تجربه تاریخی: از مسئولیت مطلق تا واگذاری کامل
فرهمندپور تحلیل خود را با مقایسهای تاریخی آغاز کرد. وی گفت: «در دوران پیش از انقلاب، خانوادهها از نظام حکمرانی وقت نه تنها قطع امید کرده بودند، بلکه از آن بیمناک بودند. آنها میدانستند که آموزش و پرورش پهلوی، رادیو و تلویزیون، خیابان و مطبوعات، نه تنها بچههای آنها را تربیت نمیکند، بلکه ممکن است فاسد کند.» به گفته وی، در آن شرایط، خانواده احساس مسئولیت انحصاری و مطلق میکرد و با «چنگ و دندان» برای تربیت دینی، اخلاقی و اجتماعی فرزندان خود میجنگید. نتیجه این شد که حتی اگر فرزندی وارد دانشگاه دوران طاغوت میشد، از ایمان و هویت خود دفاع میکرد.
وی سپس به نقطه عطف پس از انقلاب اشاره کرد: «با استقرار جمهوری اسلامی، این تصور غلط در خانوادهها شکل گرفت که حالا دیگر همه چیز به دست "نظام اسلامی" است. آموزش و پرورش اسلامی، صدا و سیمای اسلامی، دانشگاه اسلامی. پس خانواده دیگر لازم نیست آن همه دغدغه و تلاش پیشین را داشته باشد.» فرهمندپور این تغییر نگرش را آغاز یک انحراف بزرگ دانست: «ما به تدریج واسطههای امر تربیت را از خانواده به نهادهای اجتماعی -حتی با ماهیت اسلامی- منتقل کردیم. این انتقال، سطح عاملیت و کنشگری خانواده را به شدت تنزل داد و ما بیش از چهل سال است که در این شیوه غلط حرکت میکنیم.»
نمادها و پیامدهای یک رویکرد غلط: از نهضت مشاوره تا قانونگذاری بیاعتمادکننده
رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، با ذکر مثالهای عینی به تبیین پیامدهای این رویکرد پرداخت. وی «نهضت مشاوره» را به عنوان یک نماد مورد نقد قرار داد و با احترام به مشاوران گفت: «نهضت مشاوره در حوزه ازدواج، تحصیل، بلوغ و... جایگزین نقش تاریخی پدربزرگها، مادربزرگها و خود پدر و مادرها شده است. امروز هنر خانوادهها فقط در تأمین هزینه مراجعه به مشاور خلاصه شده است. در حالی که راه درست، توانمندسازی خانواده برای ایفای نقش مشاورهای خود است، نه سلب مسئولیت از آنها.»
مثال دیگر وی، قوانین مصوب مجلس بود. فرهمندپور با انتقاد از قوانینی مانند تعیین سقف مهریه گفت: «این قوانین به خانوادهها این پیام را میدهد که گویی با افرادی بیعقل و بیخرد روبرو هستیم که نمیتوانند در خصوصیترین مسائل زندگی خود تصمیم بگیرند. جالب اینجاست که در همان روزی که مقام معظم رهبری درباره اهمیت ارتباط معنادار در خانواده صحبت میکنند، مجلس درباره میزان مهریه تصمیم میگیرد. این تناقض خطرناک است.»
وی به پیامدهای عمیق اجتماعی این امر اشاره کرد و از کاهش شدید مرجعیت پدر و مادر نزد فرزندان گفت: «ما اعتماد به نفس، احساس تأثیرگذاری و مرجعیت را از پدر و مادرها گرفتیم. امروز حتی برای یک دعوای ساده زن و شوهری هم اولین پیشنهاد این است: "برو پیش مشاور". ما خانوادههایی داریم که فرزندانشان سالهاست جدا شدهاند و آنها خبر ندارند. این یک فاجعه است.»
راه حل کلان: خانوادهمحوری به جای دولتمحوری
فرهمندپور راه برونرفت از این چرخه معیوب را در اجرای واقعی «خانوادهمحوری» دانست و به سیاستهای ابلاغی رهبر انقلاب در این حوزه استناد کرد. وی تأکید کرد: «مقام معظم رهبری به صراحت در سیاستهای خانواده بر "خانوادهمحوری در همه نظامات" تأکید کردهاند. یعنی چه نظام آموزشی، چه نظام سلامت، چه نظام اقتصادی مقاومتی، باید خانوادهمحور باشد. متأسفانه ما خانوادهمحوری را به یک "پیوست" یا یک "احتیاط" تقلیل دادهایم که مبادا به خانواده آسیب بزنیم. خانوادهمحوری یعنی خانواده کانون و پایه و محور طراحی همه سیاستها باشد.»
وی افزود: «در نگاه تمدنی اسلام، واحد تمدنساز، خانواده است، نه فرد. اگر خانواده را فاقد عاملیت و کنشگری معنادار کنیم، تمدنی شکل نخواهد گرفت.»
چارچوب عملیاتی: چهار گام اساسی برای توانمندسازی خانواده
فرهمندپور، یک نقشه راه چهار مرحلهای را برای کنشگران اجتماعی، حاکمیت و نهادهای فرهنگی ارائه داد:
۱. حساسسازی: بسیاری از خانوادهها نسبت به مسائل حیاتی مانند بحران سالمندی، کاهش جمعیت، مخاطرات فضای مجازی برای نوجوانان و ضرورت تحکیم روابط زناشویی، «بیخیال» یا «کمحساس» هستند. اولین قدم، ایجاد حساسیت و خروج خانوادهها از این انفعال است.
۲. آگاهسازی: صرف حساسیت کافی نیست. باید شکاف عمیق اطلاعاتی بین نسل والدین و فرزندان را پر کرد. خانوادهها باید نسبت به واقعیتهای جهان امروز، آسیبها و فرصتها آگاه شوند. وی با اشاره به مثال سرچهای زنان در فضای مجازی گفت: «باید دغدغههای خانوادهها را از سطح ظواهر به سطح مسائل عمقی ارتقا دهیم.»
۳. مسئولیتسازی: پس از آگاهی، باید در خانواده احساس مسئولیت ایجاد کرد. این تصور که «دولت یا مدرسه یا مشاور باید حلش کند» باید به این باور تبدیل شود که «من به عنوان عضوی از این خانواده مسئول هستم».
۴. توانمندسازی: در نهایت، خانوادهها باید ابزارها، مهارتها و دانش لازم برای عمل کردن به مسئولیت خود را به دست آورند. این شامل آموزش مهارتهای ارتباطی، تربیتی، رسانهای و اقتصادی میشود.
تأکید بر سیاستهای خانوادهمحور رهبری
فرهمندپور، بر سیاستهای ابلاغی رهبر انقلاب در حوزه خانواده تأکید کرد و گفت: «شاهکلید، خانوادهمحوری در همه نظامات است... واحد تمدنساز در نگاه اسلام، فرد نیست، "خانواده" است. اگر خانواده را فاقد عاملیت کردید، تمدن شکل نمیگیرد.» وی از کنشگران خواست: «لطفاً جور خانوادهها را نکشید. خانوادهها را وارد میدان عملیات کنیم. فقط به آنها کمک کنید که تکالیف خود را انجام دهند.»
سخن پایانی: خانواده، میدان عمل اصلی
فرهمندپور در جمعبندی نهایی خطاب به کنشگران حوزه خانواده تأکید کرد: «موضوع فعالیت شما افراد به صورت منفرد نیست، بلکه "هویت جمعی خانواده" است. لطفاً جور خانواده را نکشید. خانوادهها را وارد میدان عملیات کنید. شما فقط به آنها کمک کنید که تکالیفشان را خودشان انجام دهند. ما نیازمند بازتعریف نقش خانواده از یک نهاد منفعل و مصرفکننده خدمات، به یک نهاد فعال، مسئول و اثرگذار در سرنوشت خود و جامعه هستیم. این اصلاح، بزرگترین گام برای عبور از بسیاری از بنبستهای امروزین اجتماعی خواهد بود.»
این سخنان در حالی مطرح میشود که نهاد خانواده در ایران با چالشهای متعددی از جمله کاهش ازدواج، افزایش طلاق، شکاف نسلی عمیق و اثرات گسترده فضای مجازی روبروست و رویکرد نقادانه و پیشنهادی فرهمندپور میتواند محور گفتوگوهای کارشناسی بعدی قرار گیرد.