به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ یکی از مهمترین نیازهای دختران امروز، آگاهی و تعریف دقیق نقشهای خود در صحنه زندگی است. دختران امروز شناخت دقیقتری از استعدادها و توانمندیهای خود دارند و زمینه شکوفایی و پرورش این استعدادها نیز بیش از گذشته برایشان فراهم شده است. آنها علاوه بر هویت فردی و خانوادگی، به میزان زیادی متوجه بعد اجتماعی هویت خود شدهاند و بسیار مشتاق هستند تا نقشهای بیشتر و مهمتری را در عرصه اجتماع ایفا کنند.
این توانمندیها و فعالیتهای چندگانه به طور کلی میتواند ظرفیت خوبی برای رشد جامعه باشد. اما چالش اساسی اینجاست که اگر دختر خانم نتواند نظام ارزشهای خود را ساماندهی کند، دچار بههمریختگی و آشفتگی ارزشها، تعارض نقشها و ناتوانی در تشخیص اهم و مهم میشود و ممکن است نتواند حتی همان نقشهای پایه و مهمتر خود را نیز به درستی ایفا نماید. این که انسان در این جهان چه جایگاه و نقشی دارد، چه کارهایی باید انجام دهد و در تعارضها و تزاحمها چگونه باید مسئولیتهای گوناگون خود را مدیریت کند، نیاز به آموزش دارد.
شکاف نسلی؛ چالش خانواده در تربیت دختران امروز
کودک در ابتدا و در دوران طلایی یادگیری خود، بسیاری از ارزشها و رمز و راز زندگی موفق را در خانواده میآموزد؛ به ویژه از طریق یادگیری ضمنی و مشاهدهای. با این حال، شکاف نسلی بین دختران امروز و مادرانشان یکی از چالشهای جدی در این مسیر است. واقعیت این است که میزان دغدغهمندی، انگیزه و فعالیت اجتماعی مادران و فرزندان تفاوت قابل توجهی دارد. فعالیتهای اجتماعی سهم کمرنگتری در زندگی بانوان نسلهای گذشته داشته است و به همین نسبت، تعارض نقشها و مهارت مدیریت آنها کمتر مساله ایشان بوده است؛ در حالی که برای دختران امروز این مساله کاملاً موضوعیت دارد. بنابراین دختران امروز، چنین مهارتی را نه به صورت الگویی و مشاهدهای و نه از طریق آموزش کلامی از مادران خود نیاموختهاند.
بسیاری از دختران امروز برخلاف مادرانشان، بهترین سالهای جوانی خود را به ادامه تحصیل، اشتغال یا فعالیتهای اجتماعی اختصاص دادهاند و ازدواج و فرزندآوری را به سالهای بعدی عمر خود واگذار میکنند. پیامد این گونه اولویتبندی را در جنبههای فردی، خانوادگی و اجتماعی میتوان مشاهده کرد.
نظام آموزشی کنکور محور؛ غفلت از ساحتهای تربیتی
تربیت ساحتهای گوناگونی دارد؛ از جمله تربیت معنوی-اخلاقی، تربیت شهروندی، تربیت سیاسی، تربیت برای همسری و مادری و نظایر آنها. طبق اسناد بالادستی، ساحت تربیت دینی-اخلاقی بر سایر ساحتها اولویت دارد و سایر ساحتها نیز بسیار مهم شمرده شدهاند؛ اما در عمل و در نظام آموزشی کنکور محور، این ساحتها عملاً به حاشیه رانده شدهاند.
پرداختن جدی به پرورش این ساحتها نیازمند تحولات اساسی در هدفگذاری، اختصاص زمان و منابع، بهکار بردن روشهای متنوع و کارآمد است. به نظر میرسد در حال حاضر این ساحتها چندان در اولویت نیستند و یا به صورت بسیار ناقصی آموزش داده میشوند. نظام آموزشی ما از جامعیت یا دستکم از تعادل برخوردار نیست. اساساً در نظام آموزشی شناختمحور ما، پرورش بعد عاطفی و مهارتی دانشآموزان مغفول مانده است.
فاصله آموزشهای مدرسه با نیازهای واقعی
آموزشهای مدرسهای در وضعیت فعلی جوابگوی همه نیازهای تربیتی دختران امروز نیست و خروجیهای نظام آموزشی غالباً تکبعدی و به صورت محدود رشد یافتهاند. برای رفع این نقایص نیاز به سازماندهی مجدد اهداف و روشهای تربیتی در مدارس هستیم. آنچه در عمل مشاهده میشود این است که ساحتهای مهمی مانند تربیت برای همسری و مادری، تربیت عاطفی و مهارتهای زندگی در برنامههای آموزشی جایگاه چندانی ندارند و دانشآموزان با ورود به عرصههای مختلف زندگی، با خلأهای جدی در این حوزهها مواجه میشوند.
جمعبندی
دختران امروز با نیازهای تربیتی پیچیدهتری نسبت به نسلهای قبل مواجه هستند. از یک سو، تمایل به حضور گسترده در عرصههای اجتماعی و ایفای نقشهای چندگانه دارند و از سوی دیگر، همچنان به ایفای نقشهای سنتی مانند همسری و مادری نیز علاقهمندند. این تعارض نقشها، نیازمند آموزش مهارتهای مدیریت زمان، اولویتبندی و تصمیمگیری است که در نظام آموزشی و خانوادههای امروز به آن توجه کافی نمیشود.
شکاف نسلی میان دختران و مادرانشان و نظام آموزشی کنکور محور، دو مانع جدی در مسیر تربیت همهجانبه دختران امروز هستند. برای پر کردن این خلأ، نیاز به بازنگری اساسی در اهداف و روشهای تربیتی در سطوح مختلف خانواده، مدرسه و جامعه داریم تا دختران امروز بتوانند با مهارتهای کافی، نقشهای متنوع خود را در زندگی به درستی ایفا کنند و از تعارضهای نقش و آشفتگی ارزشها در امان بمانند.