به گزارش پیام خانواده؛ جمهوری اسلامی ایران از دل یکی از سختترین آزمونهای امنیتی و لجستیکی اخیر خود بیرون آمده است. جنگی که علیه زیرساختهای انرژی ایران صورت گرفت. این جنگ، اگرچه زخمهایی بر پیکره صنعت نفت و میعانات گازی کشور وارد کرد، اما یک دستاورد بزرگ نیز داشت و آن این بود که اثبات کرد راه نجات، نه در انبارهای مخفی بنزین، که در تغییر پارادایم مصرف نهفته است. امروز فرصتی طلایی برای بازنگری در سبد سوخت کشور فراهم شده تا از زاویه خوداتکایی هوشمند بتوان چالش های پیش رو در زمینه سوخت را بررسی و برطرف کرد.
طوفان را پشت سر گذاشتیم؛ میراث جنگ سوم چه بود؟
در جریان نبرد ۴۰ روزه و تشدید تنشهای پیش از آن (دوره ۱۲ روزه حملات پراکنده)، زیرساختهای پالایشی و خطوط انتقال میعانات گازی تحت فشار قرار گرفتند. بر اساس بعضی تحلیل ها و اظهار نظرها در این دوران و در اوج بحران، ظرفیت تولید بنزین کشور به کمتر از ظرفیت اسمی خود سقوط کرد. اما آنچه این تهدید را به فرصت تبدیل کرد، واکنش سریع و غیرتمندانه نهادهای عمومی مانند شهرداریها و شرکت ملی گاز بود. در آن روزهای سخت، وقتی بنزین سهمیهبندی شد، سیانجی به عنوان قهرمان خاموش میدان وارد عمل شد. این تجربه تلخ اما آموزنده نشان داد که وابستگی صرف به بنزین، پاشنه آشیل اقتصاد ایران است و دوران تکسوختی باید برای همیشه پایان پیدا کند.
دوگانهسوزها؛ طلای خاکستریای که خاموش ماندند
یکی از متناقضترین صحنههای مصرف سوخت در ایران، تردد میلیونها خودروی دوگانهسوزی است که با وجود داشتن مخزن سیانجی، صرفاً از بنزین یارانهای استفاده میکنند. بر اساس آمار ستاد مدیریت حملونقل و سوخت، بیش از ۴ میلیون خودروی دوگانهسوز در کشور وجود دارد، اما سهم سیانجی در سبد سوخت این خودروها به شکل قابل توجهی ناچیز به نظر می رسد.
اما سوال این است که چرا رانندگان تاکسی و شخصی از گاز استفاده نمیکنند؟ پاسخ فقط قیمت پایین بنزین نیست. طبق گزارشات میدانی به نظر می رسد بخش قابل توجهی از جایگاههای سیانجی در سالهای اخیر به دلیل کمبود تعمیرات، فشار پایین گاز و صفهای طولانی، محبوبیت خود را از دست دادهاند. مردم از این سوخت جبرانی استفاده نمیکنند چون جایگاه خراب است و دولت جایگاه را بهروز نمیکند چون مصرف پایین است و این دور باطل و چرخه معیوب را می توان یکی از علل این چالش بر شمرد؛ در حالی که طبق محاسبات فنی، هر مترمکعب سیانجی معادل ۱.۲ لیتر بنزین انرژی دارد و قیمت آن برای دولت تقریباً یکسوم هزینه تأمین بنزین وارداتی تمام میشود.

الزامهای دولتی و میدانی؛ از تاکسیها تا کارتهای هوشمند
برای شکستن این بنبست، راهکارهای عملیاتی زیادی باید در دستور کار قرار گیرد. برای نمونه، کاهش سهمیه بنزین خودروهای دوگانهسوز می تواند راهکار اثرگذاری باشد. در توضیح احتمال گلایه مندی تاکسیران ها باید گفت، این کاهش نه یک جریمه، که یک مشوق برای استفاده از سوخت پاک و فراوان داخلی است و منابع حاصل از این کاهش سهمیه میتواند صرف نوسازی کمپرسورهای جایگاههای سیانجی شود.
الزام قطعی تاکسیها به استفاده از سوخت دوم در همین راستا می تواند مکمل راهکار قبلی باشد. ناوگان تاکسیرانی کشور با میزان قابل توجهی از خودرو که عمدتاً دوگانهسوز هستند، باید در گام اول ملزم شوند که برای مثال ۸۰ درصد پیمایش روزانه خود را با سیانجی انجام دهند. این نظارت از طریق سامانه پیمایش و کارت هوشمند سوخت به راحتی قابل اجراست. تخلف از این امر نیز می تواند با راهکارهای ایجابی کنترل و مدیریت شود.
احیای سامانه عرضه رایگان سیانجی نیز می تواند یکی دیگر از اهرم های ایجابی و کنترل کننده برای مدیریت مصرف سوخت به کار گرفته شود. در جریان جنگ ۴۰ روزه، شهرداریها با اختصاص بودجههای محلی، در برخی مناطق اقدام به عرضه رایگان سیانجی به تاکسیها و اتوبوسها کردند. این اقدام که در آن زمان یک تاکتیک جنگی برای حفظ حملونقل عمومی بود، امروز میتواند به یک سیاست دائمی برای تشویق تغییر رفتار تبدیل شود. تصور کنید شهرداریها به جای پرداخت یارانه بنزین، بودجهای برای تأمین گاز رایگان ناوگان حملونقل عمومی در ساعات اوج ترافیک اختصاص دهند. این کار نهتنها مصرف بنزین را کم میکند، بلکه هوای شهرها را نیز نجات میدهد.
مسئولیت اجتماعی؛ وقتی هر خانواده یک پالایشگاه کوچک میشود
دوران پس از جنگ، دوران بازسازی اعتماد و تغییر سبک زندگی است. اگر هر خانواده ایرانی باور کند که با استفاده از سیانجی یا کاهش یک سفر غیرضروری در هفته، میتواند در امنیت ملی شریک باشد، معادلات به هم میریزد. رسانهها باید روایت مصرف بنزین کمتر، نشانه هوشمندی را جایگزین فرهنگ خودرومحوری کنند. شرکتهای پخش نیز در این راهکار مسئول خواهند بود تا با ارائه اپلیکیشنهای نشاندهنده وضعیت جایگاههای فعال سیانجی، مشکل صف های طولانی را برای همیشه حل کنند.
بحران سوخت در جنگ تحمیلی سوم، زنگ خطری بود که ما را بیدار کرد، اما نباید اجازه دهیم این بیداری به خواب غفلت فرو رود. ایران با در اختیار داشتن بزرگترین شبکه توزیع گاز طبیعی فشرده جهان، نیازی به التماس برای واردات بنزین ندارد. کافیست دولت با شجاعت سهمیه بنزین خودروهای دوگانهسوز را کاهش دهد، تاکسیها را با نظارت هوشمند به سمت گاز هدایت کند و الگوی موفق سیانجی رایگان شهرداری در زمان جنگ را به یک برنامه سراسری تبدیل کند. این اقدامات، نه هزینه، که سرمایهگذاری برای فردایی است که در آن، سوخت پاک و فراوان، حق مسلم هر ایرانی است و نه کالایی برای سودجویی دلالان. از دل ویرانههای جنگ، میتوان بزرگترین جهش در الگوی مصرف انرژی را رقم زد؛ به شرط آنکه همگی به مسئولیت خود عمل کنیم.