به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ نتایج کنکور که اعلام میشود، برای بعضی خانوادهها لحظهای برای جشن و تبریک است و برای بعضی دیگر، شروع نگرانی درباره آینده فرزند. اما در میان پیامها و تماسهای تبریک، یک سؤال ساده بارها تکرار میشود: «رتبهات چند شد؟» سؤالی که شاید از سر کنجکاوی پرسیده شود، شاید برای خانواده یا اقوام کاملاً طبیعی به نظر برسد، اما برای داوطلبی که نتیجهاش مطابق انتظار نبوده، میتواند یادآور ماهها تلاش، اضطراب و نگرانی باشد. گاهی آنچه یک کنکوری بعد از اعلام نتایج بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، نه مقایسه و قضاوت، بلکه شنیدن یک جمله ساده است: «هر نتیجهای که شده، ما کنارت هستیم.»
گزارشهایی که همزمان با اعلام نتایج امسال منتشر شده نیز به همین موضوع پرداختهاند و نسبت به تبدیل پرسش درباره رتبه به عاملی برای افزایش فشار روانی داوطلبان هشدار دادهاند.
به همین دلیل شاید بهتر باشد نخستین واکنش خانواده به جای پرسیدن رتبه، یک جمله ساده باشد: «خسته نباشی؛ هر نتیجهای که شده باشد، ما کنارت هستیم.»
رتبه پایین، شکست فرزند نیست
یکی از خطرناکترین اتفاقات پس از اعلام نتایج، یکی دانستن رتبه کنکور با میزان توانایی یا ارزشمندی یک نوجوان است.
رتبه یک آزمون، عملکرد فرد را در یک مقطع و در شرایط مشخص اندازهگیری میکند؛ اما نمیتواند خلاقیت، شخصیت، پشتکار، مهارت ارتباطی، علایق، توانایی حل مسئله یا مسیر آینده او را تعیین کند.
ممکن است دانشآموزی رتبهای بسیار پایینتر از انتظار خانواده کسب کرده باشد، اما در حوزهای دیگر استعداد و توانایی قابل توجهی داشته باشد.
بنابراین جملههایی مانند «با این همه درس خواندن، این شد نتیجه؟» یا «فلانی کمتر از تو درس خواند و رتبه بهتری آورد» نهتنها نتیجه را تغییر نمیدهد، بلکه ممکن است احساس شکست را در نوجوان عمیقتر کند.
مقایسه با بچههای فامیل؛ زخمی که دیرتر خوب میشود
یکی از رایجترین واکنشها پس از اعلام نتایج، مقایسه فرزندان با یکدیگر است.
«پسرخالهات رتبهاش شد فلان»،
«دختر فلانی پزشکی قبول شده»،
«دوستت از تو بهتر نتیجه گرفته»؛
جملاتی که شاید از نگاه والدین برای ایجاد انگیزه گفته شوند، اما معمولاً پیام دیگری به نوجوان منتقل میکنند: تو به اندازه کافی خوب نبودهای.
هر داوطلب شرایط متفاوتی دارد؛ از وضعیت روحی و امکانات آموزشی گرفته تا میزان مطالعه، علاقه به رشته، شرایط خانوادگی و حتی کیفیت عملکرد در روز آزمون.
مقایسه نتیجه دو انسان با شرایط متفاوت، لزوماً تصویر دقیقی از توانایی آنها ارائه نمیدهد.
حتی رتبه خوب هم نباید به فشار تازه تبدیل شود
فشار خانواده فقط مختص کسانی نیست که نتیجه ضعیف گرفتهاند.
گاهی نوجوانی که رتبه خوبی کسب کرده، به جای آنکه فرصت نفس کشیدن و خوشحالی داشته باشد، بلافاصله با فهرستی از انتظارات تازه مواجه میشود:
«حالا باید پزشکی قبول شوی.»
«حیف است با این رتبه فلان رشته را انتخاب کنی.»
«حالا که رتبهات خوب شده، باید بهترین دانشگاه را بروی.»
در چنین شرایطی، موفقیت قبلی به سکویی برای ایجاد فشار بعدی تبدیل میشود.
خانواده باید اجازه دهد فرزندش از موفقیت خود لذت ببرد و سپس در آرامش درباره انتخاب رشته و آینده تصمیم بگیرد.
«ما این همه برایت هزینه کردیم»
هزینههای کلاس، کتاب، آزمون آزمایشی، مشاوره و آموزش نیز گاهی پس از اعلام نتیجه به ابزاری برای سرزنش تبدیل میشود.
جملههایی مانند «این همه برایت هزینه کردیم، آخرش این شد؟» میتواند در نوجوان احساس بدهکاری و عذاب وجدان ایجاد کند.
خانواده حق دارد درباره هزینههای آموزشی و اقتصادی خود نگران باشد، اما بهتر است این نگرانی به احساس شکست فرزند منتقل نشود.
اگر قرار باشد حمایت مالی خانواده در ذهن نوجوان به یک بدهی دائمی تبدیل شود که باید با رتبه بالا آن را پس بدهد، رابطه میان والدین و فرزند نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
کنکور فقط یک مسیر از میان چند مسیر است
جامعه گاهی به گونهای درباره کنکور صحبت میکند که گویی نتیجه آن تکلیف تمام زندگی فرد را مشخص میکند؛ در حالی که مسیر تحصیل و شغل یک مسیر خطی و قطعی نیست.
ممکن است فردی در رشتهای تحصیل کند و بعدها مسیر حرفهای متفاوتی را انتخاب کند. ممکن است داوطلبی امسال به نتیجه مورد انتظار نرسد و سال بعد شرایط متفاوتی داشته باشد. حتی ممکن است کسی پس از ورود به دانشگاه متوجه شود رشته انتخابی با علاقه و تواناییهایش هماهنگ نیست.
پس بهتر است خانواده، نتیجه کنکور را یک نقطه از مسیر ببیند، نه پایان یا آغاز قطعی تمام آینده فرزند.
حال فرزندتان را بپرسید، نه فقط رتبهاش را
بعد از اعلام نتایج، شاید بهترین سؤال این نباشد که «چند شدی؟»
سؤالهایی مانند:
«از نتیجهات چه حسی داری؟»
«فکر میکنی دوست داری قدم بعدی چه باشد؟»
«دوست داری درباره انتخاب رشته با هم صحبت کنیم؟»
به نوجوان این پیام را میدهد که خانواده بیشتر از یک عدد، به خود او اهمیت میدهد.
اگر نتیجه مطابق انتظارش نبوده، ابتدا باید فرصت داشته باشد احساس ناراحتی، خستگی یا حتی ناامیدی خود را تجربه کند. قرار نیست خانواده در همان ساعات نخست، تمام راهحلهای ممکن را روی میز بگذارد.
گاهی یک نوجوان قبل از هر مشاورهای فقط نیاز دارد کسی به او بگوید: «میفهمم که برایت سخت است.»
خانه نباید دادگاه نتایج باشد
داوطلب کنکور ماهها درگیر آزمون، مطالعه و نگرانی بوده است. وقتی نتیجه اعلام میشود، خانه باید محل امن او باشد، نه دادگاه بررسی عملکرد.
والدین میتوانند درباره اشتباهات، انتخاب رشته یا برنامه آینده با فرزندشان صحبت کنند، اما این گفتوگو زمانی نتیجه بهتری خواهد داشت که از سرزنش و مقایسه خالی باشد.
هدف از گفتوگو باید پیدا کردن مسیر بعدی باشد، نه پیدا کردن مقصر.
فامیل و اطرافیان هم مسئولیت دارند
فشار بعد از اعلام نتایج فقط از سوی پدر و مادر ایجاد نمیشود.
اقوام، دوستان خانوادگی و حتی آشنایان نیز گاهی با پرسیدن رتبه، مقایسه فرزندان یا پرسش درباره رشته قبولی، ناخواسته فشار ایجاد میکنند.
ممکن است خانوادهای تصمیم گرفته باشد درباره نتیجه فرزندش صحبت نکند؛ احترام به این تصمیم میتواند یکی از سادهترین شکلهای حمایت باشد.
همه چیز را لازم نیست بدانیم و همه نتایج را هم لازم نیست با دیگران مقایسه کنیم.
موفقیت فرزند، فقط در رتبه او خلاصه نمیشود
نتایج کنکور ۱۴۰۵ بار دیگر توجه جامعه را به رتبههای برتر جلب کرده است؛ داوطلبانی که ساعتها مطالعه و تلاش کردهاند و در روزهای اخیر نامشان در صدر فهرست نتایج قرار گرفته است.
اما در کنار این رتبهها، بیش از یک میلیون داوطلب دیگر نیز مسیر خود را ادامه میدهند؛ برخی با نتیجهای که انتظارش را داشتند و برخی با نتیجهای متفاوت.
در میان رتبههای برتر نیز روایتها نشان میدهد حمایت خانواده میتواند نقش مهمی در مسیر داوطلب داشته باشد؛ برای نمونه، یکی از رتبههای برتر امسال حمایت روحی و روانی خانواده را از عوامل مهم موفقیت خود دانسته است.
این نکته شاید مهمترین پیام روزهای پس از اعلام نتایج باشد: خانواده قرار نیست فقط هنگام موفقیت کنار فرزند باشد؛ حمایت واقعی زمانی خود را نشان میدهد که نتیجه مطابق انتظار نیست.
بعد از رتبه، زندگی ادامه دارد
کنکور یک آزمون مهم است، اما زندگی یک آزمون چهاررقمی نیست.
ممکن است رتبهای که امروز برای یک نوجوان بزرگترین اتفاق زندگی به نظر میرسد، چند سال بعد تنها یکی از خاطرات دوران مدرسه و نوجوانی او باشد.
آنچه ماندگارتر است، تصویری است که فرزند از رفتار خانواده در آن روزها در ذهن خود نگه میدارد؛ اینکه وقتی موفق شد، به او افتخار کردند و وقتی نتیجه مطابق انتظار نبود، باز هم دستش را گرفتند.
شاید بهترین واکنش خانواده پس از اعلام نتایج همین باشد: نه انکار اهمیت کنکور و نه بیاهمیت جلوه دادن تلاش چندینماهه فرزند؛ بلکه پذیرفتن اینکه یک رتبه نمیتواند ارزش، شخصیت و آینده یک انسان را تعریف کند.
پس پیش از آنکه از فرزندمان بپرسیم «رتبهات چند شد؟»، شاید بهتر باشد از خودمان بپرسیم: «اگر نتیجه آن چیزی نباشد که انتظار داشتیم، آیا فرزندمان هنوز احساس میکند خانه، امنترین جای دنیاست؟»