به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ راسخون نوشت:
یکی از مهمترین شبکههای جاسوسی وابسته به شوروی در تاریخ، حلقه جاسوسان "کمبریج" (Cambridge Five) بود؛ گروهی از مأموران نفوذی در بریتانیا که طی جنگ جهانی دوم اطلاعات حیاتی را در اختیار اتحاد جماهیر شوروی قرار دادند و فعالیتشان از دهه ۱۹۳۰ تا اوایل دهه ۱۹۵۰ ادامه یافت.
این افراد پس از جذب در دوران دانشجویی توسط سرویسهای اطلاعاتی شوروی، توانستند در وزارت خارجه بریتانیا، سازمان امنیت داخلی (MI۵) و سرویس اطلاعات مخفی (MI۶) به جایگاههای حساس دست یابند.
اعضای این شبکه پنجنفره عبارت بودند از "کیم فیلبی" (رئیس بخش ضدجاسوسی شوروی در MI۶)، "دونالد مک لین"، (دیپلمات)، "سر آنتونی بلانت" (افسر اطلاعاتی MI۵ ) و خویشاوند ملکه مادر بریتانیا؛ "گای برجس" (دیپلمات) و "جان کیرنکراس" (دیپلمات و افسر اطلاعاتی MI۶ . (این گروه تحت هدایت سرهنگ یوری مودین، مأمور کاگب، هزاران سند محرمانه را به مسکو منتقل کردند.
افشای بخشی از این شبکه با فرار والتر کریویتسکی، جاسوس سابق کاگب، آغاز شد؛ او با معرفی "جان هربرت کینگ" و ارائه اطلاعاتی مبهم درباره "مک لین" و "کیرن کراس"، ضربهای جدی به این حلقه وارد کرد. همچنین "آرتور اس مارتین" (مقام ارشد اطلاعاتی بریتانیا)، در شناسایی و بازجویی اعضای این شبکه نقش تعیینکننده داشت.
شاهمهره این گروه، "کیم فیلبی"، پس از افشاگریها به مسکو گریخت و به ریاست بخش ضدجاسوسی کاگب در اداره ویژه انگلیس منصوب شد. شوروی برای بزرگداشت او تمبر منتشر کرد و با وی همچون یک قهرمان برخورد نمود.
"دونالد مک لین" نیز که اطلاعات فنی مربوط به بمب اتمی استفاده شده در ناکازاکی را به شوروی منتقل کرده و نقشی اساسی در دستیابی مسکو به سلاح هستهای داشت، به اتحاد جماهیر شوروی گریخت. او در آنجا بهعنوان یک شهروند برجسته پذیرفته شد، زبان روسی را فراگرفت، مدرک دکترا دریافت کرد و بهعنوان کارشناس سیاست اقتصادی غرب و روابط خارجی بریتانیا فعالیت نمود.
دونالد مک کلین کیست؟
برای شناخت بهتر شخصیت "دونالد مک کلین" (Donald Maclean)، نمیتوان او را تنها یک جاسوس بریتانیایی دانست؛ بلکه باید او را بهعنوان یکی از مهرههای راهبردی در معماری جنگ سرد در نظر گرفت. جنگ سرد نه صرفاً یک تقابل نظامی، بلکه عرصهای چندلایه از رقابت اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی بود که پیامدهای آن به طور مستقیم و غیرمستقیم ایران را نیز درگیر ساخت.
مک لین با دسترسی به اسناد فوق محرمانه وزارت خارجه بریتانیا و سفارت این کشور در واشنگتن، حجم عظیمی از اطلاعات حساس را در اختیار اتحاد جماهیر شوروی قرار داد.
این انتقال اطلاعات، به شوروی امکان داد تا سیاستهای غرب را بهتر بشناسد و در برابر آنها واکنش مؤثر نشان دهد. در نتیجه، موازنه قدرت جهانی تغییر کرد و ایران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و منابع انرژیاش، در مرکز این رقابت قرار گرفت.
پیامدهای اقدامات مک کلین برای ایران
پس از افشای اطلاعات توسط مک کلین، شوروی توانست سیاستهای آمریکا و بریتانیا را در منطقه بهتر تحلیل کند. این امر موجب شد ایران به میدان رقابت اطلاعاتی و امنیتی دو بلوک تبدیل شود.
ایران دیگر نمیتوانست صرفاً بهعنوان یک کشور مستقل عمل کند؛ بلکه هر تصمیم سیاسی و اقتصادی آن تحت تأثیر رقابت قدرتهای جهانی قرار گرفت.
اطلاعاتی که مک کلین منتقل کرد، به شوروی کمک نمود تا در حوزه انرژی و سیاستهای نفتی غرب دست بالا داشته باشد. این امر در بحران ملی شدن صنعت نفت ایران و فشارهای خارجی بر دولت مصدق بازتاب یافت.
رقابت اطلاعاتی تشدید شده، بستر دخالت مستقیم قدرتها در ایران را فراهم کرد؛ از جمله کودتای ۱۳۳۲ که نتیجه مستقیم فضای جنگ سرد بود.
افشای اطلاعات پروژه منهتن
وقتی "مک لین" اطلاعات مربوط به پروژه منهتن و سیاستهای هستهای آمریکا و بریتانیا را به شوروی رساند، عملاً به مسکو امکان داد تا سریعتر به بمب اتم دست یابد. این تحول، رقابت هستهای را شدت بخشید و ایران را در دهههای بعد در معرض فشارهای امنیتی قرار داد. ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و منابع نفتیاش، به یکی از نقاط حساس این رقابت بدل شد.
پروژه منهتن (Manhattan Project) در تابستان ۱۹۴۲ آغاز شد. این اسم رمز پروژه ای پژوهشی به رهبری آمریکا برای توسعه نخستین بمب هسته ای جهان بود. احتمال ساخت چنین سلاحی برای نخستین بار پس از کشف شکافت هسته ای در سال ۱۹۳۸ توسط دانشمندان مستقر در برلین، آلمان مطرح شد.
غرب برای مهار شوروی، حضور خود را در ایران تقویت کرد و پیمانهایی مانند سنتو را شکل داد. در مقابل، شوروی با اتکا به اطلاعات مک کلین، سیاستهای غرب را بهتر شناخت و توانست در مرزهای شمالی ایران فشار بیشتری وارد کند. در این میان، ایران عملاً قربانی رقابت اطلاعاتی شد که "مک کلین" یکی از عوامل تشدید آن بود.
از سوی دیگر، مک کلین در مقام رئیس اداره آمریکا در وزارت خارجه بریتانیا، اطلاعاتی درباره سیاستهای غرب در خاورمیانه به شوروی منتقل کرد. این اطلاعات به مسکو کمک کرد تا در منطقه، از جمله در ایران، سیاستهای غرب را خنثی کند.
نتیجه آن، افزایش دخالتهای خارجی در ایران بود؛ دخالتهایی که در نهایت به کودتای ۱۳۳۲ و سقوط دولت ملی دکتر مصدق انجامید. هرچند مک لین مستقیماً در این کودتا نقشی نداشت، اما انتقال اطلاعات او به شوروی موجب شد رقابت شرق و غرب در ایران شدت گیرد و زمینه برای چنین دخالتهایی فراهم شود.
در حوزه انرژی نیز، مک لین با انتقال اطلاعات مربوط به سیاستهای نفتی غرب، به شوروی امکان داد تا در مذاکرات و فشارهای بینالمللی علیه ایران دست بالا داشته باشد.
بحران ملی شدن صنعت نفت ایران در دهه ۱۳۳۰ نمونهای روشن است که نشان میدهد چگونه ایران در میانه رقابت قدرتها، استقلال خود را از دست داد.
مک لین با خیانت به کشورش، عملاً ایران را در موقعیتی قرار داد که باید هزینههای سنگین جنگ سرد را بپردازد.
نتیجهگیری
دونالد مک لین را باید فراتر از یک جاسوس ساده دید. او با خیانت به کشورش، نه تنها به شوروی قدرت بخشید، بلکه ایران را نیز در موقعیتی قرار داد که استقلال و امنیتش به شدت آسیبپذیر شد. اقدامات او نشان داد که یک فرد میتواند با انتقال اطلاعات، سرنوشت ملتهای دیگر را تغییر دهد. برای ایران، پرونده مک کلین یادآور این حقیقت است که جنگ اطلاعاتی و رقابت قدرتها همواره تهدیدی جدی برای استقلال و امنیت ملی بوده است.
جاسوسی دونالد مک لین هرچند مستقیماً علیه ایران نبود، اما پیامدهای آن به شدت ضدایرانی بود. او با انتقال اطلاعات به شوروی، رقابت شرق و غرب را تشدید کرد و ایران را به میدان این رقابت بدل ساخت.
نتیجه آن، دخالتهای خارجی، بحرانهای نفتی، و فشارهای امنیتی بود که استقلال سیاسی ایران را تضعیف کرد. از نگاه یک سیاستمدار ایرانی، مک کلین نماد آن است که چگونه یک فرد میتواند با خیانت به کشور خود، سرنوشت ملتهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.