به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ کودکان بخش مهمی از نگرشها و رفتارهای خود را از محیط خانواده میآموزند؛ محیطی که در آن، رفتار والدین، شیوه برخورد با اختلافها و قواعد زندگی روزمره، الگوهایی برای شناخت درست و نادرست در اختیار آنان قرار میدهد. اگر پدر و مادر درباره اصول تربیتی توافق نداشته باشند یا در موقعیتهای مشابه واکنشهای متناقض نشان دهند، ممکن است فرزند در تشخیص انتظارات خانواده دچار سردرگمی شود. از این رو، همگرایی والدین به معنای یکسانبودن همه دیدگاهها نیست، بلکه به معنای گفتوگو، توافق بر سر اصول اساسی و ارائه پیامی روشن و هماهنگ به فرزندان است.
همگرایی والدین؛ پایهای برای تربیت منسجم
تربیت فرزند فرایندی مستمر است که تنها با تذکرهای کلامی یا تعیین مقررات شکل نمیگیرد؛ بلکه رفتار روزمره پدر و مادر، نحوه تصمیمگیری و چگونگی مواجهه آنان با مسائل مختلف نیز در این مسیر نقش دارد. به همین دلیل، هماهنگی والدین در اصول تربیتی میتواند به ایجاد محیطی باثباتتر برای رشد کودک کمک کند.
برای مثال، اگر یکی از والدین بر رعایت نظم و مسئولیتپذیری تأکید کند، اما دیگری در موقعیتهای مشابه همواره از کودک چشمپوشی کند، پیامهای متفاوتی به او منتقل میشود. در چنین شرایطی، کودک ممکن است بهجای درک اهمیت مسئولیتپذیری، بر اساس واکنش هر یک از والدین رفتار خود را تنظیم کند.
البته هماهنگی تربیتی به معنای توافق بر سر تمام جزئیات نیست. پدر و مادر ممکن است در برخی موضوعات دیدگاههای متفاوتی داشته باشند؛ آنچه اهمیت دارد، گفتوگو درباره این تفاوتها و رسیدن به توافقی روشن درباره اصول اساسی تربیت است.
اختلافنظرهای تربیتی را چگونه مدیریت کنیم؟
اختلافنظر میان والدین امری طبیعی است؛ مسئله زمانی دشوار میشود که این اختلافها بدون گفتوگو به رفتارهای متناقض در برابر فرزند تبدیل شوند. اگر پدر و مادر درباره شیوه برخورد با یک رفتار نامناسب توافق ندارند، بهتر است موضوع را در فرصتی مناسب و دور از حضور کودک بررسی کنند.
برای رسیدن به تصمیم مشترک، هر یک از والدین باید بتواند نگرانیها و دلایل خود را بیان کند و در عین حال، دیدگاه طرف مقابل را نیز بشنود. سپس میتوانند با توجه به سن کودک، شرایط رفتاری او و هدف تربیتی موردنظر، به روشی مشترک برسند.
همچنین لازم است والدین از بیاعتبارکردن یکدیگر در برابر فرزند پرهیز کنند. مخالفت آشکار و مکرر با تصمیمهای یکدیگر، بهویژه در موضوعات مهم تربیتی، ممکن است کودک را در موقعیتی قرار دهد که نداند کدام قاعده را باید رعایت کند. اگر یکی از والدین در تصمیمی اشتباه کرده باشد، بهتر است اصلاح آن با گفتوگو و توضیح مناسب انجام شود، نه با سرزنش و تحقیر طرف مقابل.
پدر و مادر هر دو باید الگوی رفتاری باشند
یکی از زمینههای مهم همگرایی در تربیت، هماهنگی میان گفتار و رفتار والدین است. کودکان تنها به توصیههای پدر و مادر توجه نمیکنند، بلکه رفتار آنان را نیز مشاهده و الگوهای رفتاری خود را تا حدی بر اساس آن شکل میدهند.
اگر والدین از فرزند انتظار احترام، صداقت، صبر و مسئولیتپذیری دارند، لازم است این ویژگیها در رفتار خودشان نیز دیده شود. برای نمونه، نمیتوان از کودک خواست هنگام اختلافنظر با آرامش صحبت کند، اما در روابط خانوادگی، مشاجره و توهین را به رفتاری معمول تبدیل کرد.
همچنین تقسیم نقشهای تربیتی به این شکل که یکی از والدین همواره نقش سختگیر و تنبیهکننده و دیگری نقش حمایتگر و آسانگیر را داشته باشد، میتواند پیامهای متناقضی به کودک منتقل کند. هر دو والد باید در کنار محبت و حمایت، در تعیین حدود رفتاری و آموزش مسئولیتها مشارکت داشته باشند.
این موضوع به معنای حذف تفاوتهای شخصیتی پدر و مادر نیست؛ بلکه مهم آن است که تفاوتهای فردی آنان به تضاد در اصول تربیتی منجر نشود و فرزند از هر دو والد، محبت، احترام و قاطعیت متناسب با شرایط را تجربه کند.
هماهنگی در آموزش ارزشهای اخلاقی و دینی
همگرایی والدین در تربیت، به قواعد رفتاری روزمره محدود نمیشود و انتقال ارزشهای اخلاقی و دینی را نیز دربرمیگیرد. زمانی که پدر و مادر درباره اهمیت صداقت، کمک به دیگران، احترام به اعضای خانواده و انجام مسئولیتها توافق دارند و این ارزشها را در رفتار خود نشان میدهند، کودک فرصت بیشتری برای درک عملی آنها پیدا میکند.
برای مثال، اگر والدین فرزند خود را به راستگویی دعوت کنند، اما در موقعیتهای مختلف دروغگفتن را برای رسیدن به هدفی خاص توجیه کنند، میان آموزش کلامی و تجربه واقعی کودک فاصله ایجاد میشود. در مقابل، پایبندی والدین به ارزشهایی که از آنها سخن میگویند، میتواند پیام تربیتی را روشنتر کند.
در زمینه عبادت و تربیت دینی نیز ایجاد فضای صمیمی، مشارکت متناسب با سن کودک و پرهیز از اجبارهای نامتناسب اهمیت دارد. والدین میتوانند با رفتار و گفتار هماهنگ، زمینه آشنایی فرزند با مفاهیم دینی را فراهم کنند؛ بدون آنکه اختلافهای شخصی خود را به تعارضی فرساینده در مسیر تربیت تبدیل کنند.
نقش محیط بیرون از خانواده در تربیت کودک
خانواده تنها محیط اثرگذار بر رشد کودک نیست. مدرسه، گروه همسالان، رسانهها و فضای مجازی نیز میتوانند در شکلگیری نگرشها و رفتارهای او نقش داشته باشند. به همین دلیل، همگرایی والدین در مواجهه با الگوهای بیرونی اهمیت پیدا میکند.
اگر کودک با رفتاری در محیط آموزشی، میان دوستان یا در محتوای رسانهای روبهرو شود که با ارزشهای مورد تأکید خانواده سازگار نیست، بهتر است پدر و مادر ابتدا درباره موضوع به توافق برسند و سپس متناسب با سن و درک فرزند، آن را توضیح دهند.
در چنین موقعیتی، صرفاً ممنوعکردن یک رفتار یا تخریب افرادی که آن را انجام میدهند، همیشه راهکار مؤثری نیست. والدین میتوانند بهجای قضاوت شتابزده، درباره پیامدهای رفتار موردنظر، تفاوت دیدگاهها و معیارهای تصمیمگیری با فرزند خود گفتوگو کنند. این شیوه به کودک کمک میکند بهتدریج توانایی تحلیل موقعیتها و انتخاب آگاهانهتر را به دست آورد.
البته اگر رفتاری با سلامت، امنیت یا حقوق کودک در تعارض باشد، والدین باید با قاطعیت و متناسب با شرایط از او محافظت کنند؛ اما حتی در این موقعیتها نیز توضیح روشن و هماهنگی میان پدر و مادر میتواند به درک بهتر کودک کمک کند.
چند راهکار برای تقویت همگرایی تربیتی
برای افزایش هماهنگی در تربیت فرزندان، والدین میتوانند چند اقدام عملی را در زندگی روزمره دنبال کنند:
-
تعیین اصول مشترک: درباره موضوعاتی مانند احترام، نظم، استفاده از تلفن همراه، مسئولیتهای روزانه و حدود رفتاری به توافق برسند.
-
گفتوگوی منظم: اختلافنظرهای تربیتی را در زمانی مناسب و دور از حضور کودک مطرح کنند و برای آنها راهحل مشترک بیابند.
-
پرهیز از تصمیمهای متناقض: تا حد امکان، در برابر رفتارهای مشابه واکنشهای کاملاً متفاوت نشان ندهند و در صورت تغییر تصمیم، علت آن را توضیح دهند.
-
الگوسازی عملی: ارزشهایی را که از فرزند انتظار دارند، در رفتار شخصی و روابط خانوادگی خود نیز رعایت کنند.
-
بازنگری در شیوه تربیت: با تغییر سن، نیازها و شرایط کودک، درباره کارآمدی قواعد و روشهای تربیتی گفتوگو کنند و در صورت نیاز آنها را اصلاح کنند.
همصدایی به معنای یکساناندیشی نیست
هماهنگی پدر و مادر در تربیت فرزندان، به معنای نادیدهگرفتن اختلافنظرها یا کنارگذاشتن استقلال فکری هر یک از والدین نیست. آنچه اهمیت دارد، توانایی مدیریت اختلافها و توافق بر سر اصولی است که به کودک کمک میکند محیط خانواده را قابل پیشبینیتر و قواعد آن را روشنتر درک کند.
در نهایت، تربیت منسجم زمانی شکل میگیرد که والدین در کنار محبت و حمایت، درباره ارزشها و حدود رفتاری با یکدیگر گفتوگو کنند، از تخریب جایگاه هم بپرهیزند و در عمل نیز به اصول مورد تأکید خود پایبند باشند. چنین رویکردی میتواند به ایجاد فضایی امنتر برای رشد اخلاقی و اجتماعی فرزندان و تقویت همکاری در خانواده کمک کند.