اینترنت

تعرفه اینترنت همراه و برخی خدمات اینترنت ثابت از ابتدای آبان ۱۴۰۵ تا سقف ۴۰ درصد افزایش یافته است؛ تغییری که در کنار فشار سایر هزینه‌های زندگی، ضرورت بررسی توان خانواده‌ها برای تأمین اینترنت آموزشی و دسترسی کودکان به خدمات آنلاین را پررنگ‌تر می‌کند.

با گسترش آموزش مجازی و افزایش وابستگی خانواده‌ها به خدمات آنلاین، اینترنت دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط و سرگرمی نیست؛ بلکه به یکی از نیازهای مهم آموزشی کودکان تبدیل شده است. در چنین شرایطی، افزایش تعرفه اینترنت می‌تواند هزینه دسترسی به کلاس‌های مجازی، محتوای کمک‌آموزشی و خدمات دیجیتال را برای خانواده‌ها افزایش دهد؛ مسئله‌ای که در کنار تفاوت توان اقتصادی خانوارها و کیفیت دسترسی به شبکه، ضرورت توجه به عدالت آموزشی و فرصت برابر یادگیری برای همه کودکان را دوچندان می‌کند.

اینترنت از هزینه جانبی به نیاز روزمره خانواده تبدیل شده است

از کلاس‌های مجازی و دریافت محتوای کمک‌آموزشی تا ارتباط با مدرسه، انجام تکالیف، استفاده از کتابخانه‌های دیجیتال و دسترسی به خدمات عمومی، اینترنت به بخشی از نیازهای روزمره بسیاری از خانواده‌ها تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تغییر تعرفه‌های ارتباطی فقط بر هزینه تماس و مصرف شخصی اینترنت اثر نمی‌گذارد؛ بلکه می‌تواند هزینه استفاده از خدمات آموزشی و خانوادگی را نیز افزایش دهد.

بر اساس اطلاعیه‌های همراه اول و ایرانسل، تعرفه بسته‌های اینترنت همراه از بامداد جمعه اول آبان ۱۴۰۵ تا سقف ۴۰ درصد افزایش یافت. ایرانسل همچنین تعرفه برخی خدمات اینترنت ثابت مبتنی بر فناوری TD-LTE و فیبر نوری را تا همین سقف افزایش داده است. بسته‌هایی که پیش از اجرای تعرفه‌های جدید خریداری شده‌اند، طبق اعلام اپراتورها تا پایان اعتبار با شرایط قبلی قابل استفاده‌اند.

این افزایش به معنای گران‌شدن یکسان همه بسته‌ها به میزان ۴۰ درصد نیست؛ میزان تغییر به نوع بسته و خدمت بستگی دارد. با این حال، برای خانوارهایی که چند عضو آن‌ها به اینترنت نیاز دارند یا فرزندانشان به‌طور مستمر از محتوای آموزشی آنلاین استفاده می‌کنند، بررسی اثر تجمعی هزینه‌ها اهمیت دارد.

کدام خانواده‌ها بیشتر در معرض فشار هستند؟

اثر افزایش تعرفه اینترنت برای همه خانوارها یکسان نیست. خانواده‌ای که چند دانش‌آموز دارد، در منطقه‌ای با دسترسی محدود به اینترنت ثابت زندگی می‌کند یا ناچار است از بسته‌های اینترنت همراه برای آموزش استفاده کند، ممکن است با شرایط متفاوتی نسبت به خانواری برخوردار از اینترنت ثابت و امکانات دیجیتال روبه‌رو شود.

در میان گروه‌های آسیب‌پذیر، چند دسته نیازمند توجه ویژه‌اند:

  • خانواده‌های کم‌درآمد: افزایش هزینه ارتباطات می‌تواند انتخاب میان نیازهای ضروری خانوار و خرید بسته اینترنت را دشوارتر کند.

  • خانواده‌های دارای چند دانش‌آموز: استفاده هم‌زمان فرزندان از کلاس‌ها، ویدئوهای آموزشی و منابع آنلاین می‌تواند مصرف اینترنت را افزایش دهد.

  • خانواده‌های ساکن مناطق روستایی و کم‌برخوردار: در مناطقی که اینترنت ثابت در دسترس نیست یا کیفیت مناسبی ندارد، وابستگی به اینترنت همراه ممکن است هزینه و محدودیت بیشتری ایجاد کند.

  • خانواده‌های دارای کودکان با نیازهای ویژه: دسترسی به محتوای آموزشی متناسب، خدمات توان‌بخشی و ارتباط آنلاین با متخصصان می‌تواند برای این خانواده‌ها اهمیت بیشتری داشته باشد.

این دسته‌بندی به معنای آن نیست که همه این خانواده‌ها الزاماً از آموزش عقب می‌مانند؛ بلکه نشان می‌دهد بررسی آثار افزایش تعرفه باید فراتر از میانگین مصرف اینترنت انجام شود و شرایط گروه‌های مختلف را در نظر بگیرد.

شکاف دسترسی فقط با داشتن اینترنت سنجیده نمی‌شود

آمارهای ارتباطی کشور نشان می‌دهد در پایان بهار ۱۴۰۵ حدود ۱۰٫۵ میلیون اشتراک اینترنت پهن‌باند ثابت و ۱۲۷٫۷ میلیون اشتراک پهن‌باند سیار ثبت شده است. همچنین ۱۱٫۱ میلیون خانوار تحت پوشش شبکه فیبر نوری قرار داشته‌اند.

این ارقام تصویری از گستردگی زیرساخت‌ها و اشتراک‌های ارتباطی ارائه می‌کنند؛ اما نباید آن‌ها را معادل تعداد خانوارهای برخوردار از اینترنت مناسب دانست. تعداد اشتراک‌ها لزوماً تعداد کاربران یکتا نیست و قرارگرفتن یک خانوار در محدوده پوشش فیبر نوری نیز به معنای خرید اشتراک، توان پرداخت هزینه یا برخورداری از کیفیت مناسب نیست.

برای سنجش واقعی عدالت دیجیتال، علاوه بر پوشش شبکه باید عواملی مانند توان مالی خانواده، دسترسی به تلفن همراه یا رایانه، کیفیت و پایداری اتصال و امکان استفاده هم‌زمان چند عضو خانواده از اینترنت بررسی شود.

هشدار درباره آموزش در شرایط بحران

مسئله دسترسی به اینترنت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که آموزش حضوری به هر دلیل مختل شود و بخشی از فرایند یادگیری به بسترهای مجازی وابسته بماند.

مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی با عنوان «الزامات و بایدهای تداوم باکیفیت و عادلانه آموزش‌وپرورش عمومی در شرایط اضطراری و بحران» بر این نکته تأکید کرده است که فعال‌بودن یک سامانه آموزشی به‌تنهایی به معنای دسترسی همه دانش‌آموزان به آموزش نیست. این گزارش، دانش‌آموزان مناطق محروم، روستایی، مرزی و عشایری، خانواده‌های کم‌درآمد و کودکان دارای معلولیت را از گروه‌هایی می‌داند که ممکن است با موانع بیشتری برای ادامه آموزش روبه‌رو شوند.

این مسئله نشان می‌دهد عدالت آموزشی فقط به فراهم‌کردن محتوای درسی یا راه‌اندازی یک سامانه محدود نیست. دانش‌آموز باید ابزار مناسب، اتصال پایدار و امکان واقعی استفاده از محتوای آموزشی را نیز در اختیار داشته باشد.

در چنین شرایطی، افزایش هزینه اینترنت می‌تواند یکی از متغیرهای مؤثر در دسترسی خانواده‌ها باشد؛ هرچند برای تعیین میزان اثر آن بر افت یادگیری یا ترک تحصیل، باید داده‌های مشخصی درباره مصرف اینترنت آموزشی، وضعیت اقتصادی خانوارها و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان در دسترس باشد.

هزینه اینترنت در برابر ضرورت سرمایه‌گذاری در شبکه

اپراتورهای ارتباطی، افزایش هزینه‌های نگهداری شبکه و تأمین منابع سرمایه‌گذاری را از دلایل بازنگری در تعرفه‌ها عنوان کرده‌اند. توسعه زیرساخت، افزایش ظرفیت شبکه و حفظ پایداری خدمات به منابع مالی نیاز دارد؛ از این رو، بررسی تعرفه‌ها باید هزینه‌های ارائه خدمت و توان پرداخت مشترکان را هم‌زمان در نظر بگیرد.

در عین حال، برای ارزیابی نتیجه این سیاست باید مشخص شود که افزایش درآمد اپراتورها تا چه اندازه به بهبود کیفیت، افزایش پایداری اتصال و توسعه دسترسی منجر می‌شود. برای خانواده‌ها، صرف افزایش قیمت بدون بهبود متناسب در کیفیت و دسترسی، لزوماً به معنای دریافت خدمت بهتر نیست.

از سوی دیگر، حمایت از دسترسی آموزشی نباید تنها به کاهش عمومی تعرفه‌ها وابسته باشد. بسته‌های ویژه و هدفمند برای آموزش، دسترسی کم‌هزینه دانش‌آموزان به محتوای درسی و تقویت زیرساخت در مناطق کم‌برخوردار می‌تواند از جمله راهکارهایی باشد که آثار هزینه‌ای را برای گروه‌های نیازمند کاهش می‌دهد؛ البته طراحی چنین حمایت‌هایی باید با شفافیت، ارزیابی و تضمین دسترسی واقعی همراه باشد.

چه حمایتی می‌تواند مانع عقب‌ماندن دانش‌آموزان شود؟

برای آنکه افزایش هزینه اینترنت به مانعی جدی در مسیر آموزش کودکان تبدیل نشود، چند محور در سیاست‌گذاری قابل بررسی است:

نخست، شناسایی دانش‌آموزانی که به دلیل محدودیت مالی یا ضعف زیرساخت از دسترسی مناسب برخوردار نیستند. دوم، فراهم‌کردن دسترسی کم‌هزینه و پایدار به محتوای رسمی آموزشی. سوم، توسعه روش‌های جایگزین مانند محتوای قابل دریافت و استفاده آفلاین برای مناطقی که اتصال پیوسته ندارند. چهارم، انتشار داده‌های شفاف درباره دسترسی دانش‌آموزان به اینترنت، تجهیزات دیجیتال و آموزش مجازی.

همچنین لازم است حمایت‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که خانواده برای استفاده از خدمات آموزشی ضروری، ناچار به کاهش سایر نیازهای اساسی خود نشود. در این مسیر، همکاری وزارت ارتباطات، وزارت آموزش‌وپرورش، اپراتورها و نهادهای حمایتی می‌تواند به شناسایی موانع و طراحی راهکارهای دقیق‌تر کمک کند.

عدالت آموزشی به دسترسی واقعی وابسته است

افزایش تعرفه اینترنت از ابتدای آبان، در کنار محدودیت‌های زیرساختی و تفاوت توان مالی خانوارها، توجه به هزینه دسترسی دیجیتال را ضروری‌تر کرده است. با این حال، هنوز نمی‌توان تنها بر اساس افزایش تعرفه‌ها نتیجه گرفت که چه تعداد دانش‌آموز از آموزش آنلاین محروم خواهند شد یا چه میزان افت تحصیلی رخ خواهد داد.

آنچه روشن است، دسترسی به آموزش دیجیتال تنها با فراهم‌بودن یک سامانه یا پوشش اسمی شبکه تحقق پیدا نمی‌کند. توان پرداخت هزینه، دسترسی به ابزار مناسب و کیفیت اتصال نیز بخشی از این معادله‌اند. اگر سیاست‌های آموزشی و ارتباطی این تفاوت‌ها را در نظر نگیرند، ممکن است فرصت استفاده از خدمات آنلاین برای خانواده‌ها به شکلی نابرابر توزیع شود.

از این منظر، پرسش اصلی فقط این نیست که اینترنت چقدر گران‌تر شده است؛ بلکه این است که در شرایط افزایش هزینه‌ها، چگونه می‌توان اطمینان یافت هیچ کودکی به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده یا محل زندگی خود از فرصت یادگیری و دسترسی به خدمات آموزشی محروم نماند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین‌ها