کد مطلب: 27482
تاریخ انتشار: ۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۹
خشونت

انتشار گزارش کشته‌شدن دست‌کم ۳۸ زن و کودک در ۲۸ پرونده زن‌کشی طی دو ماه، بار دیگر توجه‌ها را به خشونت خانگی و نشانه‌هایی جلب کرده است که گاهی پیش از وقوع فاجعه وجود دارند، اما جدی گرفته نمی‌شوند. کنترل‌گری، تهدید و سابقه خشونت، مسائلی نیستند که بتوان آن‌ها را صرفاً اختلاف خانوادگی دانست.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ خانه باید محل آرامش و امنیت اعضای خانواده باشد؛ اما برای برخی افراد، همین محیط به فضایی آکنده از ترس، تهدید و ناامنی تبدیل می‌شود. خشونت خانگی همیشه با ضرب‌وشتم آغاز نمی‌شود و گاهی از رفتارهایی شروع می‌شود که در ظاهر به حساسیت، غیرت، عصبانیت یا اختلافات معمول خانوادگی نسبت داده می‌شوند. محدود کردن رفت‌وآمد، کنترل ارتباطات، تحقیر مداوم و تهدید به آسیب‌رساندن، از جمله رفتارهایی هستند که می‌توانند نشانه وجود رابطه‌ای آزارگرانه باشند.

گزارش روزنامه «شرق» درباره پرونده‌های منتشرشده از ابتدای شهریور تا پایان مهر ۱۴۰۵ نشان می‌دهد در این بازه، دست‌کم ۳۸ زن و کودک در ۲۸ پرونده زن‌کشی جان خود را از دست داده‌اند. ۱۳ نفر از قربانیان کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال بوده‌اند و در بیشتر پرونده‌ها، همسر، همسر سابق یا یکی از مردان خانواده به‌عنوان عامل قتل معرفی شده است. این آمار فقط پرونده‌های بازتاب‌یافته در رسانه‌ها را شامل می‌شود و تصویری کامل از میزان خشونت خانگی در کشور ارائه نمی‌کند؛ بااین‌حال، ضرورت توجه به نشانه‌های خطر و مداخله به‌موقع را برجسته می‌سازد.

خشونت همیشه با ضرب‌وشتم آغاز نمی‌شود

یکی از دشواری‌های شناسایی خشونت خانگی، عادی‌شدن تدریجی رفتارهای آزارگرانه است. ممکن است فردی ابتدا درباره لباس، رفت‌وآمد یا دوستان همسرش محدودیت‌هایی ایجاد کند و به‌تدریج درباره تماس‌های تلفنی، روابط خانوادگی، درآمد و حتی تصمیم‌های شخصی او اعمال قدرت کند.

تحقیر مداوم، سرزنش، ترساندن، تهدید به آسیب‌رساندن به فرد یا فرزندانش و محروم‌کردن او از پول یا ارتباط با نزدیکان، از جمله شکل‌های خشونت روانی و اقتصادی‌اند. چنین رفتارهایی را نباید صرفاً به اختلاف سلیقه یا مشکلات ارتباطی تقلیل داد؛ به‌ویژه زمانی که به الگویی تکرارشونده برای ترساندن و کنترل یک عضو خانواده تبدیل می‌شوند.

کدام نشانه‌ها را باید جدی گرفت؟

هر اختلاف یا مشاجره‌ای به معنای خشونت خطرناک نیست؛ اما برخی رفتارها، به‌ویژه در صورت تکرار یا تشدید، نیازمند توجه جدی‌اند:

  • تهدیدهای مکرر به قتل، آسیب جسمی یا صدمه‌زدن به فرزندان؛

  • افزایش شدت یا دفعات خشونت فیزیکی؛

  • محدودکردن رفت‌وآمد، کنترل تلفن همراه و قطع ارتباط فرد با خانواده و دوستان؛

  • حسادت افراطی و تلاش برای کنترل همه تصمیم‌های طرف مقابل؛

  • تهدید با سلاح یا استفاده از آن برای ترساندن؛

  • خفه‌کردن یا تلاش برای خفه‌کردن فرد در جریان درگیری؛

  • تهدید به انتقام یا آسیب‌زدن در پی درخواست جدایی.

این نشانه‌ها به معنای قطعی‌بودن وقوع جنایت نیستند، اما به‌ویژه تهدید به قتل، استفاده از سلاح، خفه‌کردن و تشدید خشونت، هشدارهایی جدی درباره احتمال خطرند و نباید نادیده گرفته شوند.

چرا اطرافیان گاهی مداخله نمی‌کنند؟

در برخی خانواده‌ها، خشونت با عنوان‌هایی مانند «مسئله خصوصی زوجین»، «اختلاف خانوادگی» یا «موضوعی که خودشان باید حل کنند» از دید دیگران پنهان می‌ماند. نگرانی از آبروریزی، ترس از برهم‌خوردن زندگی مشترک، وابستگی مالی فرد آسیب‌دیده و امید به تغییر رفتار فرد خشونت‌گر نیز ممکن است اطرافیان را به سکوت وادار کند.

بااین‌حال، مداخله مؤثر به معنای ورود هیجانی به درگیری یا رویارویی مستقیم و پرخطر با فرد خشونت‌گر نیست. نزدیکان می‌توانند در فضایی امن و دور از حضور فرد آزارگر، با شخص آسیب‌دیده صحبت کنند، بدون سرزنش به حرف‌های او گوش دهند، خطر را کوچک نشمارند و برای دسترسی به خدمات تخصصی و حمایتی همراهش باشند.

جدایی؛ زمانی که تهدیدها باید جدی‌تر گرفته شوند

در برخی روابط خشونت‌آمیز، اعلام تصمیم به جدایی یا اقدام برای آن ممکن است با تهدید و تشدید رفتارهای کنترلی همراه شود. در گزارش اخیر «شرق» نیز در چهار پرونده از ۲۸ پرونده بررسی‌شده، قتل پس از درخواست طلاق یا جدایی رخ داده است. این یافته به‌تنهایی رابطه‌ای قطعی میان جدایی و وقوع قتل را ثابت نمی‌کند؛ اما نشان می‌دهد هنگام وجود سابقه خشونت، تهدید یا کنترل‌گری شدید، تصمیم به جدایی باید با توجه به امنیت فرد و فرزندانش پیگیری شود.

در چنین شرایطی، توصیه عمومی به گفت‌وگوی دونفره یا مواجهه مستقیم ممکن است کافی یا ایمن نباشد. ارزیابی خطر با کمک متخصصان، شناسایی فرد یا مکان امن، دسترسی به مدارک و راه‌های ارتباطی ضروری و دریافت راهنمایی از خدمات حمایتی می‌تواند اهمیت داشته باشد. مسئولیت خشونت بر عهده فرد خشونت‌گر است؛ فرد آسیب‌دیده نباید برای جلوگیری از رفتار او سرزنش شود.

کودکان نیز قربانی خشونت خانگی‌اند

کودکانی که شاهد تهدید، تحقیر یا ضرب‌وشتم میان اعضای خانواده هستند، حتی اگر مستقیماً هدف خشونت قرار نگیرند، ممکن است احساس ناامنی، اضطراب و ترس را تجربه کنند. قرارگرفتن مداوم در چنین فضایی می‌تواند روابط کودک با والدین و برداشت او از معنای رابطه و حل اختلاف را تحت تأثیر قرار دهد.

حمایت از کودکان در معرض خشونت، تنها به دور نگه‌داشتن آن‌ها از صحنه درگیری محدود نیست؛ لازم است امنیتشان بررسی شود، امکان صحبت‌کردن با فردی مورد اعتماد را داشته باشند و در صورت نیاز از خدمات تخصصی روان‌شناختی و اجتماعی بهره بگیرند. تهدید به آسیب‌رساندن به کودک برای کنترل همسر نیز باید به‌عنوان یک هشدار جدی تلقی شود.

در صورت مشاهده خشونت، چه باید کرد؟

اگر خطر فوری برای جان یا سلامت فردی وجود دارد، اولویت با دورشدن از موقعیت خطرناک و تماس با خدمات اضطراری است. در ایران، شهروندان می‌توانند برای گزارش موارد همسرآزاری، کودک‌آزاری و دیگر وضعیت‌های آسیب‌زا با اورژانس اجتماعی بهزیستی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرند. این سامانه برای دریافت گزارش و ارائه مداخلات اجتماعی فعالیت می‌کند.

اگر فردی از خشونت یکی از نزدیکانش خبر دارد، بهتر است به‌جای سرزنش یا وادارکردن فرد آسیب‌دیده به تصمیمی فوری، با حفظ محرمانگی و توجه به امنیت او، راه دسترسی به حمایت تخصصی را فراهم کند. تهدیدهای جدی نباید به امید اینکه «این بار هم اتفاقی نمی‌افتد» نادیده گرفته شوند.

سکوت، راه‌حل خشونت نیست

پیشگیری از خشونت خانگی تنها با توصیه به آرامش بیشتر یا دعوت زوجین به مدارا محقق نمی‌شود. شناخت نشانه‌های خطر، حمایت از فرد آسیب‌دیده، دسترسی به خدمات اجتماعی و حقوقی و واکنش به‌موقع نهادهای مسئول، همگی در جلوگیری از تشدید خشونت اهمیت دارند.

هیچ‌کس نباید برای حفظ ظاهر خانواده، امنیت و سلامت خود یا فرزندانش را نادیده بگیرد. خانه زمانی کانون آرامش است که اعضای آن از ترس، تهدید و اجبار در امان باشند؛ و هر نشانه جدی از خشونت، به‌جای پنهان‌ماندن پشت عنوان اختلاف خانوادگی، نیازمند توجه و اقدام مسئولانه است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین‌ها