به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ فرزند سوم و چهارم برای بسیاری از خانوادهها فقط به معنای اضافه شدن یک عضو جدید نیست؛ از همان روزهای نخست، مسکن بزرگتر، هزینه بیشتر خوراک و پوشاک، آموزش، درمان، رفتوآمد و مراقبت از کودک را به سبد زندگی اضافه میکند. در مقابل، قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مجموعهای از مشوقها را برای خانوادههای دارای فرزند در نظر گرفته است؛ از تسهیلات فرزندآوری و حمایتهای مسکن گرفته تا واگذاری زمین و برخی امتیازات مالیاتی. با این حال، گزارشهای میدانی و مطالبات خانوادهها نشان میدهد میان آنچه در قانون پیشبینی شده و آنچه خانواده در زندگی روزمره دریافت میکند، همچنان فاصلههایی وجود دارد.
وقتی فرزند سوم از «تصمیم خانوادگی» به «مسئله اقتصادی» تبدیل میشود
تصمیم برای داشتن فرزند بیشتر، در گذشته بیش از هر چیز در چارچوب ارزشها، شرایط خانوادگی و سبک زندگی زوجها گرفته میشد؛ اما امروز اقتصاد خانواده نیز سهم پررنگی در این تصمیم دارد.
افزایش هزینه مسکن، آموزش، درمان، پوشاک و تغذیه باعث شده خانوادهها پیش از تصمیم به فرزندآوری، بیش از گذشته توان مالی خود را محاسبه کنند. در چنین شرایطی، حتی اگر خانوادهای از نظر فرهنگی و عاطفی آمادگی داشتن فرزند بیشتر را داشته باشد، ممکن است نگرانی از آینده اقتصادی مانع تصمیم او شود.
این مسئله نشان میدهد سیاست جمعیتی صرفاً با تشویق به فرزندآوری محقق نمیشود؛ خانواده باید احساس کند پس از تولد فرزند نیز در مسیر بزرگ کردن او تنها نخواهد ماند.
حمایتهایی که روی کاغذ وجود دارند
در سالهای اخیر برای حمایت از فرزندآوری، تسهیلات مختلفی در نظر گرفته شده است. برای نمونه، در سال ۱۴۰۵ وام فرزندآوری برای فرزند اول ۴۴ میلیون تومان، فرزند دوم ۸۸ میلیون تومان، فرزند سوم ۱۳۲ میلیون تومان، فرزند چهارم ۱۶۵ میلیون تومان و فرزند پنجم و بیشتر ۲۲۰ میلیون تومان تعیین شده است. این تسهیلات بدون الزام به سپردهگذاری و با دوره تنفس برای آغاز بازپرداخت در نظر گرفته شده است.
اما حتی در همین نمونه نیز یک پرسش مهم مطرح میشود: آیا این تسهیلات میتواند با هزینههای واقعی زندگی یک کودک در چند سال نخست زندگی تناسب داشته باشد؟
پاسخ به این سؤال البته برای همه خانوادهها یکسان نیست، اما واقعیت این است که وام، حتی اگر بهموقع و بدون مانع پرداخت شود، بیشتر یک کمک مقطعی است تا پوشش دائمی هزینههای فرزند.
مسکن؛ مهمترین آزمون حمایت از خانوادههای چندفرزندی
برای خانوادهای که سه یا چهار فرزند دارد، مسکن یکی از مهمترین مسائل است. افزایش تعداد اعضای خانواده معمولاً به فضای زندگی بیشتر نیاز دارد و در شرایطی که هزینه خرید و اجاره مسکن بالاست، تأمین خانه مناسب میتواند به یکی از موانع اصلی فرزندآوری تبدیل شود.
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت برای خانوادههای دارای سه فرزند و بیشتر، حمایتهایی در حوزه زمین و مسکن پیشبینی کرده است. در مردادماه امسال نیز مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن اعلام کرد برای ۳۲ هزار متقاضی جوانی جمعیت، زمین تأمین شده و واگذاریها در استانهای مختلف در حال انجام است.
با این حال، مسئله تنها «تأمین زمین» نیست؛ محل زمین، زمان واگذاری، امکان ساختوساز، هزینه ساخت و دسترسی به زیرساختهای شهری نیز برای خانواده اهمیت دارد.
به بیان دیگر، خانوادهای که زمین دریافت میکند اما توان مالی ساخت خانه را ندارد، هنوز با مسئله مسکن مواجه است.
گلایههایی که از روی کاغذ به زندگی واقعی رسیدهاند
این فاصله در برخی استانها به مطالبه مستقیم خانوادهها تبدیل شده است.
تازهترین نمونه، خراسان جنوبی است؛ جایی که رئیسکل دادگستری استان در مهرماه اعلام کرد تعدادی از خانوادههای دارای سه و چهار فرزند درباره تأمین و واگذاری زمین، محل اختصاص اراضی و نحوه توزیع آن گلایههایی را مطرح کردهاند.
در همدان نیز پیشتر یکی از اعضای شورای شهر نسبت به اجرا نشدن بخشی از حمایتهای مسکن قانون جوانی جمعیت انتقاد کرده بود و اجرای تبصره مربوط به اختصاص زمین یا واحد مسکونی به خانوادههای دارای فرزند سوم را با مشکل مواجه دانسته بود.
این نمونهها نشان میدهد چالش سیاستهای جمعیتی فقط طراحی مشوق نیست؛ مرحله مهمتر، اجرای قابل دسترس و قابل لمس حمایتها برای خانواده است.
حمایت واقعی فقط وام نیست
گاهی در بحث حمایت از فرزندآوری، تمرکز اصلی بر عدد وامها و مشوقهای مالی قرار میگیرد؛ در حالی که خانواده چندفرزندی به مجموعهای از حمایتهای مستمر نیاز دارد.
یک خانواده دارای سه فرزند ممکن است بیش از هر چیز به خانه مناسب، مهدکودک در دسترس، خدمات درمانی مقرونبهصرفه، امکان استفاده از حملونقل مناسب، مدرسه باکیفیت و انعطاف شغلی والدین نیاز داشته باشد.
به همین دلیل، حمایت از خانواده را نمیتوان تنها در یک پرداخت نقدی یا یک وام خلاصه کرد.
اگر خانواده برای دریافت یک حمایت چندین بار میان دستگاههای مختلف رفتوآمد کند، اگر زمین در محلی دور از محل زندگی یا کار واگذار شود، یا اگر دریافت تسهیلات مستلزم ماهها انتظار باشد، ممکن است حمایت قانونی در عمل اثرگذاری مورد انتظار را نداشته باشد.
خانواده سهفرزندی؛ هزینههایی که دیده نمیشوند
هزینه فرزند فقط هزینه شیر، پوشک یا لباس نیست.
با بزرگتر شدن کودک، هزینههای آموزشی، کلاسهای فوقبرنامه، کتاب، لوازم مدرسه، درمان، تفریح و رفتوآمد نیز به تدریج افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر، هزینه زمانی والدین نیز اهمیت دارد. خانواده دارای چند فرزند ممکن است برای مراقبت از کودکان، رساندن آنها به مدرسه و کلاس، رسیدگی به امور درمانی و همراهی آموزشی، زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
این هزینه زمانی بهخصوص برای مادران شاغل میتواند به یک مسئله جدی تبدیل شود؛ زیرا افزایش تعداد فرزندان بدون ایجاد سازوکارهای مناسب برای هماهنگی میان کار و خانواده، فشار بیشتری بر خانواده وارد میکند.
حتی حمایت مسکن هم بهتنهایی کافی نیست
در سال ۱۴۰۵، علاوه بر طرحهای مرتبط با واگذاری زمین، تسهیلات قرضالحسنه ودیعه، خرید یا ساخت مسکن نیز در چارچوب قانون جوانی جمعیت ابلاغ شده است. بر اساس دستورالعمل اعلامشده، برای برخی خانوادههای فاقد مسکن که از سال ۱۳۹۹ به بعد صاحب فرزند شدهاند، تسهیلاتی با بازپرداخت حداکثر ۱۰ سال در نظر گرفته شده است.
اما در شرایطی که هزینه مسکن بسیار بالاتر از سقف بسیاری از تسهیلات است، وام میتواند بخشی از مشکل را حل کند، نه همه آن را.
مسئله اصلی این است که حمایت باید با واقعیت بازار هماهنگ باشد. وقتی قیمت یک خانه چندین برابر مبلغ تسهیلات است، خانواده همچنان برای تأمین بخش اصلی هزینه خرید یا ساخت با مشکل مواجه خواهد بود.
حمایت باید قابل پیشبینی باشد
یکی از مهمترین نیازهای خانواده برای تصمیمگیری درباره فرزندآوری، اطمینان از آینده است.
خانوادهای که امروز تصمیم به داشتن فرزند سوم میگیرد، فقط به وضعیت اقتصادی امسال نگاه نمیکند. او باید بداند چند سال بعد هزینه آموزش فرزند چگونه خواهد بود، وضعیت مسکن چه میشود، امکان اشتغال و ادامه کار والدین چگونه خواهد بود و آیا حمایتهای وعده دادهشده استمرار خواهد داشت یا نه.
از این منظر، سیاست جمعیتی زمانی میتواند اعتماد ایجاد کند که خانواده بتواند روی آن در بلندمدت حساب کند.
مشوقی که یک سال برقرار باشد و سال بعد تغییر کند، یا حمایتی که وجود قانونی داشته باشد اما دسترسی به آن برای همه خانوادهها یکسان نباشد، نمیتواند به تنهایی احساس امنیت لازم برای تصمیمهای بلندمدت خانوادگی را ایجاد کند.
خانواده نباید برای دریافت حمایت، درگیر هفتخوان اداری شود
یکی دیگر از مسائل مهم، سادهسازی فرآیند دریافت حمایتهاست.
خانوادهای که تازه صاحب فرزند شده، معمولاً با مجموعهای از مسئولیتهای جدید مواجه است. در چنین شرایطی، پیچیدگی سامانهها، مدارک متعدد، مراجعه به بانکها و دستگاههای مختلف و نبود اطلاعرسانی روشن میتواند دریافت حمایت را دشوار کند.
حمایت مؤثر حمایتی است که خانواده بتواند آن را بهموقع، شفاف و بدون فرآیند فرسایشی دریافت کند.
اگر فاصله میان تولد فرزند و دریافت حمایت طولانی شود، بخشی از اثر اقتصادی آن حمایت نیز کاهش پیدا میکند.
از «مشوق فرزندآوری» تا «پشتیبانی از خانواده»
شاید یکی از مهمترین تغییراتی که در سیاستگذاری جمعیتی لازم است، تغییر نگاه از «تشویق به تولد» به «پشتیبانی از خانواده پس از تولد» باشد.
خانواده برای تصمیم به داشتن فرزند بیشتر، تنها به یک مشوق اولیه نیاز ندارد؛ بلکه باید مطمئن باشد در سالهای بعد نیز امکان ادامه زندگی با کیفیت مناسب را خواهد داشت.
به همین دلیل، حمایت از خانوادههای چندفرزندی باید مجموعهای از سیاستهای مسکن، اشتغال، آموزش، درمان، بیمه، حملونقل و خدمات اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار دهد.
در غیر این صورت، ممکن است خانواده در مرحله تولد فرزند حمایت دریافت کند، اما در سالهای بعد با هزینههایی مواجه شود که چند برابر حمایت اولیه است.
فرزند بیشتر؛ فرصت یا فشار؟
داشتن فرزند بیشتر برای بسیاری از خانوادهها میتواند به معنای شکلگیری روابط عاطفی گستردهتر، تجربه زندگی جمعی و برخورداری کودکان از خواهر و برادر باشد؛ اما این انتخاب زمانی میتواند با آرامش بیشتری همراه شود که خانواده از نظر اقتصادی و اجتماعی احساس امنیت کند.
در نهایت، مسئله این نیست که خانوادهها را چگونه به داشتن فرزند بیشتر ترغیب کنیم؛ مسئله مهمتر این است که چگونه شرایطی ایجاد کنیم که خانوادهای که فرزند بیشتری میخواهد، از آینده نترسد.
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مجموعهای از حمایتها را پیشبینی کرده و اجرای بخشی از آنها نیز در سال جاری ادامه دارد؛ از تأمین زمین برای هزاران متقاضی تا تسهیلات مسکن و وام فرزندآوری.
اما گزارش مطالبات خانوادههای سه و چهارفرزندی نشان میدهد مرحله بعدی، بیش از آنکه به تصویب حمایت جدید نیاز داشته باشد، به اجرای دقیق، دسترسی آسان و تبدیل حمایتهای قانونی به تجربه واقعی خانوادهها وابسته است.
فرزند بیشتر زمانی میتواند به یک انتخاب آرام و آگاهانه تبدیل شود که خانواده احساس نکند با تولد هر فرزند، فقط یک هزینه جدید به زندگیاش اضافه شده است؛ بلکه بداند جامعه و حاکمیت نیز سهم خود را در ساختن آینده آن خانواده بر عهده گرفتهاند.