به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در دنیای امروز، سبکهای مختلف فرزندپروری هر یک به نحوی تلاش میکنند تا بهترین مسیر برای رشد و تربیت کودکان را ارائه دهند. یکی از این سبکها که در سالهای اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده، سبک «والدین بله» است. این سبک که بر پایه پاسخ مثبت به تمامی خواستههای کودکان بنا شده، مزایا و معایب خاص خود را دارد. به عنوان یک درمانگر، شناخت این سبک فرزندپروری و توانایی ارائه رهنمودهای کاربردی به والدین در این زمینه، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این مقاله به بررسی ماهیت «والدین بله»، ریشههای شکلگیری این سبک، مزایا و معایب آن میپردازیم.
«والدین بله» چه کسانی هستند؟
«والدین بله» به والدینی گفته میشود که به هر حرکتی از کودکانشان پاسخ مثبت میدهند. این والدین مفهوم «نه گفتن» را در تربیت فرزندان خود نمیپذیرند و تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا خواستههای فرزندشان را شنیده و به آنها جامه عمل بپوشانند.
اگر فرزندشان بخواهد از روی کاناپه بپرد، پاسخ آنها «بله» است. اگر نخواهد به مدرسه برود، باز هم پاسخشان مثبت است. اهمیتی ندارد که درخواست کودک در چه زمینهای باشد؛ والدین در هر شرایطی راهی پیدا میکنند تا به نحوی به خواسته او پاسخ مثبت دهند.
اساساً «والدین بله» سعی میکنند به همه نیازهای فرزندانشان «بله» بگویند. تقریباً هیچ درخواستی آنقدر خارج از محدوده یا دیوانهوار نیست که پاسخ «نه» بگیرد. حتی زمانی که این والدین مجبورند برای حفظ امنیت فرزندشان «نه» بگویند، همه تلاششان را میکنند که این «نه» را به شکلی غیرمستقیم یا با تغییر مسیر خواسته کودک بیان کنند.
هدف «والدین بله» این است که کودکان یاد بگیرند به عنوان یک انسان قادر به انجام هر کاری هستند. آنها نمیخواهند کودکان از امتحان کردن چیزهای جدید بترسند، چرا که اشتباه کردن را امری طبیعی و انسانی میدانند. آنها دوست دارند فرزندانشان دنیای اطرافشان را بدون محدودیت جستجو کنند.
«والدین بله» از کجا میآیند؟
ایده «والدین بله» از آنجا شکل گرفت که تحقیقات نشان دادند والدین در یک روز بیش از ۴۰۰ بار «نه» میگویند و این «نه گفتن» زیاد، تمایلات طبیعی کودکان برای جستجوی دنیای اطرافشان را از بین میبرد. اما در حالی که هدف این سبک فرزندپروری تغییر دادن الگوی «نه گفتن» والدین بود، جنبش «والدین بله» فرزندپروری را وارد مرحله دیگری کرد.
این والدین میخواهند فرزندشان نه تنها انتخاب خود را داشته باشند، بلکه عواقب آن را نیز بدون اینکه به خود یا دیگران آسیب بزنند، مشاهده کنند.
این جنبش اظهار میکند که وقتی کودکان زیر سه سال هستند، درکی از معنای «نه» به شیوه بزرگترها ندارند. مثلاً کودکان نمیدانند چرا نباید کاری را انجام دهند؛ آنها تنها میفهمند که اگر آن کار را انجام دهند، با واکنش خشمگینانه روبرو خواهند شد. به همین دلیل گاهی در حالی که به والدین نگاه میکنند و لبخند میزنند، کاری میکنند که به آنها گفته شده انجام ندهند.
با بزرگتر شدن کودکان، «والدین بله» با آنها در مورد آنچه اتفاق میافتد و پیامدهای رفتارشان صحبت میکنند و در مورد اینکه چگونه میتوان آن کار را برای دفعه بعد بهتر انجام داد، گفتگو میکنند. آنها امیدوارند که این سبک برخورد، زمانی که فرزندشان با فشار همسالان روبرو میشود، به آنها اعتماد به نفس بدهد تا انتخاب خودشان را داشته باشند، چرا که آنها در تمام زندگیشان انتخابهای خودشان را داشتهاند.
مزایای «والدین بله»
این والدین زندگی خود را خستهکننده نمیدانند. کودکان و والدین در این سبک فرزندپروری، آن را هیجانانگیز و جالب مییابند. از مزایای این سبک میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
توانمندسازی کودکان
کودکان این والدین آزادانه میتوانند دنیای خود را کشف کنند. آنها یاد میگیرند چگونه از موانع عبور کنند، از خلاقیت خود استفاده کرده و نحوه کار در راستای موفقیت را کشف کنند. کودکان این والدین هیچوقت احساس خستگی نمیکنند، چرا که همیشه کاری برای انجام دادن دارند و محدود به فعالیتهای خاص نبوده و با لیست قوانین خشک روبرو نیستند. بنابراین کنجکاوی و خلاقیت ذاتی آنها شکوفا میشود.
آزاد بودن والدین
برای بسیاری از والدین، این سبک فرزندپروری به معنای آزادی بیشتر است. آنها نیازی به وضع قوانین زیاد و خشک ندارند، بلکه با خواستههای کودکان پیش میروند. این والدین اظهار میکنند که این سبک به آنها کمک میکند فرزندانشان را بیشتر شناخته و در مورد آنها بیشتر بیاموزند.
این والدین اگر کودکان بخواهند با رنگ انگشتی روی سرامیکهای آشپزخانه نقاشی بکشند، خصوصاً وقتی تازه خانه را تمیز کردهاند، «نه» نمیآورند! اساساً در تفکر این والدین، مجبور کردن کودک به کاری که نمیخواهد انجام دهد، وجود ندارد.
تقویت روابط خانوادگی
این والدین تشخیص میدهند که فرصتشان برای با فرزندانشان بودن کوتاه است و باید به هر نحوی از آن لذت ببرند. «بله» گفتن بسیار سرگرمکنندهتر از «نه» گفتن است. آنها ممکن است بارها و بارها کارهایی را با کودکان انجام دهند که رابطه آنها را تقویت کرده و آنها را به هم نزدیکتر کند. برای مثال، والد «بله» هیچگاه به پریدن در گودال گل «نه» نمیگوید!
معایب فرزندپروری «بله»
این والدین چه زمانی به فرزندشان «نه» میگویند؟ اگر «نه» بگویند، فرزندشان چه واکنشی نشان میدهد؟ اگر کودک خردسال آنها بخواهد دستشان را در خیابان رها کند، چه میکنند؟ دانستن اینکه در چه موقعیتهایی باید به کودک «نه» گفت، نقطه اصلی انتقاد به این سبک فرزندپروری است.
قدرت وضع قوانین را ندارند
این سبک فرزندپروری مانند هر سبک دیگری، اگر به صورت اغراقآمیز اجرا شود، شکل ناسالمی از فرزندپروری را پدید میآورد. کودکان برای ایمن بودن باید گاهی «نه» شنیده و مرز داشته باشند. والدین گاهی تا جایی در این سبک پیش میروند که باور میکنند گفتن «نه» از مسئولیتهای آنها نیست و نمیخواهند با «نه» گفتن تبدیل به آدم بد داستان شوند.
برای مثال، یکی از این والدین گزارش داد که فرزندش یک کابل برق را در خانه قطع کرد و او به جای اینکه خطرناک بودن این رفتار را به او گوشزد کند، چیزهای بیشتری برای برش دادن به او داد و بیان کرد که این تمایل کودکش به بریدن را نشان میدهد. این اتفاق از این جهت که والد توانست خواسته و توانمندی کودک را درک کند، مثبت است؛ اما از اینکه آن کودک هیچگاه یاد نخواهد گرفت بریدن کابل برق کار خطرناکی بوده و آسیب جانی دارد، بسیار منفی است.
کودکان را خودمحور میکند
کودکان باید یاد بگیرند که جهان به دور آنها نمیچرخد. گاهی در زندگی، آنها چیزی که میخواهند را دریافت نمیکنند. همچنین برای کودکان لازم است که یاد بگیرند برخی انتخابها، گزینههای مناسب و صحیحی نیستند.
«والدین بله» فرزندانی را پرورش میدهند که نمیدانند در هنگام تصمیمگیری چگونه و چرا باید نیازهای دیگران را نیز در نظر بگیرند. برای مثال، این افراد اگر از شریک زندگی خود در آینده به هر دلیلی «نه» بشنوند، احتمالاً قدرت تحمل و درک آن را نخواهند داشت.
به تابآوری آسیب میزند
اگر کودک هیچگاه از والدینش «نه» نشنود، نمیتواند یاد بگیرد چگونه در ناملایمات تابآوری داشته باشد. این افراد در اولین موقعیتی که رد شوند، از نظر روانی از هم میپاشند، چرا که ایدهای در مورد هدایت موقعیتهایی که مطابق میلشان نیست، ندارند.
خستگی والدین
این سبک فرزندپروری در نهایت والدین را دچار خستگی مفرط میکند. این والدین برای اینکه همواره به کودکان «بله» بگویند، باید خواستهها و نیازهای خود را قربانی کنند.
نتیجهگیری
در مجموع، این سبک فرزندپروری با اینکه منافع زیادی دارد، ولی توصیه نمیشود، چرا که کودک باید «نه شنیدن» را یاد بگیرد. این کودکان حتی اگر در خانه با محدودیت مواجه نشوند، در اولین برخورد با جامعه «نه» شنیده و زندگی برای آنها سخت خواهد شد. تعادل در فرزندپروری، کلید تربیت کودکانی است که هم بتوانند دنیای اطرافشان را کشف کنند و هم آماده رویارویی با چالشهای زندگی اجتماعی باشند.