کد خبر: 26996
تاریخ انتشار: ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۳
پرسپولیس

پیام خانواده - پرسپولیس ذوب‌آهن را برد، اما این پیروزی می‌تواند آغاز چالش‌های فنی برای کادر فنی سرخ‌پوشان باشد.

به گزارش پیام خانواده پرسپولیس مقابل ذوب‌آهن به یک پیروزی 2 بر صفر رسید؛ در مسابقه‌ای که خود مهدی تارتار هم پس از آن از سبک بازی تیم خود رضایت نداشت. نتیجه‌ای که در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از یک نمایش موفق و امیدوارکننده تلقی شود، اما اگر از زاویه‌ای فراتر از نتیجه به این مسابقه نگاه کنیم، نشانه‌هایی وجود دارد که باید برای مهدی تارتار و کادر فنی پرسپولیس، جدی گرفته شود. سرخپوشان تهران بردند، اما در بخش قابل توجهی از مسابقه نتوانستند ریتم بازی را به شکل پایدار در اختیار بگیرند و مهم‌تر از آن، در فاز تهاجمی برای شکستن ساختار دفاعی حریف راهکارهای متنوع و مستمری ارائه نکردند.

این تفاوت مهمی است؛ چراکه در فوتبال حرفه‌ای، نتیجه یک مسابقه الزاماً تصویری دقیق از کیفیت عملکرد تیم ارائه نمی‌دهد. پرسپولیس در این بازی سه امتیاز را گرفت، اما اگر قرار باشد همین الگو در مسابقات آینده مقابل تیم‌هایی با کیفیت بالاتر تکرار شود، نقاط ضعف موجود می‌تواند بسیار پرهزینه‌تر از بازی با ذوب‌آهن باشد. یکی از مسائلی که تارتار باید به آن بیشتر از قبل بپردازد مسئله منطقه تولید حمله است.

مالکیت بدون کنترل؛ مسئله‌ای که باید جدی گرفته شود

پرسپولیس در بخش‌هایی از مسابقه مالک توپ بود، اما مالکیت به معنای کنترل بازی نیست. کنترل زمانی اتفاق می‌افتد که تیم بتواند با توپ، حریف را جابه‌جا کند، ریتم مسابقه را تعیین کند، موقعیت بسازد و پس از از دست دادن توپ نیز بلافاصله برای بازپس‌گیری آن اقدام کند. پرسپولیس در برابر ذوب‌آهن در همه این موارد عملکرد یکدستی نداشت. یکی از نکات قابل توجه، ضعف نسبی در «کانترپرس» بود و اشاره به این موضوع که عدم حضور بیفوما که یکی از ارکان بازپس‌گیری توپ برای پرسپولیسی‌هاست، این وابستگی در بازی‌های بزرگتر می‌تواند این تیم را دچار مشکل کند. وقتی سرخپوشان توپ را از دست می‌دادند، فشار بلافاصله و هماهنگ روی حامل توپ و خطوط پاس حریف همیشه شکل نمی‌گرفت. به همین دلیل، امکان بازپس‌گیری سریع توپ کاهش پیدا می‌کرد و حمله‌ای که می‌توانست در چند ثانیه دوباره شکل بگیرد، از بین می‌رفت.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم یکی از راه‌های اصلی رسیدن به موقعیت برای تیم‌هایی که فوتبال انتقالی بازی می‌کنند، استفاده از همان چند ثانیه نخست پس از بازپس‌گیری توپ است. اگر این بخش از بازی به اندازه کافی قدرتمند نباشد، تیم ناچار می‌شود از ساختار دفاعی مستقر حریف عبور کند؛ جایی که کار بسیار دشوارتر است.

وقتی حریف عقب می‌نشیند، چه باید کرد؟

اینجا یکی از پرسش‌های اصلی درباره پرسپولیس مطرح می‌شود: اگر کانترپرس و حمله سریع جواب نداد، برنامه بعدی چیست؟ این پرسش مقابل تیم‌هایی که لایه‌به‌لایه دفاع می‌کنند، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. کانترپرس زمانی بیشترین اثر را دارد که حریف در لحظه از دست دادن توپ، ساختار مناسبی نداشته باشد. اما تیمی که عقب می‌نشیند، فشرده بازی می‌کند و بازیکنانش را پشت توپ قرار می‌دهد، فضای بسیار کمی برای حمله سریع باقی می‌گذارد.

در چنین شرایطی نمی‌توان همیشه منتظر اشتباه حریف ماند. پرسپولیس باید بتواند خودش موقعیت ایجاد کند، خودش ساختار دفاعی حریف را جابه‌جا کند و با تغییر ریتم، فضا بسازد. این همان بخشی است که در بازی با ذوب‌آهن جای کار داشت.سرخپوشان در بعضی مقاطع برای پیشروی به سمت توپ‌های مستقیم و بلند متوسل شدند و تلاش کردند با استفاده از توپ اول، دوم و حتی سوم، حمله را ادامه دهند. این روش به‌عنوان یکی از ابزارهای حمله کاملاً قابل قبول است، اما زمانی تبدیل به مشکل می‌شود که به راهکار اصلی و تکرارشونده تیم برای رسیدن به یک‌سوم هجومی تبدیل شود.

توپ بلند می‌تواند حریف را غافلگیر کند؛ اما نمی‌تواند همیشه جایگزین ساختن حمله شود.

توپ دوم همیشه ناجی نیست

فوتبال بر پایه دوئل و توپ دوم قابل بازی است، اما نمی‌توان تمام بار تهاجمی یک تیم را روی آن گذاشت. حتی اگر تیم در توپ اول موفق باشد، هنوز باید توپ دوم را تصاحب کند و پس از آن نیز بازیکنی وجود داشته باشد که بتواند توپ سوم را به یک حمله واقعی تبدیل کند.این زنجیره همواره قابل تکرار نیست. ضمن اینکه تیم مقابل نیز پس از چند بار مشاهده این الگو، خودش برای جمع کردن توپ دوم و سوم آماده می‌شود. بنابراین اگر تنوع تاکتیکی وجود نداشته باشد، حملات قابل پیش‌بینی خواهند شد.گل اول پرسپولیس نیز نمی‌تواند به تنهایی سندی برای موفقیت این مدل تلقی شود. در شکل‌گیری گل، ادامه یافتن حمله و استفاده از توپ‌های برگشتی مؤثر بود، اما اشتباه دروازه‌بان ذوب‌آهن نیز در تبدیل این موقعیت به گل نقش داشت. بنابراین نباید یک خروجی موفق را با یک فرآیند پایدار و قابل اتکا اشتباه گرفت.

مهاجمان پرسپولیس چرا کمتر می‌چرخیدند؟

یکی دیگر از نکات مهم مسابقه، نحوه برخورد مدافعان ذوب‌آهن با مهاجمان پرسپولیس بود. مدافعان حریف اجازه نمی‌دادند مهاجمان سرخپوش به‌راحتی توپ را دریافت کرده و با چرخش رو به دروازه حرکت کنند. وقتی مهاجم پشت به دروازه قرار می‌گیرد و مدافع نیز فاصله لازم برای چرخش را به او نمی‌دهد، تیم برای ادامه حمله به یک راهکار دیگر نیاز دارد. اینجاست که مفهوم «مرد سوم» اهمیت پیدا می‌کند. مهاجم نباید تنها نقطه پایان حمله باشد. او می‌تواند نقش واسطه را ایفا کند؛ توپ را به بازیکن دوم بسپارد و در همان لحظه بازیکن سوم با حرکت به فضای ایجادشده وارد شود.

پرسپولیس در بخش‌هایی از این مسابقه چنین حرکاتی را به اندازه کافی تکرار نکرد. به همین دلیل، برخی حملات پس از رسیدن توپ به مهاجم، عملاً از سرعت افتادند و دوباره به سمت بازی عرضی یا توپ مستقیم برگشتند در حقیقت زمان لازم برای شکل گیری استفاده از مرد سوم را از دست می دادند که شاید یکی از دلایل آن شناخت ذوبی‌ها از نوع بازی پرسپولیس بود.

بیفوما و شهرآبادی؛ تغییر فقط در نفرات نبود

نکته قابل توجه مسابقه زمانی نمایان شد که بیفوما و شهرآبادی وارد زمین شدند. ورود این دو بازیکن فقط یک تعویض نفر به نفر نبود؛ ریتم حملات پرسپولیس تغییر کرد. سرعت حمل توپ بالاتر رفت، حرکت بدون توپ بیشتر شد و حریف مجبور شد تصمیم‌های بیشتری بگیرد. شهرآبادی توانست با حرکت‌های خود خط دفاعی ذوب‌آهن را وادار به عقب‌نشینی و جابه‌جایی کند و بیفوما نیز با حمل توپ و توانایی ایجاد تغییر ریتم، گزینه‌ای متفاوت در فاز هجومی به پرسپولیس داد. مهم‌تر اینکه بعد از ورود آنها، حملات پرسپولیس از حالت نسبتاً ایستا خارج شد. این تغییر یک پیام روشن برای کادر فنی دارد: پرسپولیس برای شکستن دفاع فشرده، به بازیکنانی نیاز دارد که بتوانند با حرکت، سرعت و تغییر جهت، ساختار حریف را به هم بزنند؛ نه اینکه صرفاً تعداد بازیکنان حاضر در یک‌سوم هجومی افزایش پیدا کند.

هشدار به تارتار؛ پرسپولیس باید دو چهره داشته باشد

مهدی تارتار و کادر فنی پرسپولیس باید از همین حالا برای یک مسئله مهم آماده باشند: این تیم نمی‌تواند فقط یک نوع فوتبال را برای تمام مسابقات در نظر بگیرد. اگر برنامه اصلی، کانترپرس و حمله سریع باشد، مقابل تیم‌هایی که عقب می‌نشینند و فضای پشت سرشان را می‌بندند، پرسپولیس با مشکل مواجه خواهد شد. از طرف دیگر، اگر مالکیت تیم عمدتاً به توپ‌های بلند و نبرد برای توپ دوم ختم شود، حریفان باکیفیت‌تر خیلی زود راه مقابله با آن را پیدا خواهند کرد. پرسپولیس باید بتواند بین دو ریتم جابه‌جا شود؛ وقتی فضا وجود دارد، سریع حمله کند و وقتی حریف عقب نشسته است، با حوصله و کیفیت، ساختار دفاعی او را باز کند. یکی از دلایل بلند کردن توپ توسط خط دفاعی پرسپولیس می تواند درگیری در یک سوم دفاعی حریف باشد که درنهایت به توپگیری این تیم حاصل می‌شود.

این یعنی استفاده بیشتر و هدفمندتر از بازی بین خطوط، حرکت مرد سوم، «اوورلود» در کناره‌ها، تغییر سریع سمت بازی و مهم‌تر از همه، تغییر ریتم. مسئله فقط حمله نیست؛ مدیریت ریتم کلید موفقیت است در نهایت، شاید مهم‌ترین هشدار برای پرسپولیس نه درباره یک بازیکن یا یک پست، بلکه درباره «ریتم» باشد. سرخپوشان تهران باید ریتم مسابقه را در اختیار داشته باشند و مهم‌تر از آن، نباید اجازه دهند ریتم بازی آنها را تعیین کند.اگر تیم در کانترپرس موفق شد، باید بتواند سریع ضربه بزند. اگر حریف عقب نشست، باید توانایی آرام کردن بازی، گردش توپ و ایجاد برتری موقعیتی را داشته باشد. اگر توپ بلند زد، باید این کار بخشی از تنوع تاکتیکی باشد، نه تنها راه عبور از خطوط حریف.پرسپولیس مقابل ذوب‌آهن سه امتیاز ارزشمند گرفت، اما این مسابقه بیش از آنکه یک آزمون نهایی باشد، یک هشدار بود.

هشدار اینکه در لیگ، همیشه قرار نیست حریف اشتباه کند.گاهی حریف فشرده دفاع می‌کند، فضای انتقال نمی‌دهد، مهاجمان را مهار می‌کند و توپ دوم را هم جمع می‌کند. در آن لحظه، تیمی موفق خواهد بود که بتواند خودش بازی را بسازد، خودش ریتم را تعیین کند و خودش راه رسیدن به موقعیت را پیدا کند. پرسپولیس برای قهرمانی فقط به بردن بازی‌ها نیاز ندارد؛ به این نیاز دارد که وقتی بازی طبق سناریوی دلخواهش پیش نمی‌رود، سناریوی جدیدی برای بردن داشته باشد.

این شاید مهم‌ترین وظیفه مهدی تارتار و کادر فنی در ادامه فصل باشد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 7 =

آخرین‌ها