به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ سبد غذایی خانوادهها فقط مجموعهای از کالاهای مصرفی نیست، بلکه یکی از عوامل تعیینکننده در سلامت و کیفیت زندگی اعضای خانواده به شمار میرود. با این حال، افزایش هزینههای زندگی و رشد قیمت مواد غذایی، انتخابهای روزمره بسیاری از خانوارها را تغییر داده است؛ از کاهش خرید گوشت و میوه گرفته تا حذف تدریجی برخی محصولات لبنی از سفره.
در این میان، شیر، ماست و پنیر از جمله محصولاتی هستند که جایگاه مهمی در تأمین مواد مغذی مورد نیاز بدن دارند. با وجود این، افزایش قیمت و کاهش قدرت خرید میتواند مصرف آنها را بهتدریج کاهش دهد؛ موضوعی که دیگر تنها یک مسئله اقتصادی نیست و از منظر سلامت عمومی نیز اهمیت دارد.
مصرف لبنیات در ایران به کمتر از یک واحد رسید
احمد اسماعیلزاده، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ در همایش روز جهانی غذا اعلام کرد میانگین مصرف روزانه لبنیات در کشور به کمتر از یک واحد رسیده است؛ درحالیکه میزان توصیهشده برای مصرف این گروه غذایی، دو تا سه واحد در روز عنوان شده است.
به گفته او، پایینبودن مصرف لبنیات در ایران مسئلهای باسابقه است و افزایش قیمت این محصولات نقش مهمی در کاهش مصرف داشته است.
این اظهارات نشان میدهد فاصله میان میزان مصرف و مقدار توصیهشده، به یکی از چالشهای تغذیهای کشور تبدیل شده است. البته برای ارزیابی دقیق وضعیت تغذیه خانوادهها باید تفاوتهای سنی، شرایط جسمی، میزان مصرف انواع لبنیات و دسترسی اقتصادی گروههای مختلف نیز در نظر گرفته شود.
چرا لبنیات از سبد خرید خانوادهها حذف میشود؟
افزایش قیمت مواد غذایی، خانوادهها را ناچار میکند میان هزینههای ضروری زندگی اولویتبندی کنند. در چنین شرایطی، برخی محصولات که امکان حذف یا کاهش مصرف آنها وجود دارد، بهتدریج از سبد خرید کنار گذاشته میشوند.
لبنیات نیز ممکن است در این اولویتبندی قرار بگیرد؛ بهویژه زمانی که خانواده برای تأمین هزینه مسکن، حملونقل، آموزش و سایر نیازهای روزانه با محدودیت مالی روبهروست.
پژوهشی درباره روند ۳۰ساله مصرف لبنیات در خانوارهای ایرانی، با استفاده از دادههای هزینه و درآمد خانوار در فاصله سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰، نشان میدهد مصرف سرانه شیر و ماست در این دوره کاهش یافته است. بر اساس نتایج این مطالعه، مصرف سالانه سرانه شیر از ۲۶.۷۷ کیلوگرم به ۲۲.۶۸ کیلوگرم و مصرف ماست از ۱۶.۶۳ کیلوگرم به ۱۱.۰۶ کیلوگرم رسیده است. در مقابل، مصرف پنیر افزایش داشته است.
این پژوهش همچنین تفاوت الگوی مصرف میان گروههای درآمدی را بررسی کرده و نشان داده است که وضعیت اقتصادی خانوارها در میزان و ترکیب مصرف محصولات لبنی اهمیت دارد.
حذف لبنیات چه اثری بر سلامت خانواده دارد؟
شیر و فرآوردههای لبنی از منابع غذایی کلسیم، پروتئین و برخی ویتامینها به شمار میروند. این مواد مغذی در رشد و حفظ استخوانها، عملکرد طبیعی عضلات و تأمین نیازهای تغذیهای بدن نقش دارند.
کاهش مصرف منابع غذایی حاوی کلسیم، بهویژه اگر با جایگزینی مناسب همراه نباشد، میتواند دریافت این ماده معدنی را کاهش دهد. اهمیت این موضوع در دورههایی مانند کودکی و نوجوانی که رشد استخوانها جریان دارد و همچنین در سالمندی که حفظ سلامت استخوانها اهمیت بیشتری پیدا میکند، قابل توجه است.
از سوی دیگر، دریافت ناکافی کلسیم و ویتامین D در کنار عوامل دیگر میتواند در افزایش خطر مشکلات استخوانی نقش داشته باشد. البته پوکی استخوان تنها به مصرف لبنیات وابسته نیست و عواملی مانند ژنتیک، فعالیت بدنی، وضعیت هورمونی، دریافت ویتامین D و سایر شرایط سلامت نیز در آن مؤثرند.
بنابراین، کاهش مصرف لبنیات را باید در چارچوب کلی کیفیت رژیم غذایی خانواده بررسی کرد، نه اینکه آن را بهتنهایی علت قطعی یک بیماری بدانیم.
کودکان و سالمندان؛ گروههایی که نباید فراموش شوند
تغذیه در دوران کودکی و نوجوانی، نقش مهمی در رشد و تکامل دارد. در این دورهها، دریافت کافی پروتئین، کلسیم و سایر مواد مغذی مورد نیاز بدن اهمیت ویژهای دارد. کاهش تنوع غذایی و حذف منابع مهم این مواد میتواند کیفیت رژیم غذایی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد.
در سالمندی نیز حفظ سلامت استخوانها و عضلات اهمیت زیادی دارد. اگر سالمندان به دلیل مشکلات اقتصادی، کاهش اشتها یا دشواری مصرف برخی غذاها، محصولات لبنی را از برنامه غذایی خود حذف کنند، باید برای تأمین مواد مغذی مورد نیاز آنان راهکار مناسبی در نظر گرفته شود.
در خانوادههایی که کودکان در سن رشد یا سالمندان حضور دارند، توجه به کیفیت جایگزینهای غذایی اهمیت بیشتری پیدا میکند. حذف یک گروه غذایی بدون شناخت منابع جایگزین، ممکن است دریافت برخی مواد مغذی را کاهش دهد.
آیا جایگزینهای ارزانتر میتوانند نیاز بدن را تأمین کنند؟
کاهش مصرف لبنیات الزاماً به معنای محرومیت از کلسیم و پروتئین نیست؛ زیرا برخی مواد غذایی دیگر نیز میتوانند بخشی از نیاز بدن را تأمین کنند. حبوبات، برخی سبزیجات، مغزها و محصولات غنیشده از جمله گزینههایی هستند که میتوانند در یک رژیم غذایی متنوع مورد توجه قرار گیرند.
با این حال، میزان و قابلیت جذب مواد مغذی در منابع مختلف یکسان نیست. برای مثال، همه سبزیجات به یک اندازه کلسیم قابل جذب ندارند و نوشیدنیهای گیاهی نیز لزوماً از نظر پروتئین و کلسیم معادل شیر نیستند. در صورت استفاده از نوشیدنیهای گیاهی، توجه به غنیسازی با کلسیم و ویتامین D و ترکیبات محصول اهمیت دارد.
همچنین افرادی که به لاکتوز حساسیت دارند یا به دلایل پزشکی امکان مصرف برخی فرآوردههای لبنی را ندارند، میتوانند با راهنمایی متخصص تغذیه از محصولات بدون لاکتوز یا منابع غذایی جایگزین استفاده کنند.
نکته مهم این است که جایگزینی باید آگاهانه و بر اساس نیاز بدن انجام شود؛ نه اینکه صرفاً ارزانتر بودن یک محصول، معیار انتخاب آن باشد.
مسئولیت سیاستگذاری در برابر سفره خانوادهها
کاهش مصرف لبنیات فقط با توصیه به خانوادهها برای افزایش خرید این محصولات برطرف نمیشود. زمانی که قیمت مواد غذایی با توان اقتصادی خانوارها تناسب نداشته باشد، توصیههای تغذیهای بهتنهایی نمیتوانند الگوی مصرف را تغییر دهند.
از همین رو، سیاستهای حمایتی برای دسترسی اقتصادی به مواد غذایی ضروری، تقویت برنامه توزیع شیر در مدارس، ارتقای آگاهی تغذیهای و پایش مستمر وضعیت تغذیه کودکان و خانوادهها اهمیت پیدا میکند.
در همین زمینه، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت به اقداماتی مانند یارانه لبنیات، برنامه شیر مدارس و آموزش تغذیه اشاره کرده است. با این حال، میزان اثربخشی این اقدامات باید با شاخصهایی مانند افزایش مصرف سرانه، دسترسی گروههای کمدرآمد و بهبود وضعیت تغذیهای دانشآموزان سنجیده شود.
سلامت سفره، بخشی از امنیت خانواده است
کاهش مصرف لبنیات را نمیتوان تنها یک تغییر ساده در فهرست خرید خانوار دانست. وقتی خانوادهها برای مدیریت هزینهها ناچار به حذف تدریجی گروههایی از مواد غذایی میشوند، کیفیت تغذیه و در نهایت سلامت اعضای خانواده نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
در چنین شرایطی، حمایت از تغذیه سالم باید فراتر از توصیههای فردی باشد و دسترسی اقتصادی خانوادهها به مواد غذایی ضروری را نیز در بر بگیرد. خانوادهها برای داشتن سفرهای سالم، تنها به آگاهی نیاز ندارند؛ توان خرید و دسترسی پایدار به مواد غذایی مناسب نیز ضروری است.
اکنون پرسش مهم این است که برنامههای حمایتی موجود تا چه اندازه توانستهاند کاهش مصرف لبنیات را جبران کنند و چه راهکاری برای بازگرداندن این گروه غذایی به سبد خرید خانوارهای کمدرآمد در نظر گرفته شده است؟