به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ چه کسی متوجه میشود مواد غذایی خانه رو به اتمام است؟ چه کسی زمان جلسه مدرسه فرزند را به خاطر میسپارد، برای قرارهای پزشکی برنامهریزی میکند و مراقب است کارهای عقبمانده روی هم جمع نشوند؟ پاسخ این پرسشها همیشه در فهرست کارهای روزانه دیده نمیشود، اما بخش مهمی از مدیریت زندگی خانوادگی را تشکیل میدهد. در بسیاری از خانهها، پیش از آنکه کاری انجام شود، باید کسی به فکر آن باشد؛ نیازها را پیشبینی کند، برای انجامشان برنامه بریزد و تا پایان کار پیگیر بماند. این همان بخش نامرئی کار خانه است؛ مسئولیتی که کمتر درباره آن صحبت میشود، اما میتواند بر کیفیت زندگی، روابط زوجین و احساس خستگی اعضای خانواده اثر بگذارد.
کار خانه از جایی شروع میشود که هنوز کاری انجام نشده است
وقتی از تقسیم کار در خانواده صحبت میشود، معمولاً توجهها به وظایف قابل مشاهده جلب میشود؛ چه کسی غذا میپزد، چه کسی ظرفها را میشوید، چه کسی فرزند را به مدرسه میبرد و چه کسی خرید خانه را انجام میدهد. اما پیش از انجام بسیاری از این کارها، زنجیرهای از فعالیتهای ذهنی وجود دارد که کمتر به حساب میآید: تشخیص نیاز، برنامهریزی، به خاطر سپردن، هماهنگی و پیگیری.
برای مثال، خرید مایحتاج خانه فقط رفتن به فروشگاه نیست. کسی باید پیش از آن متوجه کمبود مواد غذایی شود، نیازهای اعضای خانواده را به خاطر بیاورد، فهرست خرید را تنظیم کند و زمان مناسبی برای خرید در نظر بگیرد. رسیدگی به امور مدرسه نیز تنها به رساندن کودک به مدرسه محدود نمیشود؛ اطلاع از برنامهها، آمادهکردن وسایل، پیگیری تکالیف و به خاطر سپردن زمان جلسات و معاینات نیز بخشی از این مسئولیت است.
در ادبیات پژوهشی، این بخش از کار با مفاهیمی مانند «بار ذهنی» و «کار شناختی خانواده» شناخته میشود؛ کاری که موضوع آن نه فقط انجام وظایف، بلکه مدیریت و آمادهسازی ذهنی آنهاست. پژوهشگران تأکید میکنند که برای شناخت واقعی تقسیم کار در خانه، باید هم فعالیت فیزیکی و هم مسئولیت برنامهریزی و پیگیری را در نظر گرفت.
مشارکت در کارها با پذیرفتن مسئولیت تفاوت دارد
یکی از پرسشهای مهم در بررسی تقسیم کار خانوادگی این است که آیا انجام بخشی از وظایف به معنای تقسیم برابر مسئولیتهاست؟ ممکن است یکی از زوجین در خرید، آشپزی یا مراقبت از فرزند مشارکت کند، اما تشخیص اینکه چه کاری باید انجام شود، چه زمانی باید انجام شود و آیا کار بهدرستی پیش رفته است، همچنان بر عهده دیگری باشد.
در چنین شرایطی، مسئولیت مدیریت کارها بهطور کامل تقسیم نشده است؛ بلکه بخشی از اجرا میان اعضای خانواده مشترک است، در حالی که بار برنامهریزی و پیگیری همچنان بر دوش یک نفر باقی میماند. تفاوت این دو وضعیت در زندگی روزمره بهسادگی دیده نمیشود، اما میتواند تجربه افراد از میزان مشارکت و عدالت در خانواده را تحت تأثیر قرار دهد.
این مسئله را نباید به همه خانوادهها تعمیم داد یا از پیش فرض کرد که مسئولیت ذهنی در تمام خانهها بر دوش زنان است. با این حال، پژوهشهای بینالمللی نشان میدهند که در بسیاری از خانوادههای بررسیشده، زنان سهم بیشتری از برنامهریزیهای روزمره و مسئولیتهای مرتبط با مراقبت از فرزندان را بر عهده دارند.
پژوهشها چه میگویند؟
مطالعهای درباره تقسیم کار شناختی در خانواده، منتشرشده در نشریه Archives of Women's Mental Health، با بررسی ۳۲۲ مادر دارای فرزند خردسال نشان داد سهم مادران از برنامهریزی و سازماندهی امور خانه، در مقایسه با سهم آنها از اجرای فیزیکی کارها، نامتناسبتر است. این پژوهش همچنین میان مسئولیت بیشتر در کار شناختی خانه و شاخصهایی مانند استرس، فرسودگی، سلامت روان و کیفیت رابطه زوجین ارتباط مشاهده کرد؛ ارتباطی که بهتنهایی اثباتکننده رابطه علت و معلولی نیست.
در پژوهشی دیگر که در سال ۲۰۲۵ درباره خانوادههای دارای فرزند در نروژ منتشر شد، محققان با استفاده از دادههای پیمایشی ۶۰۲ والد و مصاحبه با ۳۵ خانواده، به بررسی آنچه «شیفت سوم» نامیده میشود پرداختند؛ یعنی کارهای ذهنی، عاطفی و سازمانی اداره خانواده. یافتهها نشان داد حتی در خانوادههایی که برابری را ارزش میدانند و در انجام کارهای خانگی مشارکت دارند، تقسیم مسئولیتهای نامرئی لزوماً برابر نیست.
این یافتهها نشان میدهد سنجش عدالت در تقسیم کار خانوادگی، صرفاً با شمارش کارهای انجامشده یا زمان صرفشده برای آنها کامل نمیشود. باید پرسید چه کسی مسئول به خاطر سپردن، پیشبینی و پیگیری نیازهای خانواده است.
خانواده ایرانی؛ میان مسئولیتهای سنتی و انتظارات تازه
این بحث در جامعه ایران نیز اهمیت دارد؛ بهویژه در شرایطی که شکل زندگی خانوادگی، اشتغال زنان و مردان، هزینههای زندگی و انتظارات از والدین در حال تغییر است. در خانوادههایی که هر دو زوج شاغلاند، هماهنگی میان کار بیرون از خانه، مراقبت از فرزندان و اداره امور روزمره میتواند به مسئلهای جدی تبدیل شود. در خانوادههایی نیز که یک نفر مسئولیت بیشتری از کارهای خانه را بر عهده دارد، ممکن است حجم برنامهریزی و پیگیری او بهسادگی در محاسبات مربوط به کار خانگی دیده نشود.
یک پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در International Journal of Population Studies، با استفاده از دادههای پیمایش سبک زندگی متأهلان و بررسی ۱۷۳۶ فرد متأهل ۱۸ سال به بالا در تهران، به تقسیم کار خانگی، مراقبت از فرزندان و تصمیمگیری در خانواده پرداخت. نتایج گزارششده از تداوم سهم بیشتر زنان در کارهای خانه و مراقبت از فرزندان، در کنار تغییراتی در نقشهای تصمیمگیری، حکایت داشت.
البته این مطالعه بهتنهایی میزان «بار ذهنی» در همه خانوادههای ایرانی را مشخص نمیکند و نمیتوان نتایج یک پیمایش در تهران را به تمام خانوادههای کشور تعمیم داد. برای شناخت دقیقتر این مسئله، به پژوهشهای اختصاصی درباره برنامهریزی، هماهنگی و پیگیری امور خانواده در گروههای مختلف اجتماعی نیاز است.
مسئولیتی که دیده نمیشود، چگونه تقسیم خواهد شد؟
یکی از دشواریهای کار نامرئی این است که چون محصول آن همیشه به شکل یک فعالیت مشخص دیده نمیشود، ممکن است در گفتوگوهای خانوادگی نیز نادیده بماند. وقتی خرید خانه بهموقع انجام شده، برنامه مدرسه فراموش نشده و امور روزمره بدون اختلال پیش رفته است، کمتر کسی میپرسد چه میزان فکر، زمان و پیگیری برای جلوگیری از آشفتگی صرف شده است.
از سوی دیگر، تبدیل این مسئله به رقابت میان زنان و مردان یا مقصر دانستن یک عضو خانواده، کمکی به حل آن نمیکند. مسئله اصلی، روشنکردن مسئولیتهایی است که ممکن است سالها بدون توافق مشخص، بر عهده یک نفر قرار گرفته باشند.
تقسیم مسئولیت بهصورت روشن، پذیرفتن مالکیت کامل برخی وظایف بهجای انتظار برای یادآوری مداوم و گفتوگو درباره حجم واقعی کارها میتواند به کاهش ابهام کمک کند. در این الگو، فردی که مسئول یک کار است، فقط مجری آن نیست؛ بلکه تشخیص نیاز، برنامهریزی و پیگیری آن را نیز بر عهده میگیرد. البته میزان اثربخشی چنین راهکارهایی باید با توجه به شرایط اقتصادی، ساعات اشتغال، تعداد فرزندان و امکانات هر خانواده سنجیده شود.
آنچه در تقسیم کار خانه باید دیده شود
اداره زندگی خانوادگی مجموعهای از فعالیتهای آشکار و پنهان است. اگر تنها کارهای قابل مشاهده ملاک قرار گیرند، ممکن است بخش مهمی از مسئولیت یک عضو خانواده از محاسبه خارج شود. به همین دلیل، بحث درباره عدالت در خانه باید از این پرسش فراتر برود که چه کسی بیشتر ظرف میشوید یا بیشتر خرید میکند.
پرسش اساسی این است که چه کسی بار به خاطر سپردن و پیشبینی نیازهای خانواده را بر دوش دارد، چه کسی باید برای انجام کارها پیگیری کند و آیا این مسئولیت میان اعضای خانواده به شکلی روشن و مورد توافق تقسیم شده است؟
شاید بخشی از خستگی روزمره در خانوادهها نه فقط از تعداد کارها، بلکه از این احساس ناشی شود که همیشه باید مراقب بود چیزی فراموش نشود. تا زمانی که این بخش از کار خانوادگی دیده نشود، حتی تقسیم ظاهراً برابر وظایف نیز ممکن است به معنای تقسیم برابر مسئولیت نباشد.