کد مطلب: 27352
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
استقلال

«نه» گفتن‌های مکرر کودکان نوپا اگرچه گاهی والدین را خسته می‌کند، اما در بسیاری از موارد بخشی طبیعی از فرآیند رشد و شکل‌گیری استقلال کودک است. شناخت علت این رفتار و استفاده از روش‌های درست تربیتی می‌تواند از تبدیل مخالفت‌های کودک به کشمکش‌های روزمره جلوگیری کند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ نه گفتن کودکان، به‌ویژه در سال‌های نخست زندگی، می‌تواند برای والدین عجیب و گاهی آزاردهنده باشد. کودک دو ساله‌ای را تصور کنید که از او می‌خواهید کنار شما بنشیند، اما با نگاه مستقیم به شما سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: «نه». یا کودکی که مقابل کابینت ایستاده و می‌خواهد با ظرف‌ها بازی کند و در برابر مخالفت والدین، با اصرار پاسخ می‌دهد: «نه».

این رفتارها اگرچه ممکن است در نگاه اول نشانه لجبازی به نظر برسند، اما همیشه چنین معنایی ندارند. کودک در این سن تازه متوجه شده است که می‌تواند خواسته و نظر خودش را بیان کند و در برابر خواسته دیگران مقاومت نشان دهد. در واقع، «نه» گفتن یکی از نخستین شکل‌های تجربه استقلال و اعمال نظر در کودک است.

چرا کودک مدام «نه» می‌گوید؟

کودک در سال‌های دوم و سوم زندگی، به تدریج در حال شناخت خودش، محیط اطراف و توانایی‌هایش است. او می‌خواهد بسیاری از کارها را به شیوه خودش انجام دهد و از اینکه بتواند درباره برخی امور تصمیم بگیرد، احساس قدرت و استقلال می‌کند.

از سوی دیگر، کودک هنوز نمی‌داند مخالفت مداوم چه تأثیری بر اطرافیان دارد. او ممکن است تنها به این دلیل که تازه واژه «نه» را یاد گرفته و متوجه شده این کلمه می‌تواند واکنش والدین را تغییر دهد، بارها از آن استفاده کند.

بنابراین، بسیاری از مخالفت‌های این دوره را می‌توان بخشی از روند طبیعی رشد دانست؛ هرچند مدیریت نادرست آن ممکن است به شکل‌گیری چرخه‌ای از دستور، مخالفت، عصبانیت و مجادله منجر شود.

کودک در این مرحله همچنین در حال شکل دادن به اعتمادبه‌نفس خود است. جهان برای او هنوز محیطی بزرگ و ناشناخته است و مخالفت کردن می‌تواند یکی از راه‌هایی باشد که به وسیله آن احساس کند بر بخشی از زندگی خود کنترل دارد.

والدین چگونه با «نه» گفتن کودک برخورد کنند؟

اولین نکته این است که والدین نباید هر مخالفتی را به جنگ قدرت تبدیل کنند. قرار نیست هر بار که کودک «نه» گفت، والد نیز با صدای بلندتر یا دستورهای بیشتر پاسخ دهد.

در بسیاری از موقعیت‌ها می‌توان به جای دستور مستقیم، برای کودک توضیح کوتاه و قابل فهم ارائه کرد.

برای مثال، اگر کودک می‌خواهد از جایی بالا برود که برای او خطرناک است، به جای تکرار «نه، نرو»، می‌توان گفت: «این قسمت خطرناکه، بیا از اینجا بازی کنیم.»

کودک ممکن است همه توضیحات را نپذیرد، اما وقتی دلیل یک محدودیت را متناسب با سن خود می‌شنود، احتمال همکاری او بیشتر می‌شود.

به کودک حق انتخاب بدهید

یکی از روش‌های مؤثر برای کاهش مخالفت‌های بی‌دلیل، دادن حق انتخاب محدود به کودک است.

به جای اینکه بگویید «لباست را بپوش»، می‌توانید بپرسید: «لباس آبی را می‌پوشی یا قرمز را؟» یا هنگام نوشیدن مایعات بپرسید: «آب می‌خوری یا شیر؟»

نکته مهم این است که انتخاب‌ها محدود باشند. ارائه دو گزینه مشخص به کودک کمک می‌کند احساس کند در تصمیم‌گیری نقش دارد، بدون اینکه مسئولیت تصمیم‌های بزرگ‌تر از سنش بر عهده او گذاشته شود.

این روش را می‌توان در موقعیت‌های مختلف، از لباس پوشیدن و غذا خوردن تا جمع کردن اسباب‌بازی‌ها و آماده شدن برای خواب، به کار گرفت.

خودتان کمتر «نه» بگویید

کودکی که در طول روز بارها واژه «نه» را از والدین می‌شنود، ممکن است همان الگو را در ارتباط با آنها تکرار کند.

به همین دلیل، بهتر است والدین در موقعیت‌هایی که امکان دارد، به جای استفاده مداوم از «نه»، توضیح مثبت و مشخصی ارائه کنند.

مثلاً به جای اینکه بگویند «روی پله‌ها بازی نکن»، می‌توان گفت: «پله‌ها جای امنی برای بازی نیست، بیا با لگوها بازی کنیم.»

یا اگر کودک با صدای بلند صحبت می‌کند، به جای «داد نزن» می‌توان گفت: «لطفاً با صدای آرام‌تر صحبت کن.»

این تغییر کوچک در شیوه صحبت کردن، می‌تواند فضای ارتباطی خانه را آرام‌تر کند.

وقتی کودک همکاری می‌کند، تشویقش کنید

والدین معمولاً زمانی که کودک رفتار نامناسبی دارد، سریع واکنش نشان می‌دهند؛ اما رفتارهای مثبت کودک گاهی نادیده گرفته می‌شود.

اگر کودک بدون مخالفت درخواست والدین را پذیرفت، بهتر است این رفتار دیده و تقویت شود. یک جمله ساده مانند «ممنون که همکاری کردی» یا یک آغوش و توجه محبت‌آمیز می‌تواند به کودک نشان دهد که همکاری او دیده می‌شود.

تشویق لزوماً به معنای خرید جایزه نیست. توجه، لبخند، در آغوش گرفتن و بیان رضایت والدین نیز می‌تواند برای کودک تقویت‌کننده باشد.

گاهی حواس‌پرتی بهتر از مجادله است

در برخی موقعیت‌ها، ادامه دادن بحث با کودک نتیجه‌ای جز افزایش تنش ندارد. در چنین شرایطی تغییر مسیر توجه کودک می‌تواند راهکار مؤثرتری باشد.

برای مثال، اگر زمان حمام فرا رسیده و کودک حاضر نیست اسباب‌بازی‌هایش را کنار بگذارد، می‌توان مسیر رفتن به حمام را به یک بازی تبدیل کرد؛ مثلاً از او خواست تعداد قدم‌ها تا حمام را بشمارد، مسیر را لی‌لی کند یا با هم یک شعر کوتاه بخوانند.

هدف این نیست که کودک همیشه با بازی از هر قانونی عبور کند، بلکه گاهی تغییر فضای ذهنی او می‌تواند از شکل‌گیری یک درگیری غیرضروری جلوگیری کند.

قصه‌ها را وارد تربیت کنید

داستان‌گویی نیز می‌تواند در موقعیت‌هایی که کودک همکاری نمی‌کند، به کمک والدین بیاید.

برای مثال، وقتی کودک در یک رستوران بی‌قرار است، والد می‌تواند به جای تذکرهای مداوم، داستانی از دوران کودکی خودش تعریف کند و آن را به موقعیت فعلی مرتبط سازد.

حتی داستان‌های ساده و تخیلی می‌توانند توجه کودک را جلب کنند و فرصتی برای انتقال غیرمستقیم یک پیام تربیتی فراهم کنند.

هدف، حذف «نه» نیست

مهم است که والدین انتظار نداشته باشند کودک هرگز مخالفت نکند. «نه» گفتن بخشی از رشد طبیعی کودک است و قرار نیست با تنبیه یا سرکوب از بین برود.

هدف اصلی این است که کودک به تدریج یاد بگیرد چگونه خواسته خود را بیان کند، با محدودیت‌ها کنار بیاید، انتخاب کند و در عین حفظ استقلال، قوانین و خواسته‌های منطقی خانواده را نیز بپذیرد.

بنابراین، وقتی کودک دو یا سه ساله بارها در طول روز می‌گوید «نه»، شاید بهتر باشد والدین قبل از عصبانی شدن، این رفتار را از زاویه دیگری ببینند؛ کودکی که امروز با یک «نه» کوچک مخالفت خود را بیان می‌کند، در واقع در حال تمرین یکی از نخستین مهارت‌های استقلال و ابراز وجود است.

آنچه اهمیت دارد، نحوه پاسخ والدین به این مرحله است؛ آرامش، انتخاب محدود، توضیح روشن، تشویق رفتار مطلوب و پرهیز از جنگ قدرت می‌تواند «نه»های کودک را از یک چالش روزمره به فرصتی برای یادگیری و رشد تبدیل کند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین‌ها