گفتگو

کودکان امروز بیش از گذشته درگیر صفحه‌های نمایش و ارتباطات مجازی‌اند؛ تغییری که می‌تواند گفت‌وگوی رو در رو با مادربزرگ و پدربزرگ را کم‌رنگ کند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ رابطه میان کودکان و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها زمانی بخش طبیعی زندگی خانوادگی بود؛ دیدارهای خانوادگی، قصه‌های قدیمی، خاطرات دوران کودکی والدین و گفت‌وگوهایی که گاهی بدون برنامه و ساعت‌ها ادامه پیدا می‌کرد. اما سبک زندگی خانواده‌ها در سال‌های اخیر تغییر کرده است. خانواده‌های کوچک‌تر، فاصله جغرافیایی، مشغله والدین، استفاده گسترده از تلفن همراه و سرگرمی‌های دیجیتال، شکل ارتباط میان نسل‌ها را نیز تغییر داده‌اند.

امروز ممکن است کودکی در همان خانه‌ای باشد که مادربزرگ یا پدربزرگ حضور دارد، اما بیشتر توجهش به صفحه تلفن همراه یا بازی دیجیتال باشد. از سوی دیگر، ممکن است سالمندان خانواده در شهر یا حتی کشور دیگری زندگی کنند و ارتباط با آنها به تماس‌های کوتاه و مناسبتی محدود شود.

این تغییر الزاماً به معنای کاهش علاقه کودکان به نسل قدیم نیست؛ بلکه نشان می‌دهد فرصت‌ها و شیوه‌های ارتباط خانوادگی تغییر کرده‌اند.

چرا گفت‌وگوها کمتر شده‌اند؟

یکی از دلایل، تغییر ریتم زندگی خانوادگی است. برنامه‌های فشرده کاری و تحصیلی، رفت‌وآمد و فعالیت‌های متعدد باعث شده زمان مشترک اعضای خانواده کمتر شود.

در گذشته، بسیاری از ارتباطات خانوادگی در جریان فعالیت‌های عادی زندگی شکل می‌گرفت؛ هنگام صرف غذا، نشستن در کنار هم، سفر یا دیدارهای خانوادگی. امروز بخش بیشتری از اوقات فراغت کودکان با فعالیت‌های فردی و دیجیتال پر می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی اگر رابطه عاطفی میان کودک و پدربزرگ و مادربزرگ وجود داشته باشد، فرصت گفت‌وگوی طبیعی ممکن است کمتر شود.

تلفن همراه رقیب مادربزرگ و پدربزرگ نیست

گاهی ساده‌ترین توضیح این است که «کودکان به خاطر موبایل دیگر با بزرگ‌ترها حرف نمی‌زنند». اما مسئله پیچیده‌تر از این است.

فناوری تنها یکی از عواملی است که شیوه گذراندن اوقات فراغت را تغییر داده است. بازی‌های دیجیتال، ویدئوها، شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها سرگرمی‌هایی هستند که متناسب با علایق و سرعت دریافت اطلاعات نسل جدید طراحی شده‌اند.

بنابراین، اگر قرار باشد ارتباط کودک با پدربزرگ و مادربزرگ حفظ شود، صرفاً کنار گذاشتن تلفن همراه کافی نیست؛ باید برای گفت‌وگو نیز فرصت و جذابیت ایجاد کرد.

تفاوت نسل‌ها گاهی گفت‌وگو را سخت می‌کند

کودک امروز ممکن است درباره بازی رایانه‌ای، یک شخصیت کارتونی، مدرسه یا موضوعی در فضای مجازی صحبت کند؛ در حالی که مادربزرگ یا پدربزرگ تجربه و علاقه بیشتری به خاطرات گذشته، مسائل خانوادگی یا اتفاقات دوران خود دارد.

اگر دو نسل نتوانند موضوع مشترکی پیدا کنند، گفت‌وگو خیلی زود به چند پرسش تکراری مانند «مدرسه چطور بود؟» یا «درس‌هایت را خواندی؟» محدود می‌شود.

ارتباط مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که هر دو طرف احساس کنند چیزی برای شنیدن و گفتن دارند.

مادربزرگ و پدربزرگ فقط راوی خاطرات گذشته نیستند

یکی از ظرفیت‌های مهم رابطه میان کودک و سالمندان خانواده، انتقال تجربه و هویت خانوادگی است.

داستان‌های دوران کودکی والدین، شیوه زندگی خانواده در گذشته، خاطرات محله، شغل‌ها، سفرها، سختی‌ها و حتی اتفاقات ساده زندگی می‌توانند برای کودک تصویری ملموس از گذشته خانواده ایجاد کنند.

این خاطرات فقط اطلاعات تاریخی نیستند. کودک از طریق آنها می‌تواند بفهمد خانواده‌اش چگونه شکل گرفته و نسل‌های پیش از او چه تجربه‌هایی داشته‌اند.

البته این ارتباط زمانی اثرگذارتر است که به شکل گفت‌وگوی دوطرفه باشد، نه یک سخنرانی طولانی که کودک فقط شنونده آن باشد.

چرا بعضی کودکان از گفت‌وگو با سالمندان فرار می‌کنند؟

گاهی مسئله به تجربه خود کودک از این رابطه بازمی‌گردد. اگر هر دیدار با تذکر، مقایسه، پرسش‌های متعدد یا انتقاد همراه باشد، طبیعی است که کودک تمایل کمتری به ادامه گفت‌وگو پیدا کند.

جملاتی مانند «چرا این‌قدر با گوشی کار می‌کنی؟»، «بچه‌های زمان ما این‌طور نبودند» یا مقایسه کودک با دیگران ممکن است به‌تدریج فضای گفت‌وگو را از حالت صمیمی خارج کند.

البته این مسئله فقط درباره مادربزرگ و پدربزرگ نیست. ارتباط بین هر دو نسل زمانی پایدارتر می‌شود که در آن احترام، شنیدن و پذیرش تفاوت‌ها وجود داشته باشد.

والدین چه نقشی دارند؟

والدین می‌توانند نقش مهمی در نزدیک‌تر شدن دو نسل داشته باشند. معرفی خاطرات و داستان‌های خانوادگی، ایجاد فرصت برای دیدار، تماس تصویری منظم با سالمندان دور از خانواده و مشارکت دادن کودک در فعالیت‌های مشترک، از جمله راه‌هایی است که می‌تواند این رابطه را تقویت کند.

حتی می‌توان از کودک خواست درباره موضوعی که برایش جالب است از مادربزرگ یا پدربزرگ سؤال کند؛ مثلاً «وقتی هم‌سن من بودی چه بازی‌هایی می‌کردی؟»، «اولین مدرسه‌ات چطور بود؟» یا «وقتی مامان و بابا بچه بودند چه شکلی بودند؟»

چنین پرسش‌هایی گفت‌وگو را از حالت رسمی خارج می‌کند و به یک تجربه مشترک تبدیل می‌شود.

از کودک انتظار نداشته باشیم همیشه شنونده باشد

یکی از نکات مهم این است که رابطه سالم میان نسل‌ها یک‌طرفه نیست. کودک فقط قرار نیست خاطرات بزرگ‌ترها را بشنود و از آنها درس بگیرد؛ او نیز دنیای خودش را دارد که باید برای مادربزرگ و پدربزرگ تعریف کند.

بازی مورد علاقه‌اش، اتفاقی که در مدرسه افتاده، یک نقاشی، یک کتاب یا حتی یک موضوع ساده می‌تواند آغاز یک گفت‌وگو باشد.

گاهی یک پدربزرگ یا مادربزرگ با علاقه نشان دادن به دنیای کودک، راه ورود به گفت‌وگویی عمیق‌تر را پیدا می‌کند.

فاصله جغرافیایی پایان رابطه نیست

همه خانواده‌ها امکان دیدار هفتگی یا حتی ماهانه با سالمندان را ندارند. مهاجرت، زندگی در شهرهای مختلف و شرایط کاری می‌تواند اعضای خانواده را از یکدیگر دور کند.

در این شرایط، تماس تصویری می‌تواند بخشی از رابطه را حفظ کند؛ اما بهتر است تماس‌ها صرفاً به احوالپرسی چند دقیقه‌ای محدود نشوند.

می‌توان در یک تماس تصویری، کتابی را با هم خواند، عکس‌های قدیمی را دید، درباره یک خاطره خانوادگی صحبت کرد یا حتی کودک بخشی از فعالیت روزانه خود را به مادربزرگ و پدربزرگ نشان دهد.

فناوری زمانی که در خدمت رابطه قرار بگیرد، می‌تواند بخشی از فاصله را جبران کند.

رابطه میان نسل‌ها را نباید به «وظیفه» تبدیل کرد

گاهی والدین برای نزدیک کردن کودک به سالمندان، بیش از اندازه اصرار می‌کنند؛ «برو با مادربزرگ حرف بزن»، «برو پدربزرگ را بغل کن» یا «چرا با آنها صحبت نمی‌کنی؟»

اما رابطه عاطفی با اجبار شکل نمی‌گیرد.

بهتر است به جای وادار کردن کودک به گفت‌وگو، موقعیت‌هایی ایجاد شود که گفت‌وگو به صورت طبیعی شکل بگیرد. یک فعالیت مشترک، درست کردن غذا، باغبانی، بازی، دیدن عکس‌های قدیمی یا حتی تعمیر یک وسیله می‌تواند زمینه گفت‌وگو را فراهم کند.

کودکی که گذشته خانواده را می‌شناسد

ارتباط با مادربزرگ و پدربزرگ تنها یک رابطه عاطفی نیست؛ می‌تواند فرصتی برای شناخت ریشه‌های خانوادگی و تجربه زندگی در نسل‌های مختلف باشد.

کودک از طریق این ارتباط درمی‌یابد که خانواده فقط مجموعه‌ای از افراد هم‌نسل او نیست و پیش از تولد او نیز داستانی وجود داشته است؛ داستانی که بخشی از هویت خانوادگی او را شکل می‌دهد.

به همین دلیل، کم‌رنگ شدن گفت‌وگوی میان نسل‌ها را نباید فقط یک تغییر ساده در سبک معاشرت دانست. این ارتباط می‌تواند بخشی از پیوند عاطفی و فرهنگی خانواده باشد.

دوباره برای گفت‌وگو وقت بسازیم

قرار نیست کودکان امروز دقیقاً مانند نسل‌های گذشته زندگی کنند. فناوری، مدرسه، سرگرمی‌ها و سبک زندگی آنها با گذشته متفاوت است. اما نیاز به ارتباط عاطفی و تعلق خانوادگی همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است.

اگر گفت‌وگو میان کودک و مادربزرگ و پدربزرگ کم‌رنگ شده، راه‌حل الزاماً بازگرداندن سبک زندگی گذشته نیست. باید شیوه‌های تازه‌ای برای ارتباط پیدا کرد؛ گفت‌وگوهایی کوتاه اما مستمر، فعالیت‌های مشترک، تماس‌های تصویری و فرصت‌هایی برای شنیدن داستان‌های یکدیگر.

گاهی یک سؤال ساده از کودک یا یک خاطره کوتاه از مادربزرگ می‌تواند آغاز گفت‌وگویی باشد که ارزش آن بسیار بیشتر از چند دقیقه زمان دارد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین‌ها