به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ گوشیهای هوشمند، تبلتها، رایانهها و کنسولهای بازی، شکل گذران اوقات فراغت کودکان و نوجوانان را تغییر دادهاند. بسیاری از آنها بخشی از زمان آزاد خود را به بازیهای آنلاین، شبکههای اجتماعی، تماشای ویدئو و ارتباط با دوستان در فضای دیجیتال اختصاص میدهند؛ فعالیتهایی که گاهی از زمان استراحت فراتر میروند و با برنامه درسی، خواب و روابط خانوادگی تداخل پیدا میکنند.
نکته مهم این است که صرف استفاده از بازیهای آنلاین یا حضور در شبکههای اجتماعی به معنای بروز مشکل نیست. آنچه اهمیت دارد، مدت و زمان استفاده، نوع محتوای مصرفی و میزان توانایی فرد در مدیریت رفتار خود است. بازی کوتاهی که پس از انجام تکالیف بهعنوان تفریح انجام میشود، با ساعتها بازی در نیمهشب و به تعویق انداختن مسئولیتهای درسی شرایط یکسانی ندارد.
بازیهای آنلاین؛ سرگرمی یا فرصتی برای یادگیری؟
بازیهای دیجیتال تنها ابزار سرگرمی نیستند. برخی بازیهای راهبردی، معمایی و آموزشی میتوانند بازیکن را به برنامهریزی، حل مسئله، تصمیمگیری و بررسی پیامد انتخابهایش وادار کنند. بازیهای گروهی نیز در شرایط مناسب ممکن است به تمرین همکاری، ارتباط و هماهنگی با دیگران کمک کنند.
از سوی دیگر، بازیوارسازی و استفاده از شبیهسازهای آموزشی میتواند یادگیری برخی مفاهیم را برای دانشآموزان جذابتر کند. در چنین شرایطی، فناوری بهجای آنکه رقیب آموزش باشد، به ابزاری برای تکمیل فرایند یادگیری تبدیل میشود.
با این حال، نباید تصور کرد که هر بازی رایانهای الزاماً موجب افزایش هوش یا بهبود نمرات میشود. اثر بازی به طراحی آن، مدت استفاده، سن کاربر و نحوه ارتباط آن با اهداف آموزشی بستگی دارد. مهارتی که فرد در یک بازی به دست میآورد نیز لزوماً به همان اندازه در کلاس درس یا موقعیتهای واقعی زندگی به کار گرفته نمیشود.
چگونه بازی طولانیمدت به درس آسیب میزند؟
یکی از مهمترین نگرانیها درباره سرگرمیهای دیجیتال، جایگزین شدن آنها با فعالیتهای ضروری روزانه است. زمانی که بازی یا گشتوگذار در شبکههای اجتماعی ساعتهای زیادی از روز را در اختیار میگیرد، فرصت انجام تکالیف، مطالعه عمیق، ورزش، استراحت و ارتباط حضوری با اعضای خانواده کاهش پیدا میکند.
این مسئله بهویژه زمانی جدی میشود که دانشآموز انجام تکالیف را مرتب به تعویق بیندازد، برای مطالعه تمرکز کافی نداشته باشد یا نتواند در زمان تعیینشده از بازی دست بکشد. در چنین وضعیتی، ممکن است افت عملکرد تحصیلی نه از خود بازی، بلکه از تغییر در برنامه روزانه و کاهش زمان اختصاصیافته به یادگیری ناشی شود.
البته رابطه میان بازی و نمرات همیشه مستقیم نیست. شرایط خانوادگی، کیفیت آموزش، وضعیت روانی، انگیزه تحصیلی و شیوه مدیریت زمان نیز بر عملکرد دانشآموز تأثیر میگذارند. بنابراین، برای بررسی افت تحصیلی باید مجموعه این عوامل را در نظر گرفت.
خواب؛ حلقهای که نباید از برنامه روزانه حذف شود
بازیهای آنلاین و محتوای دیجیتال گاهی به ساعات پایانی شب کشیده میشوند. جذابیت بازی، تمایل به ادامه یک مرحله یا انتظار برای همراهی دوستان میتواند زمان خواب را به تعویق بیندازد؛ بهویژه زمانی که ساعت مشخصی برای پایان استفاده از دستگاهها وجود ندارد.
کمبود خواب میتواند بر توجه، حافظه، خلقوخو و آمادگی ذهنی برای یادگیری اثر منفی بگذارد. دانشآموزی که شب دیر میخوابد، ممکن است روز بعد در کلاس خستهتر باشد، مطالب را دشوارتر به خاطر بسپارد یا برای انجام تکالیف به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
از این رو، تعیین ساعت مشخص برای پایان بازی و کنار گذاشتن گوشی و سایر صفحهنمایشها پیش از خواب، میتواند به منظمتر شدن برنامه شبانه کمک کند. این قاعده زمانی مؤثرتر خواهد بود که والدین نیز در اجرای آن الگوی مناسبی برای فرزندان باشند.
چه زمانی سرگرمی دیجیتال به یک مسئله جدی تبدیل میشود؟
مدت استفاده بهتنهایی معیار کافی برای تشخیص مشکل نیست. ممکن است دو نوجوان زمان مشابهی را به بازی اختصاص دهند، اما یکی بتواند وظایف درسی و خانوادگی خود را انجام دهد و دیگری بارها برای توقف بازی با مشکل مواجه شود.
از نشانههایی که نیازمند توجه خانواده هستند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
ناتوانی مکرر در کنترل مدت بازی یا توقف آن در زمان تعیینشده؛
-
کنار گذاشتن فعالیتهای مهم، روابط خانوادگی یا علایق قبلی به دلیل بازی؛
-
ادامه بازی با وجود پیامدهای منفی آشکار در درس، خواب یا روابط اجتماعی؛
-
بروز اختلال جدی در برنامه روزانه و نادیده گرفتن مسئولیتهای تحصیلی.
سازمان جهانی بهداشت، «اختلال بازی» را در شرایطی مشخص تعریف میکند که کنترل بر بازی مختل شود، بازی نسبت به سایر فعالیتهای زندگی اولویت پیدا کند و با وجود پیامدهای منفی ادامه یابد؛ الگویی که معمولاً با آسیب قابلتوجه در عملکرد فرد همراه است. بنابراین، علاقه زیاد به بازی یا استفاده تفریحی از آن بهتنهایی به معنای ابتلا به این اختلال نیست.
چرا ممنوعیت بهتنهایی راهحل مناسبی نیست؟
واکنش خانوادهها به استفاده زیاد از بازیهای دیجیتال، گاهی به محدودیتهای ناگهانی، مشاجره یا محرومیت کامل منتهی میشود. اگرچه تعیین مرزهای روشن ضروری است، برخورد صرفاً تنبیهی ممکن است زمینه پنهانکاری یا تشدید اختلاف میان والدین و فرزندان را فراهم کند.
گام نخست، شناخت الگوی مصرف دیجیتال در خانواده است. والدین میتوانند با گفتوگو بررسی کنند که فرزندشان بیشتر از چه محتوایی استفاده میکند، چه زمانی به بازی میپردازد و آیا این فعالیت بر خواب، درس، ورزش یا ارتباطات او اثر گذاشته است یا خیر.
پس از آن، تعیین قوانین روشن و متناسب با سن کودک اهمیت دارد؛ قوانینی که زمان انجام تکالیف، خواب، فعالیت بدنی و مسئولیتهای خانوادگی را در اولویت قرار دهند و برای سرگرمی نیز زمان مشخصی در نظر بگیرند. مشارکت دادن فرزندان در تنظیم این برنامه میتواند پذیرش آن را افزایش دهد.
خانواده چگونه میان بازی و درس تعادل ایجاد کند؟
ایجاد عادتهای دیجیتال سالم لزوماً به برنامههای پیچیده نیاز ندارد. خانوادهها میتوانند با چند اقدام ساده، استفاده از فناوری را هدفمندتر کنند:
تعیین زمان مشخص: بهتر است زمان بازی با توجه به سن فرزند، برنامه درسی، خواب و سایر فعالیتهای روزانه تنظیم شود. بهجای قوانین مبهم، توافقهای روشن و قابل اجرا تعیین کنید.
اولویت دادن به مسئولیتها: انجام تکالیف، خواب کافی، وعدههای غذایی و فعالیت بدنی نباید به دلیل ادامه بازی کنار گذاشته شوند. در صورت نیاز، استفاده از دستگاهها میتواند پس از انجام مسئولیتهای اصلی روزانه انجام شود.
ایجاد فرصت برای سرگرمیهای متنوع: ورزش، کتابخوانی، بازیهای خانوادگی، فعالیتهای هنری و دیدار با دوستان میتوانند در کنار سرگرمی دیجیتال، برنامه متعادلتری برای اوقات فراغت بسازند.
همراهی بهجای نظارت صرف: آشنایی والدین با بازیهای مورد علاقه فرزندان و گفتوگو درباره محتوای آنها، فرصت مناسبی برای شناخت تجربه دیجیتال کودک و آموزش استفاده مسئولانه فراهم میکند.
توجه به رفتار بزرگسالان: زمانی که والدین هنگام گفتوگو، غذا خوردن یا فعالیتهای خانوادگی دائماً تلفن همراه خود را بررسی میکنند، انتقال پیام درباره محدود کردن استفاده از صفحهنمایش دشوارتر میشود. رعایت قواعد مشترک در خانه میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
تعادل دیجیتال؛ مسئولیت مشترک خانواده و مدرسه
بازیهای آنلاین و سرگرمیهای دیجیتال نه ذاتاً زیانبارند و نه همیشه مفید. این ابزارها بسته به شیوه استفاده میتوانند فرصتی برای تفریح و یادگیری باشند یا در صورت برهم زدن نظم زندگی، به مانعی برای تحصیل و سلامت تبدیل شوند.
برای دستیابی به تعادل، خانوادهها و مدارس باید بهجای تمرکز صرف بر تعداد ساعتهای استفاده، به کیفیت محتوا، زمانبندی، پیامدهای رفتاری و توانایی دانشآموز در مدیریت فعالیتهای خود توجه کنند. اگر استفاده از بازی بهطور مداوم خواب، تحصیل یا روابط اجتماعی را مختل میکند، گفتوگو با مشاور مدرسه یا متخصص سلامت روان میتواند به شناسایی علت و انتخاب راهکار مناسب کمک کند.
در نهایت، هدف حذف فناوری از زندگی نسل جدید نیست؛ بلکه باید به کودکان و نوجوانان آموخت چگونه از امکانات دیجیتال بهره بگیرند، بدون آنکه سرگرمی جای خواب، یادگیری، تحرک و ارتباطات انسانی را بگیرد. این مهارت، بخشی از تربیت و سواد زندگی در دنیای امروز است.