روتیتر:
وقتی کودک برای بازی، مطالعه و فعالیتهای روزمره انگیزه ندارد، پیش از سرزنش باید سبک زندگی و محیط اطراف او را بررسی کرد
تیتر:
کودکانی که حوصله هیچ کاری ندارند؛ مسئلهای فراتر از تنبلی
لید:
بیحوصلگی همیشه تنبلی نیست
وقتی کودک برای انجام کاری مدام مقاومت میکند، نخستین واکنش بسیاری از والدین برچسب زدن است: «تنبل است»، «هیچ کاری را دوست ندارد» یا «فقط دنبال بازی و گوشی است». اما رفتار کودک همیشه به این سادگی قابل توضیح نیست.
گاهی کودک به کاری علاقه ندارد، گاهی فعالیت برایش بیش از اندازه دشوار است و گاهی هم نمیداند از کجا باید شروع کند. بعضی کودکان نیز هنوز مهارتهای لازم برای برنامهریزی، شروع کردن و ادامه دادن یک فعالیت را به اندازه کافی یاد نگرفتهاند.
مهارتهایی مانند برنامهریزی، سازماندهی، کنترل تکانه و تقسیم یک کار به مراحل کوچک، بخشی از کارکردهای اجرایی هستند و در دوران کودکی همچنان در حال رشدند. در چنین شرایطی، کمک والدین میتواند به معنای سادهتر کردن کار و آموزش تدریجی آن باشد، نه انجام دادن همه کارها به جای کودک.
کودکی که همیشه سرگرم بوده است
یکی از تفاوتهای زندگی امروز کودکان با نسلهای گذشته، دسترسی بسیار آسان به سرگرمی است. تلفن همراه، بازیهای دیجیتال، ویدئوها و شبکههای اجتماعی میتوانند در هر لحظه محتوایی تازه در اختیار کودک قرار دهند.
در چنین شرایطی، فعالیتهایی مانند کتاب خواندن، نقاشی، بازی ساده، کمک در کارهای خانه یا حتی نشستن و فکر کردن ممکن است در مقایسه با سرگرمیهای فوری دیجیتال جذابیت کمتری داشته باشند.
البته مسئله به معنای آن نیست که هر کودکی که از تلفن همراه استفاده میکند، دچار بیحوصلگی میشود. اما انجمن متخصصان اطفال آمریکا بر اهمیت ایجاد تعادل میان رسانههای دیجیتال و خواب، فعالیت بدنی، مطالعه، بازی و ارتباط خانوادگی تأکید دارد و توصیه میکند صفحهنمایش به پاسخ همیشگی کودک برای مقابله با بیحوصلگی یا دشواری تبدیل نشود.
بیحوصلگی گاهی فرصت است
والدین معمولاً از شنیدن جمله «حوصلهام سر رفته» خوشحال نمیشوند و تلاش میکنند بلافاصله فعالیتی برای کودک پیدا کنند؛ از دادن تلفن همراه گرفته تا پیشنهاد بازی یا برنامهای تازه.
اما کودک لازم نیست در تمام ساعات روز سرگرم باشد.
داشتن زمانهای بدون برنامه میتواند به کودک فرصت دهد خودش بازی، فعالیت یا سرگرمی پیدا کند. منابع تربیتی نیز بر ارزش بازی آزاد و زمانهایی تأکید دارند که کودک بتواند بدون برنامهریزی کامل بزرگسالان، ایدهپردازی و تجربه کند.
بنابراین، گاهی پاسخ مناسب به «حوصلهام سر رفته» این نیست که والدین فوراً سرگرمی تازهای ارائه کنند؛ بلکه میتوانند چند انتخاب ساده در اختیار کودک بگذارند و اجازه دهند خودش یکی را انتخاب کند.
وقتی برنامه کودک بیش از اندازه شلوغ است
بیحوصلگی همیشه حاصل کمبود فعالیت نیست؛ گاهی نتیجه زیاد بودن فعالیتهاست.
کودکی که مدرسه، کلاس زبان، ورزش، آموزشهای مختلف، تکالیف و برنامههای خانوادگی متعددی دارد، ممکن است در پایان روز دیگر انرژی لازم برای بازی یا فعالیت تازه را نداشته باشد.
کودکان به برنامه منظم نیاز دارند، اما این برنامه نباید آنقدر فشرده باشد که جایی برای استراحت، بازی آزاد و انتخاب شخصی باقی نگذارد. داشتن یک برنامه قابل پیشبینی و در عین حال انعطافپذیر، میتواند به نظم زندگی کودک کمک کند.
والدین گاهی بیش از اندازه کمک میکنند
یکی دیگر از عوامل مهم، شیوه واکنش والدین به فعالیتهای روزمره کودک است.
وقتی کودک برای انجام هر کاری منتظر کمک پدر و مادر میماند، فرصت تمرین استقلال را از دست میدهد. اگر والدین همیشه لباس کودک را آماده کنند، وسایلش را جمع کنند، تکالیفش را مدیریت کنند یا حتی برای سرگرمیاش برنامه بریزند، ممکن است کودک به تدریج نقش فعال خود را در اداره زندگی روزمره کمتر تجربه کند.
کمک تربیتی به این معنا نیست که همه کارها را برای کودک انجام دهیم. بهتر است والدین متناسب با سن کودک، بخشی از مسئولیت را به خود او واگذار کنند و اگر کاری دشوار است، آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنند.
بازی ساده را دوباره به خانه برگردانیم
برای مقابله با بیحوصلگی کودک، همیشه به اسباببازی جدید یا برنامه پرهزینه نیاز نیست.
نقاشی، ساختن کاردستی، کتاب خواندن، بازیهای حرکتی، آشپزی ساده با والدین، مرتب کردن اتاق، کمک در کارهای خانه، بازیهای فکری و حتی گفتوگوی خانوادگی میتوانند فرصتهایی برای فعالیت باشند.
آکادمی اطفال آمریکا نیز بر ارزش بازی، فعالیتهای هنری، تعامل اجتماعی، فعالیت بدنی و بازیهای بدون ساختار در رشد مهارتهای شناختی و اجتماعی کودک تأکید میکند.
مهم این است که کودک فقط مصرفکننده سرگرمی نباشد؛ بلکه خودش بخشی از فرآیند انتخاب، ساختن و تجربه کردن باشد.
گوشی را تنها مقصر ندانیم
محدود کردن صفحهنمایش میتواند بخشی از راهحل باشد، اما حذف تلفن همراه به تنهایی مسئله را حل نمیکند.
اگر گوشی از کودک گرفته شود اما جایگزین مناسبی برای آن وجود نداشته باشد، احتمالاً تعارض میان کودک و والدین بیشتر خواهد شد. بهتر است در کنار تعیین زمان و مکان مشخص برای استفاده از رسانه، فعالیتهای واقعی و جذاب نیز در زندگی کودک وجود داشته باشد.
برای نمونه، خانواده میتواند زمانهای مشخصی را بدون صفحهنمایش تعریف کند و در همان زمانها فعالیت مشترک داشته باشد. آکادمی اطفال آمریکا نیز بر ایجاد زمانها و مکانهای بدون صفحهنمایش و مشارکت خود والدین در الگوی استفاده از رسانه تأکید دارد.
از «حوصله ندارم» تا شناخت کودک
جمله «حوصله ندارم» میتواند اطلاعاتی درباره وضعیت کودک به والدین بدهد.
آیا او از فعالیت موردنظر خسته است؟ آیا کار برایش دشوار است؟ آیا خواب کافی ندارد؟ آیا تمام سرگرمیهایش به صفحهنمایش وابسته شده است؟ آیا زمان کافی برای بازی و ارتباط با دوستان دارد؟ یا اینکه اخیراً نسبت به فعالیتهایی که قبلاً دوست داشته نیز بیعلاقه شده است؟
توجه به این تفاوتها اهمیت دارد. اگر بیمیلی کودک گسترده و مداوم شود و با تغییراتی در خواب، فعالیتهای اجتماعی، علاقه به سرگرمیهای قبلی یا عملکرد روزمره همراه باشد، بهتر است موضوع فقط به «تنبلی» نسبت داده نشود و والدین برای بررسی بیشتر با متخصص مربوط مشورت کنند.
کودک را از بیحوصلگی نجات ندهیم؛ مهارت عبور از آن را یاد بدهیم
کودک قرار نیست همیشه انگیزه داشته باشد و والدین هم قرار نیست برای تمام لحظات او برنامه آماده کنند.
یکی از بخشهای مهم تربیت، کمک به کودک برای تحمل لحظات بدون سرگرمی، پیدا کردن راههای تازه برای فعالیت، شروع کردن یک کار و ادامه دادن آن است. این مهارتها به تدریج شکل میگیرند و با فرصت دادن، مسئولیت سپردن و ایجاد تنوع در تجربههای واقعی تقویت میشوند.
بنابراین، دفعه بعد که کودک گفت «حوصله هیچ کاری ندارم»، شاید بهتر باشد پیش از گفتن «چقدر تنبلی»، کمی مکث کنیم. ممکن است مسئله نه تنبلی، بلکه نیاز کودک به تجربه، انتخاب، استراحت، ارتباط و یادگیری مهارتی باشد که هنوز فرصت کافی برای آموختنش پیدا نکرده است.