به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ تربیت کودکی که پدر یا مادرش را به تازگی از دست داده است، پیچوخمهای خاص خودش را دارد. کودک سوگوار نهتنها با فقدان عزیزش دستوپنجه نرم میکند، بلکه ممکن است احساساتش را به شکلهایی نشان دهد که برای بزرگترها قابل درک نباشد؛ از کجخلقی و بیتابی تا سکوت و درونریزی. به همین دلیل لازم است در تعامل با او به نکات ریزی توجه شود:
کودک را ببینید
برای تربیت و تعامل موفق با کودکی که پدر یا مادرش را از دست داده است، پیش از هر کاری لازم است به ویژگیهای او توجه شود؛ از جمله اینکه چند سالش است، دختر است یا پسر، چه خلقوخویی دارد و چه روحیاتی. برای مثال، آیا جزء بچههای پرحرف است یا کمحرف و تودار؟ آیا اهل گریه کردن است یا عادت دارد احساساتش را در دلش نگه دارد؟
توجه به این نکته به شما کمک میکند تا بتوانید بهتر با او رابطه برقرار کنید و بهتر از عهده مراقبت و تربیت او بربیایید. بهخصوص اگر شما سرپرست کودک هستید نه والدش، بسیار مهم است که این نکته را همواره در تعاملاتتان در نظر داشته باشید.
یک کمک مطمئن پیدا کنید
اگر شما مثلاً همسرتان را از دست دادهاید و ماندهاید که با بچهتان چهطور رفتار کنید، در درجه اول این پنبه را که میتوانید هم برای او پدر باشید و هم مادر، از گوشتان بیرون بیاورید. شما سوپرمن نیستید؛ یک نفرید با کلی مسئولیت جدید که به مسئولیتهای قبلیتان اضافه شدهاند.
از طرف دیگر، نیاز فرزند شما با شما یکجور تأمین میشود و با همسر خدا بیامرزتان هم یکجور دیگر. پس بهتر است از یک نفر که برای شما و فرزندتان آشناست، با فرزندتان رابطه خوبی دارد و از جنس مخالف شماست بخواهید که از لحاظ عاطفی هوای فرزندتان را داشته باشد. در این مواقع، پدربزرگها و مادربزرگها مناسبترین گزینه هستند؛ اما اگر برای آنها مقدور نبود یا در قید حیات نبودند، از یکی دیگر از نزدیکان مطمئن و دلسوزتان که وسط راه هم جا خالی نخواهد کرد، مثل عمه، دایی و... بخواهید که در این راه به شما کمک کند.
عشق نه ترحم
ترحم باعث میشود که کودک شما در سوگ باقی بماند؛ پس اگر میخواهید او را از این حال بیرون بیاورید، به او عشق هدیه کنید. اجازه بدهید که حضور مؤثر شما را بهعنوان سایه سر و تکیهگاه، در کنار خودش احساس و باور کند.
تقویت مدارا
کودک شما تا مدتی بهانه والد از دست رفتهاش را خواهد گرفت، برای دیدن او بیتابی خواهد کرد و یا کجخلقیهایی نشان خواهد داد. در این شرایط لطفاً به او سخت نگیرید. یادتان باشد که او در حال گذر از مراحل سوگ است و چون ابراز احساسات به شکلی که بزرگترها انجام میدهند برای او ممکن نیست، به چنین روشهایی متوسل خواهد شد.
سعی کنید با کلمات محبتآمیز و آرامش، او را آرام کنید و مطمئناش کنید که در هر شرایطی ذرهای از علاقه شما نسبت به او کم نخواهد شد.
به سؤالات او جواب بدهید
اینکه پدر یا مادر کجا رفتهاند و چرا برنمیگردند، سؤالی است که کودکتان از شما خواهد پرسید. شما باید خودتان را برای چنین سؤالاتی آماده کنید و بتوانید با مثلها و قصهها و کلماتی مناسب سن و فهم کودکتان، مرگ را برای او توضیح بدهید. گاهی اوقات بچهها در مورد برنگشتن پدر یا مادر فوتشدهشان، حسابهایی پیش خودشان میکنند و خودشان را مقصر آن اتفاق میدانند. برای مثال، پسر بچه هشتسالهای که پدرش را در یک سانحه هوایی از دست داده بود، به خاطر اینکه مثل همیشه قبل از رفتن پدر برای او دعا نکرده بود، به شدت احساس گناه میکرد. پس مسیر صحبت کردن با فرزندتان را باز نگه دارید؛ چون این کار میتواند در بهداشت روانی او بسیار مؤثر باشد.
اجازه مرور خاطرات را به او بدهید
احتمالاً کودک شما در شرایط مختلف درباره پدر یا مادر از دست رفتهاش صحبت خواهد کرد. مثلاً وقتی روی تاب مینشیند، به یاد پدرش میافتد که همیشه او را هل میداد. ممکن است حرفهای کودک در این رابطه تکراری شوند یا با گریه یا پرخاش همراه باشند؛ اما مهم این است که او همدلی شما را ببیند و احساس کند که او را میفهمید و دوست دارید درباره این مسئله به حرفهای او گوش بدهید.
اوقات او را غنی کنید
قرار گرفتن در بین دوستان همسنوسال و انجام کارهای مورد علاقه میتواند در تغییر دادن حالوهوای کودک شما مؤثر باشد.
تغییرات رفتاری پایدار را جدی بگیرید
شکل و شمایل اضطراب و افسردگی در کودکان، گاهی با بزرگترها فرق دارد. پس اگر کودک شما نسبت به قبل تغییرات رفتاری بارزی نشان میدهد، مثلاً قبلاً پرجنبوجوش بود ولی از بعد از فوت همسرتان کمتحرک شده یا برعکس، قبلاً کمتحرک بود ولی پرتحرک شده، با دیگران بهخصوص همسنوسالهایش پرخاش میکند، لجباز شده، مدام گریه میکند، از دلدرد و سردرد و... شکایت میکند، کابوس میبیند، غذا نمیخورد، افت تحصیلی پیدا کرده یا رفتارهایی مثل فرار از مدرسه و دعوا و درگیری با بچهها نشان میدهد، به متخصص مراجعه کنید.