به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ گوشی هوشمند، به بخش جداییناپذیر زندگی مدرن تبدیل شده است و کودکان، بیش از هر نسل دیگری در معرض آن قرار دارند. در کشورهای توسعهیافته، تقریباً از هر چهار کودک، یک نفر صاحب تبلت یا گوشی هوشمند است و سن شروع مواجهه با صفحههای نمایش به طور قابلتوجهی کاهش یافته است. این تغییر سریع، سوالات جدی را درباره تأثیرات این فناوری بر مغز و تواناییهای شناختی کودکان ایجاد کرده است. آیا گوشی هوشمند، ابزاری برای تقویت ذهن است یا تهدیدی برای رشد طبیعی آن؟
تغییر در ساختار و عملکرد مغز
پژوهشهای تصویربرداری عصبی، شواهد هشداردهندهای درباره تأثیر صفحههای نمایش بر مغز کودکان ارائه میدهند. یک مطالعه روی کودکان ۳ تا ۵ ساله نشان داد که افزایش زمان استفاده از صفحههای نمایش، با کاهش یکپارچگی ماده خاکستری در نواحی مرتبط با پردازش بینایی و کنترل شناختی (مانند قشر پسسری، پیشانی و جانبی) ارتباط دارد. به عبارت دیگر، استفاده زیاد از گوشی ممکن است بر رشد ساختاری نواحی کلیدی مغز تأثیر منفی بگذارد.
علاوه بر این، کاهش ارتباط بین ناحیه مرتبط با تشخیص کلمات و مناطق مرتبط با زبان و کنترل شناختی در کودکانی که زمان بیشتری را با صفحهها میگذرانند، مشاهده شده است. همچنین، مطالعهای که در ایران روی ۲۰۰ کودک دبستانی انجام شد، نشان داد که استفاده افراطی از گوشی هوشمند با کاهش قابلتوجهی در تواناییهای آیندهنگری، حافظه آیندهنگر و برنامهریزی همراه است و این تأثیر منفی تا ۲۵ درصد از واریانس این مشکلات را تبیین میکند.
اختلال در توجه و کارکردهای اجرایی
یکی از جدیترین نگرانیها، تأثیر گوشی هوشمند بر کارکردهای اجرایی مغز است؛ مجموعه تواناییهایی مانند توجه، بازداری پاسخ و حافظه کاری که برای یادگیری و موفقیت در زندگی حیاتی هستند. مطالعهای بر روی کودکان پیشدبستانی نشان داد که استفاده همزمان از چند رسانه (مثل تماشای فیلم در گوشی هنگام انجام کار دیگر)، به دلیل افزایش بار شناختی و نیاز به جابهجایی مکرر بین فعالیتها، میتواند به کارکردهای اجرایی آسیب بزند.
نتایج پژوهشی در هند نیز این نگرانی را تأیید میکند. در این مطالعه که روی بیش از ۱۰۰۰ کودک ۶ تا ۱۵ ساله انجام شد، ۳۱.۵ درصد از کودکان علائم رفتاری و شناختی در مرز یا در محدوده بالینی نشان دادند و مشکلات توجه با شیوع ۱۸.۳ درصدی، شایعترین مشکل بود. همچنین، رابطه مستقیمی میان میزان زمان صرفشده با صفحههای نمایش و شدت این مشکلات مشاهده شد؛ به طوری که کودکانی که مشکلات بالینی داشتند، به طور میانگین بین ۷ تا ۸ ساعت در روز را با صفحهها سپری میکردند.
تأثیر بر زبان و مهارتهای اجتماعی
دوران کودکی، به ویژه دو سال اول زندگی، دورهای طلایی برای رشد زبان و مهارتهای اجتماعی است. این مهارتها از طریق تعاملات چهرهبهچهره با والدین و اطرافیان شکل میگیرند. اما افزایش زمان صرفشده با صفحههای نمایش و کاهش تعاملات انسانی، میتواند این روند را مختل کند. مطالعهای نشان داد کودکانی که زمان بیشتری را با فناوری سپری میکنند، در مقایسه با آنهایی که کتاب فیزیکی میخوانند، ارتباط کمتری بین مناطق درگیر در زبان و گفتار (مانند ناحیه بروکا) دارند. کاهش تعاملات اجتماعی نیز با افزایش خطر ابتلا به اختلالاتی مانند اضطراب، افسردگی و مشکلات خواب در ارتباط دانسته شده است.
آیا گوشی هوشمند مزیتی هم دارد؟
در کنار این یافتههای نگرانکننده، پژوهشها نشان میدهند که همه استفاده از گوشی هوشمند مضر نیست و در برخی موارد، مزایایی نیز دارد. مطالعهای در کره جنوبی نشان داد که مالکیت گوشی هوشمند توسط کودکان، با افزایش توانایی «گشودگی» در حوزه خلاقیت همراه است. همچنین، تحقیقات نشان میدهد که برخی بازیهای ویدئویی میتوانند حافظه کاری، آگاهی فضایی و مهارتهای حرکتی ظریف را تقویت کنند. مرور سیستماتیک مطالعات تصویربرداری مغز نیز به این نتیجه رسید که اگرچه شواهد زیادی بر تأثیرات منفی تأکید دارند، اما برخی مطالعات به تأثیرات مثبت اشاره کردهاند و بر لزوم توجه به عواملی مانند محتوا، مدت زمان و زمان استفاده تأکید میکنند.
به سوی نگاهی دقیقتر؛ فراتر از ساعتها و دقیقهها
کارشناسان معتقدند که برای درک بهتر این موضوع، باید از نگاه تکبعدی به «مدت زمان استفاده» فراتر رفت و به عواملی چون نوع محتوا (آموزشی یا غیرآموزشی)، الگوی استفاده (مفرد یا همزمان با چند رسانه)، زمان استفاده (روز یا شب) و میزان مشارکت والدین توجه کرد. برای مثال، استفاده از محتوای آموزشی باکیفیت میتواند تأثیرات مثبتی بر کارکردهای اجرایی داشته باشد، در حالی که محتوای غیرآموزشی و غیرتعاملی با کاهش تواناییهای شناختی همراه است.
پروژه تحقیقاتی ONSET-Mobile در کالج کینگ لندن با بودجهای بیش از ۸۰۰ هزار پوند، در تلاش است تا با یک کارآزمایی تصادفیسازیشده، تأثیر زمان دریافت اولین گوشی هوشمند را بر رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی کودکان به دقت بررسی کند تا پاسخی مبتنی بر شواهد برای این سوال دشوار والدین ارائه دهد که «چه سنی برای دادن گوشی به کودک مناسب است؟».
نتیجهگیری:
تصویر فعلی از تأثیر گوشی هوشمند بر رشد شناختی کودکان، پیچیده و چندوجهی است. در یک سوی ماجرا، شواهد محکمی از تأثیرات منفی بر توجه، کارکردهای اجرایی، رشد زبان و ساختار مغز وجود دارد که زنگ خطری برای والدین و سیاستگذاران به صدا درمیآورد. در سوی دیگر، نشانههایی از پتانسیل این ابزار برای تقویت خلاقیت و برخی مهارتهای شناختی خاص دیده میشود. آنچه روشن است، ضرورت حرکت از نگاه سیاهوسفید به «زمان صفحهنمایش» به سمت درکی دقیقتر و ظریفتر است؛ درکی که بر کیفیت محتوا، الگوی استفاده و نقش تعیینکننده والدین در هدایت فرزندان به سوی استفادهای آگاهانه و سالم از این فناوریهای قدرتمند، متمرکز باشد.
