به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ سالهاست که انتشار اطلاعات نادرست در فضای مجازی، به یکی از اصلیترین تهدیدات جوامع بشری تبدیل شده است. مجمع جهانی اقتصاد، سه سال متوالی است که «اطلاعات نادرست» را در صدر ریسکهای کوتاهمدت جهانی قرار داده است . این پدیده، فراتر از یک مزاحمت ساده، به ابزاری برای تخریب اعتماد عمومی، دامنزدن به افراطگری و حتی تهدید سلامت عمومی تبدیل شده است . اما شاید مهمترین نگرانی، سرعتی باشد که هوش مصنوعی مولد به این روند بخشیده است؛ ابزارهایی که با تولید محتوای فریبنده و واقعنما، تشخیص حقیقت از دروغ را دشوارتر از همیشه کردهاند .
سواد رسانهای چیست و چرا ضروری است؟سواد رسانهای، فراتر از توانایی خواندن و نوشتن، به معنای «توانایی تحلیل، ارزیابی و تولید محتوای رسانهای به شکلی آگاهانه و نقادانه» است. در دوران کرونا و پس از آن، این مفهوم بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفت. هرچند کودکان و نوجوانان، به عنوان کاربران پرشور فضای مجازی، در کانون برنامههای سواد رسانهای قرار داشتهاند، اما مطالعات جدید نشان میدهد که بزرگسالان، به ویژه سالمندان (۵۵ سال به بالا)، به دلیل آشنایی کمتر با فناوریهای نوین و اعتماد بیشتر به محتوای ظاهراً معتبر، در برابر اخبار جعلی بسیار آسیبپذیرتر هستند .
یک مطالعه معتبر که روی گروهی از سالمندان استرالیایی انجام شد، نشان داد که تنها ۶۰ دقیقه آموزش سواد رسانهای، تأثیری محسوس بر توانایی افراد در تفکر انتقادی و شناسایی اطلاعات نادرست داشته است. به طوری که سطح سواد رسانهای شرکتکنندگان به طور میانگین ۲۳ درصد افزایش یافت و توانایی آنها در تشخیص اعتبار اطلاعات تا ۲۷ درصد بهبود پیدا کرد. همچنین، اعتمادبهنفس آنها در مواجهه نقادانه با فضای مجازی ۳۲ درصد رشد کرد . این پژوهش نشان داد که حتی گروههای آسیبپذیرتر مانند افراد کمسواد یا ساکنان مناطق محروم، از این آموزش بهرهمند میشوند، هرچند اثر آن با گذشت زمان کاهش مییابد و نیاز به آموزش مستمر و مادامالعمر دارد .
از فنلاند تا مالزی؛ تجربههای جهانی در آموزش سواد رسانهایتجربه کشورها نشان داده است که سرمایهگذاری بر سواد رسانهای، یک راهبرد مؤثر و پایدار است. فنلاند که سالهاست در صدر شاخص سواد رسانهای اروپا قرار دارد، این مهارت را از سن ۳ سالگی در برنامه درسی ملی خود گنجانده است . در مدارس فنلاند، کودکان از سالهای اولیه با مفاهیمی مانند تحلیل اخبار، تشخیص اطلاعات جعلی و درک محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی آشنا میشوند . وزیر آموزش فنلاند در این باره میگوید: «تصور نمیکردیم دنیا به این شکل شود؛ اینکه با سیل اطلاعات نادرست بمباران شویم و نهادهایمان از طریق اطلاعات نادرست به چالش کشیده شوند.»
در سوی دیگر جهان، کامبوج پویش «به اخبار جعلی نه بگویید» را در مدارس و میان جوانان اجرا کرده است. این پویش بر آموزش کاربران برای تشخیص محتوای معتبر از «دیپفیک» و اطلاعات تولیدشده توسط هوش مصنوعی، و همچنین تشویق به راستیآزمایی قبل از انتشار هر خبر تأکید دارد . مقامات کامبوجی، سواد رسانهای را «واکسیناسیون در برابر خطر» توصیف میکنند و آن را برای حفاظت از جامعه در برابر «ویروس مضر» اخبار جعلی حیاتی میدانند .
مالزی نیز با توجه به چالشهای جدید ناشی از هوش مصنوعی مولد، بر ضرورت توانمندسازی خبرنگاران و مردم در حوزه «تأیید دیجیتال» و «امنیت اطلاعات» تأکید کرده است . حتی بیبیسی نیز با تولید مجموعهای آموزشی به نام «داستان را حل کن»، تلاش میکند به نوجوانان مهارتهایی مانند منبعیابی، شناسایی دیپفیک و تشخیص سوگیری را بیاموزد و پژوهشی از این شبکه نشان میدهد که دو سوم نوجوانان درباره اخبار جعلی نگران هستند .
اخبار جعلی چگونه منتشر میشود و سواد رسانهای چه نقشی ایفا میکند؟اخبار جعلی، اغلب با بهرهگیری از هیجانات، تأیید سوگیریهای ذهنی مخاطب و در قالبی جذاب و باورپذیر تولید میشوند . در این میان، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی به جای پاداش دادن به محتوای دقیق، محتوایی را که واکنش احساسی شدید ایجاد میکند، در اولویت قرار میدهند . این چرخه، اگر با مداخلهای آگاهانه متوقف نشود، میتواند به سرعت یک شایعه ساده را به یک بحران اجتماعی تبدیل کند.
اینجاست که نقش سواد رسانهای بیش از پیش نمایان میشود. یک شهروند باسواد رسانهای:
-
کمتر تحت تأثیر اخبار احساسی و فاقد منبع معتبر قرار میگیرد .
-
پیش از به اشتراکگذاری یک خبر، آن را راستیآزمایی میکند و از چرخه انتشار اخبار جعلی خارج میشود .
-
میتواند محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را از واقعیت تشخیص دهد و در دام «دیپفیک» گرفتار نشود .
-
نسبت به سوگیریهای روانشناختی خود در تفسیر اطلاعات، آگاهی دارد و از دام تأیید سوگیری شخصی رها میشود .
با توجه به گستردگی فضای مجازی و تنوع پیامهای رسانهای، تقویت سواد رسانهای در ایران با چالشهایی مواجه است. از جمله این چالشها میتوان به نبود آموزشهای رسمی و مستمر در مدارس، کمبود منابع آموزشی معتبر به زبان فارسی، سرعت بالای تغییرات تکنولوژیک و توانایی بالای ابزارهای هوش مصنوعی در تولید محتوای فریبنده اشاره کرد. با این حال، راهکارهای متعددی برای بهبود وضعیت وجود دارد:
-
گنجاندن سواد رسانهای در نظام آموزشی: همانند تجربه فنلاند، این مهارت باید از دوران کودکی در برنامه درسی گنجانده شود و به یک عادت روزمره تبدیل گردد .
-
آموزشهای عمومی برای بزرگسالان و سالمندان: با توجه به یافتههای پژوهشی، حتی آموزشهای کوتاهمدت (۶۰ دقیقه) میتواند تأثیر قابلتوجهی داشته باشد. برگزاری کارگاههای آموزشی در مساجد، کتابخانهها و فرهنگسراها میتواند مؤثر باشد .
-
شفافسازی رسانهها درباره استفاده از هوش مصنوعی: به مخاطب کمک میکند تا تشخیص دهد یک محتوا توسط انسان یا ماشین تولید شده است .
-
تولید محتوای آموزشی جذاب: تجربه بیبیسی در تولید مجموعههای داستانی برای آموزش سواد رسانهای، نشان میدهد که میتوان این آموزش را با سرگرمی همراه کرد تا برای جوانان جذابتر باشد .
در نهایت، مبارزه با اخبار جعلی، تنها با قانونگذاری و محدودیتهای دولتی ممکن نیست. مهمترین سلاح در این نبرد، شهروندی آگاه، نقاد و باسواد رسانهای است. تجربه کشورهایی مانند فنلاند نشان میدهد که آیندهای که در آن شهروندان، پیش از باور و انتشار هر خبری، منبع آن را زیر سؤال ببرند و برای حقیقت، وقت بگذارند، نه تنها شدنی است، بلکه مؤثرترین راهکار است. اگر سواد رسانهای را به عنوان یک «واکسن» همگانی تزریق کنیم، نه تنها از خود، بلکه از تمام جامعه در برابر اپیدمی اطلاعات نادرست محافظت کردهایم.