کد خبر: 26590
تاریخ انتشار: ۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۷
خیر مدرسه ساز

شایعه آغاز سال تحصیلی مجازی، اگرچه تکذیب شد، اما واکنش خانواده‌ها نشان داد مدرسه فراتر از انتقال دانش است. تجربه کرونا و این روزها، کارکردهای پنهان مدرسه را آشکار کرد؛ جایی که اجتماعی‌شدن، مهارت‌های ارتباطی و رشد شخصیت شکل می‌گیرد. پرسش اصلی اما این است: اگر همه درس‌ها بیرون از مدرسه قابل آموزش باشند، آیا هنوز می‌دانیم مدرسه برای چه باید باقی بماند؟

به گزرش پایگاه خبری پیام خانواده؛ هر بحران، گذشته از خسارت‌هایی که برجای می‌گذارد، یک اثر مهم دیگر هم دارد؛ چیزهایی را که سال‌ها بدیهی می‌پنداشتیم، دوباره به مسئله تبدیل می‌کند. در روزهای عادی، کمتر کسی از خود می‌پرسد چرا به مدرسه نیاز داریم، همان‌گونه که کمتر درباره‌ ضرورت خانواده، بیمارستان یا دادگاه می‌اندیشد. این نهادها تا زمانی‌ که کار می‌کنند، بخشی از نظم طبیعی زندگی به‌نظر می‌رسند. اما کافی است جنگی آغاز شود، همه‌گیری فراگیری رخ دهد یا فناوری شیوه‌ها زیستن را دگرگون کند؛ آن‌گاه ناگهان از خود می‌پرسیم این نهادها دقیقا چه کاری انجام می‌دهند که نبودشان چنین احساس می‌شود.

شایعات اخیر درباره‌ احتمال آغاز سال تحصیلی به‌ صورت مجازی، هرچند از سوی وزیر و دیگر مسئولان آموزش‌وپرورش رد شده‌، از همین منظر قابل تأمل است. فارغ از اینکه این شایعات تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد، واکنش خانواده‌ها نشان داد مدرسه هنوز برای جامعه ایرانی اهمیتی فراتر از محل تدریس کتاب‌های درسی دارد. بسیاری از والدین، حتی آنان‌ که از کیفیت آموزش، شیوه‌های ارزش‌یابی یا فشارهای تحصیلی مدارس انتقاد دارند، از احتمال تداوم آموزش مجازی نگران شدند. این نگرانی فقط به‌دلیل افت یادگیری نیست، بلکه نشانه آن است که مدرسه، با همه کاستی‌هایش، کارکردهایی دارد که معمولا تا هنگام غیبتش دیده نمی‌شوند. بحث آموزش مجازی در ایران هنوز بیش از هر چیز به کیفیت آموزش محدود می‌شود؛ اینکه آیا دانش‌آموزان بهتر یاد می‌گیرند یا نه، افت تحصیلی چقدر خواهد بود و معلمان چگونه باید تدریس کنند. این پرسش‌ها مهم‌اند، اما همه مسئله نیستند. اگر مدرسه فقط نهادی برای انتقال اطلاعات بود، امروز با وجود اینترنت، کلاس‌های برخط، منابع آموزشی آزاد و هوش مصنوعی، مشکلی احساس نمی‌شد.

در حالی‌که تجربه‌ همه‌گیری کرونا نشان داد حتی زمانی‌ که آموزش برخط به‌طور نسبی ادامه پیدا می‌کند، احساس فقدان مدرسه همچنان باقی می‌ماند. شاید علت آن باشد که ما مدرسه را بیش از اندازه با آموزش یکی گرفته‌ایم. آموزش‌ فقط یکی از کارکردهای مدرسه است. مدرسه در عین‌ حال یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی‌شدن است؛ جایی‌ که کودک برای نخستین‌بار به‌طور روزمره با جهانی فراتر از خانواده روبه‌رو می‌شود. او می‌آموزد با کسانی همکاری کند که انتخابشان نکرده است، قواعدی را بپذیرد که خود وضع نکرده، اختلاف‌ نظر را تجربه کند، شکست بخورد، دوباره تلاش کند و دریابد جهان همیشه مطابق میل او پیش نمی‌رود. از منظر روان‌شناسی تحولی، این تجربه‌ها حاشیه‌ آموزش نیستند؛ بخشی از خودِ رشد هستند. بسیاری از توانایی‌هایی که بعدها با عنوان تنظیم هیجان، تحمل ناکامی، مسئولیت‌پذیری، همدلی و مهارت‌های اجتماعی از آنها یاد می‌کنیم، فقط با آموزش نظری شکل نمی‌گیرند. این ظرفیت‌ها در متن زندگی با دیگران و تجربه مکرر تعامل اجتماعی رشد می‌کنند. مدرسه، اگر بتواند کارکرد تربیتی خود را ایفا کند، یکی از مهم‌ترین بسترهای این فرایند است. البته این سخن به‌معنای دفاع از وضع موجود نیست. شاید یکی از خطاهای رایج در این بحث، قراردادن آموزش حضوری و آموزش مجازی در برابر یکدیگر باشد؛ گویی یکی ذاتا مطلوب و دیگری ذاتا نامطلوب است. اما واقعیت پیچیده‌تر از این دوگانه است.

آموزش حضوری در ایران نیز سال‌هاست با چالش‌های جدی روبه‌روست؛ از غلبه حافظه‌محوری و آزمون‌زدگی گرفته تا فرسایش انگیزه یادگیری، نابرابری آموزشی، فشار کنکور و کم‌رنگ‌بودن آموزش مهارت‌های زندگی. حضور فیزیکی دانش‌آموز در مدرسه به‌خودی‌خود تضمین‌کننده‌ رشد روانی و اجتماعی نیست. مدرسه زمانی ارزشمند است که بتواند تجربه‌ای معنادار از زندگی جمعی فراهم آورد، نه صرفا مکانی برای حضور و غیاب و برگزاری امتحان باشد. شاید به همین دلیل است که در سال‌های اخیر، در بسیاری از کشورها، گفت‌وگو درباره الگوهای جایگزین آموزش، از جمله آموزش خانگی، مدارس کوچک محلی یا شیوه‌های ترکیبی آموزش، گسترش یافته است. افزایش توجه به این الگوها الزاما به‌معنای ناکارآمدی کامل مدرسه نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بداهت تاریخی این نهاد از میان رفته است. خانواده‌ها دیگر صرفا به‌دلیل قدمت مدرسه، کارکرد آن‌ را بدیهی نمی‌دانند و انتظار دارند این نهاد دوباره ضرورت وجود خود را توضیح دهد.

هانا آرنت در مقاله‌ مشهور «بحران آموزش» که در کتاب میان گذشته و آینده منتشر شده است، از مسئولیت بزرگسالان در معرفی جهان به نسل تازه سخن می‌گوید. هرچند شرایط امروز با زمانه آرنت تفاوت‌های فراوانی دارد، اما پرسش او همچنان زنده است: چه نهادی قرار است کودکان را با جهان مشترک آشنا کند؟ این پرسش، امروز شاید مهم‌تر از بحث حضوری یا مجازی‌بودن کلاس‌ها باشد. شاید بتوان گفت آموزش‌های مجازی در دوران همه‌گیری کرونا و نیز شروع جنگ رمضان تا پایان سال تحصیلی، بیش از آنکه مدرسه را دچار بحران کرده باشد، بحران مدرسه را آشکار کرده است. این تجربه‌ها به ما یادآوری کرد ارزش مدرسه را نمی‌توان فقط با کیفیت تدریس یا نتایج آزمون‌ها سنجید. مدرسه اگر قرار است در آینده نیز نهادی ضروری باقی بماند، باید بتواند آن بخش از رسالت خود را احیا کند که هیچ فناوری‌ای به‌سادگی جایگزینش نیست؛ فراهم‌کردن فضایی برای رشد اجتماعی، شکل‌گیری مسئولیت، تجربه‌ زیستن با دیگری و انتقال جهانی که هر نسل می‌خواهد آن‌ را به نسل بعد بسپارد.

شاید مهرماه امسال،‌ همان‌طور که وزیر وعده داده، دوباره زنگ مدرسه در حیاط‌ها به صدا درآید و نگرانی‌های امروز برخی از والدین فروکش کند. اما پرسشی که این روزها پیش‌روی ما قرار گرفته، نباید با پایان این بحران فراموش شود. اگر روزی بتوان همه‌ درس‌ها را بیرون از مدرسه آموخت، آیا هنوز می‌دانیم مدرسه دقیقا برای چه باید باقی بماند؟ پاسخ ما به این پرسش‌ نه‌فقط آینده آموزش، بلکه کیفیت زندگی اجتماعی نسل‌های آینده را نیز رقم خواهد زد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

آخرین‌ها