کد خبر: 25587
تاریخ انتشار: ۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۵۰
محمدحسنی

مدیر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مرکز رسانه حوزه علمیه قم با بیان اینکه سواد رسانه‌ای برای خانواده امروز مثل هوایی است که برای نفس کشیدن ضروری است، گفت: این سواد یا دانش روابط را بهبود می‌بخشد، هویت فرزندان را می‌سازد، آرامش خانه را فراهم و خانواده را از حالت منفعل به فعال تبدیل می‌کند؛ همچنین این مهارت دیگر اختیاری نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای زندگی امروز است.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در دنیای امروز، رسانه و فضای دیجیتال عضوی جدانشدنی از زندگی مردم است و باید از مزایا و چالش‌های آن صحبت شود. فضای دیجیتال و مجازی با تمام فوایدی که دارد، می‌تواند یک ابزار خطرناک در راستای تغییر هویت و ارزش‌های خانواده و فرزندان تلقی شود.

خبرنگار ایکنا از قم در گفت‌وگو با میثم محمدحسنی، مدیر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مرکز رسانه حوزه علمیه قم به تأثیر سواد رسانه‌ای خانواده بر تربیت فرزندان و چگونگی کنترل آسیب‌های فضای دیجیتال پرداخته است که مشروح این گفت‌وگو در ادامه از نظر می‌گذرد:

سواد رسانه‌ای چه نقشی در امنیت روانی خانواده دارد؟

امروز رسانه به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از شخصیت فرزندان شده است و دیگر نمی‌توان درباره تربیت فرزند صحبت کرد مگر با در نظر گرفتن رسانه و ابزار دیجیتال، رسانه دیگر تنها ابزار سرگرمی نیست بلکه به معلم دوم، الگوی رفتاری و حتی محیطی تبدیل شده که تجربه عاطفی کودکان و نوجوانان در آن شکل می‌گیرد.

سواد رسانه‌ای برای والدین و فرزندان، چیزی فراتر از یک مهارت جانبی است و به یکی از ستون‌های امنیت روانی و تربیتی خانواده تبدیل شده است، خانواده‌ای که سواد رسانه‌ای دارد مثل راننده‌ای است که در شهری شلوغ و پرترافیک با مهارت رانندگی می‌کند، اما خانواده‌ای که از این سواد محروم است، مانند راننده‌ای است که بدون آگاهی از قوانین و مسیر، پشت فرمان نشسته است.

به نظر شما داشتن سواد رسانه‌ای چه تأثیری بر روابط و تربیت فرزندان در خانواده دارد؟

اولین تأثیر سواد رسانه‌ای، ایجاد ارتباط سالم بین والدین و فرزندان است، اگر رسانه مدیریت نشود، به جای کاهش فاصله نسلی، آن را افزایش می‌دهد و فرزندانی که در فضای مجازی با ادبیات و سبک زندگی جدیدی مواجه می‌شوند، احساس می‌کنند والدینشان آن‌ها را نمی‌فهمند، اما وقتی والدین دارای سواد رسانه‌ای باشند، می‌توانند حرف فرزندان را بفهمند، منشأ اصطلاحات و محتواها را بشناسند و به جای انزوا، ارتباطی معنادار ایجاد کنند.

دومین تأثیر، تبدیل خانواده از محیط کنترل‌گری به محیط همراهی در تربیت است و بهترین تربیت، تربیت همراهانه است نه تحمیلی، خانواده‌ای که سواد رسانه‌ای دارد کنار فرزند می‌ایستد نه روی به رویش و این یعنی والدین می‌فهمند چه بازی‌ها یا محتواهایی شبه‌ارزشی یا غیراخلاقی هستند و به جای «انجام نده»، تحلیل می‌کنند، درواقع این امر تربیت را عاقلانه‌تر، آرام‌تر و مؤثرتر می‌کند.

سومین تأثیر، مصون‌سازی در برابر سبک زندگی پنهان است؛ رسانه‌ها از طریق تصویر، موسیقی و روایت، سبک زندگی جدیدی را منتقل می‌کنند که شامل مد، روابط عاطفی و اولویت‌بندی ارزش‌ها می‌شود، خانواده‌ای که سواد رسانه‌ای دارد، می‌فهمد این سبک زندگی از کجا می‌آید و چه بخش‌هایی از آن با فرهنگ ما همخوانی دارد، سپس می‌تواند با فرزند گفت‌وگو کند و ارزش‌ها را نه با تحمیل بلکه از طریق فهم و انتخاب، در ذهن او جاری کند.

چهارمین تأثیر سواد رسانه‌ای خانواده بر تربیت فرزندان، کاهش اعتیاد رسانه‌ای و ایجاد تعامل است؛ اعتیاد رسانه‌ای، ناتوانی در مدیریت مصرف رسانه است و خانواده‌ای که سواد رسانه‌ای دارد، قوانین منعطف و شفافی برای استفاده از رسانه تعریف می‌کند، فضای خانه را طوری تنظیم می‌کند که موبایل صرفاً ابزار سرگرمی نباشد و فعالیت‌های واقعی مانند ورزش، طبیعت‌گردی و ارتباط با فامیل را جایگزین کند، همچنین والدین با فهم دلایل اعتیاد مانند پاداش لحظه‌ای، فرار از فشار یا نیاز به تأیید راهکارهای مؤثرتری برای درمان ارائه می‌دهند.

پنجمین تأثیر، ایجاد امنیت روانی و اخلاقی است؛ خانواده با سواد رسانه‌ای می‌فهمد محتواها چگونه به‌صورت تدریجی به فرزند می‌رسند، الگوریتم‌ها چگونه سلیقه او را شکل می‌دهند و چه هشتگ‌هایی خطرناک هستند و به جای منع کورکورانه با فرزند بدون ترساندن و شرم دادن صحبت می‌کند و انتخاب آگاهانه را تقویت می‌کند.

ششمین تأثیر، تقویت هویت و اعتماد به‌نفس رسانه‌ای در فرزندان است؛ کودکی که سواد رسانه‌ای دارد می‌تواند در برابر فشارهای مجازی مقاومت کند، از مقایسه ظاهری با سلبریتی‌ها خودداری کند و واکنش احساسی نشان ندهد و این یعنی هویت او تقویت شده و از رسانه نمی‌ترسد بلکه آن را می‌فهمد.

هفتمین تأثیر، ارتقای تربیت دینی و اخلاقی است؛ فرزند می‌تواند پیام‌های اخلاقی را تحلیل کند و محتوای ارزشی پیدا کند، همچنین والدین نیز می‌توانند معنای دینی را در محتوای روزمره وارد کنند و درباره اخلاق دیجیتال مانند دروغ، کلاهبرداری و سرقت آبرو با فرزند خود گفت‌وگو کنند که این امر تربیت اخلاقی را از حالت نظری به عملی تبدیل می‌کند.

هشتمین تأثیر، ایجاد آرامش و کاهش تنش است؛ بسیاری از دعواهای خانوادگی درباره موضوعاتی مانند «چرا این‌قدر گوشی دستت است؟» یا «چرا این پست را لایک کردی؟» است که ریشه آن نبود سواد رسانه‌ای والدین است، خانواده‌ای که این سواد را دارد، با آرامش قوانین را توضیح می‌دهد، از فرزند بازخورد می‌گیرد و سازوکارهای کنترل سالم ایجاد می‌کند و در نتیجه، رسانه محل دعوا نمی‌شود بلکه فرصتی برای رشد مشترک والدین و فرزند محسوب می‌شود.

سواد رسانه‌ای برای خانواده امروز مثل هوایی است که برای نفس کشیدن ضروری است، این سواد یا دانش روابط را بهبود می‌بخشد، تربیت را تعمیق می‌دهد، هویت فرزندان را می‌سازد، آرامش خانه را فراهم و خانواده را از حالت منفعل به فعال تبدیل می‌کند، همچنین این مهارت دیگر اختیاری نیست بلکه یک ضرورت حیاتی برای زندگی امروز است.

خانواده‌های ایرانی امروز بیشترین آسیب یا چالش را از کدام بخش رسانه‌ها (شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون، بازی‌ها...) تجربه می‌کنند؟

آسیب رسانه‌ای فرآیندی آرام و تدریجی است که از سهل‌انگاری و عدم گفتگو نشئت می‌گیرد و در صدر آسیب‌ها، شبکه‌های اجتماعی قرار دارند که بیش از ۴۰ تا ۶۰ درصد از چالش‌های تربیتی خانواده‌ها را تشکیل می‌دهند، شبکه‌های اجتماعی به‌دلیل شخصی‌سازی، الگوریتم‌محور بودن و دسترسی دائمی، عمیق‌ترین تأثیر را دارند.

این شبکه‌ها با ترویج تجمل‌گرایی، مقایسه ظاهری، روابط عاطفی غربی و زندگی‌های تصنعی، ارزش‌های خانوادگی را تضعیف می‌کنند و همچنین باعث اعتیاد رسانه‌ای، قطع ارتباط واقعی و مواجهه با محتوای غیراخلاقی و خشونت‌های پنهان می‌شوند که این امر منجر به بحران هویت و کاهش اعتماد به‌نفس در نوجوانان می‌شود.

بعد از شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های ویدیویی بزرگترین آسیب را دارند، این بازی‌ها با ترکیب رقابت، پاداش لحظه‌ای، خشونت و فرار از واقعیت، باعث تغییر خلق و خو، افزایش پرخاشگری و اعتیاد شدید می‌شوند و همچنین، ارزش‌های ضدفرهنگی و ضدخانواده را در قالب دنیای کامل بازی‌ها منتقل می‌کنند و روابط حقیقی را بی‌معنا می‌کنند.

تلویزیون و شبکه‌های خانگی نیز با نمایش سریال‌های غیرواقعی، خانواده‌های غیرطبیعی و تجمل‌گرایی، شکاف روانی و احساس نابرابری در جوانان ایجاد می‌کنند، پیام‌رسان‌ها نیز با هجوم اخبار دروغ، شایعات و اضطراب جمعی، آرامش تربیتی والدین را از بین می‌برند و تبلیغات دیجیتال نیز با تحریک حس نداشتن و مقایسه، فرزندان را تحت فشار قرار می‌دهند.

خانواده‌های ایرانی به‌دلیل نبود سواد رسانه‌ای، عدم گفت‌وگو و سیاست ممنوعیت به جای مدیریت، آسیب‌پذیرتر شده‌اند و تنها راه عبور از این چالش، ترکیب فهم، همراهی و آموزش است تا فرزندان در دنیای پیچیده رسانه‌ای، انتخاب‌های آگاهانه داشته باشند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =

آخرین‌ها