به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ هر کودک، فارغ از تواناییها و محدودیتهای جسمی، حسی، حرکتی یا شناختی، حق دارد در محیطی امن و پذیرا رشد کند، آموزش ببیند، بازی کند و در زندگی اجتماعی حضور داشته باشد. شعار «وطن، خانهی همهی کودکان» در ششمین روز هفته ملی کودک، فرصتی برای بازاندیشی در مسئولیت خانوادهها، مدارس، نهادهای حمایتی و مدیریت شهری در قبال کودکانی است که گاهی نه به دلیل محدودیتهای فردی، بلکه بهواسطه موانع محیطی و نگرشهای نادرست، از فرصتهای برابر محروم میشوند.
کودکی که نباید پشت موانع شهر بماند
برای بسیاری از کودکان، رفتن به پارک، حضور در کلاس درس، شرکت در یک برنامه فرهنگی یا بازی با همسالان، بخشی طبیعی از زندگی روزمره است؛ اما همین تجربههای ساده ممکن است برای کودکان دارای نیازهای ویژه با دشواریهای متعددی همراه باشد. پلههای غیرقابلعبور، پیادهروهای نامناسب، نبود امکانات بازی فراگیر، کمبود تجهیزات آموزشی متناسب و دسترسی محدود به خدمات تخصصی، میتواند حضور مستقل و فعال این کودکان را دشوار کند.
در چنین شرایطی، مسئله تنها فراهمکردن خدمات درمانی یا حمایتی نیست؛ بلکه باید محیط زندگی بهگونهای طراحی شود که کودکان با نیازهای متفاوت نیز بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند. پارکی که امکان بازی برای همه کودکان را فراهم نمیکند، مدرسهای که آمادگی پذیرش تفاوتها را ندارد یا فضای شهری که عبور در آن برای یک کودک دارای محدودیت حرکتی دشوار است، عملاً بخشی از فرصتهای کودکی را از او میگیرد.
از این منظر، دسترسپذیری یک امتیاز اضافی نیست؛ بخشی از مسئولیت جامعه در برابر کودکان است.
خانواده؛ نخستین پناهگاه همدلی
خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن احساس امنیت، تعلق و پذیرش را تجربه میکند. برخورد والدین با تفاوتهای فردی، شیوه پاسخدادن به نیازهای کودک و فراهمکردن فرصت تجربههای متناسب با تواناییهای او، در شکلگیری اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی کودک نقش مهمی دارد.
بااینحال، خانوادههای دارای فرزند با نیازهای ویژه ممکن است با دشواریهایی مانند هزینههای توانبخشی، دسترسی محدود به خدمات تخصصی، نگرانی درباره آینده فرزند و فشارهای روانی و اجتماعی روبهرو شوند. در چنین شرایطی، حمایت از این خانوادهها نباید به توصیههای عاطفی یا همدردیهای مقطعی محدود بماند؛ دسترسی به مشاوره، خدمات سلامت و توانبخشی، آموزش والدین و حمایت اجتماعی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
همچنین لازم است والدین بدانند که حمایت از کودک به معنای محدودکردن تجربههای او نیست. فراهمکردن فرصت ارتباط با همسالان، مشارکت در فعالیتهای متناسب با تواناییها و تقویت استقلال تدریجی کودک میتواند به رشد مهارتهای فردی و اجتماعی او کمک کند.
مدرسهای که تفاوتها را به رسمیت میشناسد
مدرسه یکی از مهمترین فضاهای تجربه زندگی اجتماعی برای کودکان است. در این محیط، کودکان علاوه بر یادگیری دروس، همکاری، دوستی، حل مسئله و پذیرش تفاوتها را نیز میآموزند. از همین رو، کیفیت مواجهه مدرسه با کودکان دارای نیازهای ویژه، تأثیری فراتر از تجربه تحصیلی آنان دارد.
فراهمکردن امکانات فیزیکی مناسب، استفاده از روشهای آموزشی متناسب با نیازهای دانشآموزان، دسترسی به نیروهای متخصص و آموزش معلمان برای مواجهه صحیح با تفاوتهای فردی، از جمله اقداماتی است که میتواند زمینه مشارکت بیشتر این کودکان را فراهم کند.
در کنار امکانات آموزشی، فرهنگ مدرسه نیز اهمیت دارد. تمسخر، برچسبزنی یا کنارگذاشتن یک کودک از فعالیتهای جمعی ممکن است احساس تعلق او را تضعیف کند. در مقابل، آموزش همدلی به دانشآموزان و تقویت رفتارهای حمایتگرانه میتواند محیطی ایجاد کند که در آن تفاوتها نه زمینه طردشدن، بلکه بخشی پذیرفتهشده از زندگی جمعی باشند.
البته آموزش فراگیر زمانی اثربخش خواهد بود که متناسب با نیاز هر کودک، امکانات، نیروی انسانی و حمایت تخصصی لازم نیز فراهم شود.
همدلی فراتر از دلسوزی است
یکی از چالشهای مواجهه اجتماعی با کودکان دارای نیازهای ویژه، تقلیل موضوع به دلسوزی است. همدلی واقعی به معنای ترحم یا نگاه از موضع برتر نیست؛ بلکه به معنای بهرسمیتشناختن حق کودک برای انتخاب، مشارکت، یادگیری و تجربه زندگی متناسب با سن و تواناییهای اوست.
کودکی که برای استفاده از یک وسیله بازی به کمک نیاز دارد، پیش از هر چیز یک کودک است؛ کودکی با علایق، استعدادها، خواستهها و حق برخورداری از تجربههای شاد. توجه به این واقعیت، نگاه جامعه را از تمرکز صرف بر محدودیتها به سمت تواناییها و نیازهای واقعی کودک تغییر میدهد.
در این مسیر، رسانهها نیز مسئولیت دارند. بازنمایی محترمانه کودکان دارای نیازهای ویژه، پرهیز از ترحمبرانگیزی افراطی و توجه به مسائل واقعی آنان و خانوادههایشان، میتواند به اصلاح نگرش عمومی کمک کند.
وطن زمانی خانه همه کودکان است
شعار «وطن، خانهی همهی کودکان» زمانی معنای عملی پیدا میکند که هیچ کودکی به دلیل تفاوتهای جسمی، حسی، شناختی یا شرایط خانوادگی از فرصتهای رشد و مشارکت محروم نماند. این هدف به همکاری خانوادهها، مدارس، مراکز سلامت و توانبخشی، نهادهای فرهنگی و مدیریت شهری نیاز دارد.
ششمین روز هفته ملی کودک میتواند یادآور این نکته باشد که کیفیت زندگی کودکان را نباید فقط با تعداد برنامهها و مناسبتهای ویژه سنجید؛ معیار مهمتر آن است که کودک در زندگی روزمره تا چه اندازه به آموزش، بازی، خدمات سلامت و حضور اجتماعی دسترسی دارد.
خانهای که برای همه کودکان جا دارد، فقط خانهای با درهای باز نیست؛ جامعهای است که موانع را میشناسد، برای برطرفکردن آنها برنامه دارد و تفاوتهای کودکان را مانعی برای برخورداری از حقوق برابر نمیداند.