خانواده

مهناز میرچناری، کنشگر، درمانگر و مدرس خانواده، در سلسله نشست‌های «خانواده و مقاومت» با تأکید بر نقش کلیدی اعضای خانواده در حفظ آرامش در شرایط بحرانی، گفت: «در شرایطی مانند بحران کنونی، اولین رسالت ما بازنگری در نقش‌های فردی و آغاز تغییر از خودمان است. والدین به عنوان مراقبین اصلی، باید با خودآرام‌سازی و ایجاد حس امنیت روانی، به کانون آرامش خانواده تبدیل شوند و باور داشته باشیم که مرگ و زندگی دست خداست و ما در این دنیا اسکان موقت داریم.»

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری پیام خانواده؛ در تازه‌ترین نشست از سلسله نشست‌های «خانواده و مقاومت» که با هدف تبیین نقش اعضای خانواده در مدیریت بحران‌های روانی و اجتماعی برگزار شد، مهناز میرچناری، کنشگر حوزه خانواده، به تحلیل عمیق کارکردهای خانواده در شرایط اضطراری پرداخت. او با طرح این پرسش که «هر کسی در این شرایط بحرانی چه نقشی از خودش را ایفا می‌کند؟» گفت: بهتر است ابتدا رسالت خود را بازنگری کنیم. من به عنوان یک انسان، جانشین خدا بر روی زمین نیستم، بلکه بخشی از روح خداوندی هستم که برای مدتی معین در قالبی جسمی قرار گرفته‌ام. اینجا یک اسکان موقت است و خداوند هیچ‌کس را بیهوده خلق نکرده است.

میرچناری با اشاره به شکاف میان اعتقاد و اعتماد درونی انسان‌ها افزود: «ما همه به خدا اعتقاد داریم، اما انگار ته دلمان به او اعتماد نداریم. می‌دانیم دست بالای دست خدا وجود ندارد، اما همچنان نگرانیم. اگر واقعاً اعتماد داشته باشیم که تولد و مرگ طبیعی دست خداست و ربطی به جنگ و صلح ندارد، آنگاه جنگ و صلح نباید تفاوتی برایمان ایجاد کند. ما باید حرکت را انجام دهیم و نتیجه را به خدا واگذار کنیم. عیب ما این است که می‌خواهیم کارها را خدا انجام دهد و نتیجه را ما بگیریم.»

این مدرس خانواده با بیان یک جمله تأثیرگذار از یکی از استادان خودآگاهی، خاطرنشان کرد: «زمانی که بچه بودم دوست داشتم دنیا را تغییر دهم. بزرگ‌تر شدم دیدم دنیا بزرگ است، گفتم کشورم را تغییر دهم. باز هم نشد. گفتم شهرم را، سپس خانواده‌ام را. اما وقتی از پس هیچ‌کدام برنیامدم، در آستانه مرگ دریافتم که ای کاش تغییر را از خودم شروع کرده بودم. پس ما باید تغییر را از خودمان آغاز کنیم.»

وی در ادامه به نقش محوری مادر در ایجاد آرامش اشاره کرد و گفت: «اگر مادر در خانواده آرامش داشته باشد، بدون آنکه حرفی بزند، بچه‌ها آرامش را درک می‌کنند. برعکس، اگر مادری مضطرب باشد، حتی بدون گفتن کلمه‌ای، فضای خانه متشنج می‌شود. مراقبین اصلی (پدر و مادر و بزرگترها) باید این آرامش را در خودشان ایجاد کنند. ما باید حواسمان به این نکته باشد که به عنوان عضوی از یک سیستم پویا، اضطراب یا آرامش ما به تمام اعضا منتقل می‌شود.»

نقش والدین؛ ایجاد امنیت و الگوسازی رفتاری
میرچناری با اشاره به نظریه خانواده درمانگرانی مانند مینوچین، وظایف والدین در بحران را برشمرد و تصریح کرد: والدین باید حس امنیت روانی و فیزیکی ایجاد کنند، برنامه‌ریزی درست داشته باشند و اطلاعات صادقانه اما متناسب با سن کودکان ارائه دهند. آنان باید از لحاظ رفتاری الگوی مناسبی برای مدیریت استرس، حل مسئله و تاب‌آوری باشند تا کودکان یاد بگیرند هیجانات خود را به موقع و متناسب بروز دهند.

وی تأکید کرد: «ارتباط باز و همدلانه والدین با فرزندان، محیطی امن برای بیان نگرانی‌ها فراهم می‌کند. والدین باید بدون سرزنش، کوچک‌نمایی یا نصیحت، فعالانه گوش دهند و با همدلی بگویند: "هر اتفاقی بیفتد، ما همدیگر را داریم و خداوند مراقب ماست." این درک همدلانه باعث می‌شود کودکان احساس دیده شدن و تنها نبودن نکنند.»

وظایف فرزندان و اعضای گسترده خانواده
این درمانگر خانواده با اشاره به نقش فرزندان گفت: آنان باید با توجه به سن خود، در کارهای خانه مشارکت داشته باشند. این مشارکت در شرایط بحرانی حساس‌تر می‌شود و به کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس آنان کمک می‌کند. همچنین فرزندان باید بیاموزند احساسات خود را به شیوه سازنده بیان کنند و در صورت نیاز، بدون خجالت از والدین یا سایر اعضای خانواده درخواست کمک کنند.

میرچناری در ادامه به نقش بزرگان خانواده (پدربزرگ، مادربزرگ، عمو و خاله) به عنوان «شبکه حمایتی» اشاره کرد و گفت: این افراد با تجربیات گرانبهای خود می‌توانند بار روانی والدین را کاهش دهند و با حضورشان، حس تعلق و امنیت را در کودکان تقویت کنند. تجربه آنان در مواجهه با سختی‌های گذشته، الهام‌بخش و راهگشاست.

خانواده به مثابه یک سیستم؛ انعطاف‌پذیری و حل مسئله مشترک
میرچناری با تأکید بر رویکرد سیستمی، خواستار انعطاف‌پذیری و سازگاری خانواده با شرایط جدید شد و افزود: «خانواده باید با ارتباطی شفاف، صادقانه و مداوم، درباره وظایف و احساسات گفتگو کند. حل مسئله مشترک یعنی همه اعضا در حد توان، راهکار ارائه دهند. در شرایط سخت، مغز انسان بهتر می‌تواند راه‌حل تولید کند. بارش فکری کنید و بهترین تصمیم را بگیرید.»

وی تقویت پیوندهای خانوادگی از طریق وقت باکیفیت را حیاتی خواند و خاطره‌ای از دوران جنگ ایران و عراق نقل کرد: «در آن زمان سه خانواده از قومیت‌های مختلف در یک خانه زندگی می‌کردیم. با بازی‌های ساده مانند گل یا پوچ، چیستان و شهرت بازی، لحظات خوشی می‌ساختیم. امروز هم باید با همین فعالیت‌های مشترک و گفتگو درباره خاطرات گذشته و نقاط مثبت یکدیگر، انسجام خانواده را افزایش دهیم.»

مدیریت منابع و نقش رابطین و حلقه‌های میانی
میرچناری بر شناسایی منابع (مالی، انسانی، اجتماعی) و استفاده بهینه از آنها تأکید کرد و گفت: «در بحران باید هوای همدیگر را داشته باشیم. اگر به خانه اقوام می‌رویم، انصاف را رعایت کنیم. تقسیم کار کنیم و با گذشت و صبوری، از تبدیل شدن مشکلات کوچک به تنش جلوگیری کنیم.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش «رابطین و حلقه‌های میانی» اشاره کرد و افزود: «هر کسی که آموزش دیده است، چه دانشجوی روانشناسی، چه یک فرد آگاه در خانواده، می‌تواند نقش رابط را ایفا کند. این افراد می‌توانند با برگزاری کارگاه‌های کوچک در زمینه مدیریت استرس، ارتباط مؤثر و حل تعارض، به توانمندسازی خانواده‌ها کمک کنند. اگر توان مداخله ندارند، باید منابع حمایتی مانند شماره‌های مشاوره بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی را معرفی کرده و خانواده‌های در معرض خطر را به حلقه‌های تخصصی ارجاع دهند.»

پاسخ به سوالات حضار: تنش‌های زناشویی و میهمانی‌های خانوادگی
میرچناری در پاسخ به سوال یکی از حضار درباره تنش‌های زناشویی در بحران، تأکید کرد: «در شرایط بحرانی، اولویت‌ها جابه‌جا می‌شوند. زوج‌ها باید مشکلات قبلی را کنار بگذارند و تمرکز را بر حفظ آرامش و مدیریت منابع بگذارند. پس از فروکش کردن بحران، برای حل مسائل عمیق‌تر به مشاور تخصصی مراجعه کنند.»

وی همچنین در پاسخ به سوالی درباره سختی زندگی در خانه اقوام، راهکارهایی عملی ارائه داد: «انصاف را رعایت کنید. اگر میزبان هستید یا میهمان، کارها را تقسیم کنید. در هزینه‌ها مشارکت کنید. با همدلی، خود را جای طرف مقابل بگذارید. اگر احساس می‌کنید شرایط برایتان دشوار است، راه حل دیگری پیدا کنید. از مرگ حتمی، هر مسئله‌ای حداقل یک راه حل دارد.»

توصیه‌های پایانی: مراقبت از خود و تاب‌آوری
مدرس خانواده در پایان با ارائه توصیه‌هایی برای جلوگیری از فرسودگی و ناامیدی در میان کنشگران و خانواده‌ها، بر اهمیت «خودمراقبتی» تأکید کرد و گفت: «روتین روزانه داشته باشید. خواب و خوراک و تحرک کافی و باکیفیت، سه رمز سلامت روح و روان است. رابطه خود را با خالق به صورت صمیمانه حفظ کنید. روزانه سه بار با آلارم، به خود یادآوری کنید که دست خدا بالای همه دست‌هاست. شکرگزاری را کتبی انجام دهید و تکنیک‌های تنفس عمیق و آرام‌سازی عضلانی را فراموش نکنید.»

وی افزود: «دریای آرام ناخدای بزرگ نمی‌سازد. ما در شرایط بحرانی می‌توانیم خود را پرورش دهیم. در این شرایط سخت است که مؤمن واقعی از غیر مؤمن، قوی از ضعیف و خوب از بد شناخته می‌شود. تا زمانی که خدا هست، ناامیدی معنا ندارد. ما میرا نیستیم؛ این جسم عاریه‌ای است و روح نامیرای الهی ما به سوی کمال عروج می‌کند. مرگ برای آگاهان، شیرین‌تر از عسل است.»

میرچناری در پایان با عذرخواهی بابت توضیحات مفصل، ابراز امیدواری کرد که حداقل یکی از مطالب بیان‌شده مورد استفاده حضار قرار گیرد و خواستار استفاده از مشاوره‌های تخصصی در صورت عدم توانایی در مدیریت فردی شد.

زهرا ابراهیمی آزاد

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =

آخرین‌ها