به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ در شرایطی که جامعه ایران این روزها هم درگیر مسائل اقتصادی و معیشتی و هم شاهد رخدادی تلخ و پرخشونت بوده، اخبار و شایعات مختلف درباره جنگ و حمله دشمن مدام اذهان عمومی را درگیر کرده و پیامدهای روانی این موارد، آسیبهایی به اقشار جامعه از جمله کودکان و نوجوانان و سالمندان وارد کرده است. در این میان، آنچه باید به آن توجه شود، نقش مسئولان، جامعهشناسان، روانشناسان، مشاوران و روانپزشکان و غیره در این زمینه است. زیرا تداوم قرار گرفتن در این فضای ناامنی و افزایش اضطراب و نگرانیها میتواند پیامدهای عمیق روانی داشته باشد و تجربه نشان داده روان جامعه زیر فشار اخبار سنگین، دچار اضطراب میشود.
براین اساس پژوهش ایرنا در پروندهای با عنوان «روان جامعه در روزهای ناآرام» در قالب گفتوگو با مشاوران، روانشناسان و روانپزشکان، به واکاوی بحران روانی پنهانِ جامعه در سایه خشونت و ناامنی خبری پرداخته و تلاش دارد راههایی برای شناخت، کاهش و مدیریت این فشار روانی و ترمیم اجتماعی و کاهش اضطراب ارائه دهد. در گزارش پیشرو پژوهشگر ایرنا در گفت وگو با «سجاد کریمان مجد» روانشناس و تحلیلگر به ابعاد روانی اخبار مرتبط با جنگ، تبعات و آسیبهای آن و نقش رسانهها میپردازد. «کریمان مجد» با مقایسه اخبار جنگی و فیلمهای ژانر وحشت هشدار میدهد که بمباران خبری سیستم عصبی کودکان تا بزرگسالان را فرسوده کرده و امید اجتماعی را در آنها به تدریج تضعیف میکند. آنچه در ذیل میآید مشروح گفتوگوی پژوهشگر ایرنا با این روانشناس است.
در شرایط بحرانی، نشنیدن خبر هم اضطراب میسازد
ایرنا: آیا میتوان وضعیت حاکم بر جامعه را نوعی «ترومای جمعی» نامید؟ نشانههای تروما چیست؟
کریمانمجد: هر رویداد ناخوشایندی که برای مردم یک جامعه رخ میدهد، ممکن است به ترومای جمعی منجر شود. این نوع اتفاقات اغلب سیاست و احساسات ملی را تغییر میدهند و حتی ممکن است بر تصمیمات شخصی افراد جامعه مانند بچهدارشدن یا نشدن نیز تأثیر بگذارند. در شرایط بحران، یقیناً ندیدن اخبار در ذهن آدمها یک احساس خلأ ایجاد میکند، چون مردم وقتی کنار هم مینشینند، بهخاطر وجود بحران نیاز به همکلامی دارند و در این همکلامیها معمولاً همان چیزی که ایجاد بحران کرده، مسبب شکلگیری گفتگو خواهد شد. برای همین هم آدمها، برای اینکه از اتفاقات اطراف خودشان بیخبر نمانند و امکان همکلامی برایشان از بین نرود، یقیناً در شرایط بحران تمایل بیشتری به شنیدن اخبار دارند.
ایرنا: اساسا میشود در عصر ارتباطات و تکنولوژی از خبرها دور بود؟
کریمانمجد: شاید هم گریزی نباشد از اینکه اخبار را بشنوند و مجبور به شنیدن اخبار باشند؛ چون رسانهها به هر ترتیب خوراک جذب مخاطب خود را با ارائه اخبار در موضوع بحرانها تأمین میکنند. اکنون در شرایطی هستیم که به نظر من وضعیت، وضعیت جنگی است؛ نه اینکه در انتظار جنگ باشیم، بلکه جنگ به معنای واقعی در رسانهها شروع شده است. مردم ما در راستای شروع شدن این جنگ، متأسفانه بهخاطر حجم زیاد قرار گرفتن در معرض خبرهای رسانهای، دچار آسیبهای جدید روانی شدهاند. آن چیزی که مسلم است این است که تا آنجایی که میتوانیم، باید خودمان را از اخبار پیرامون، از خبرهای اطراف خودمان، دور نگه داریم. هرچقدر خبرهای اطراف خودمان را که البته گریزی از درگیر شدن با آنها نیست دنبال کنیم، یقیناً به لحاظ ذهنی درگیریهای بیشتری خواهیم داشت.
اخبار با موضوع بحرانهای پیرامون جنگ و اخبار مربوط به اتفاقات جنگ، شبیه به فیلمهای ژانر وحشت و فیلمهای ترسناک است که سیستم عصبی را دچار اختلال میکندبا یک مثال ساده شاید بهتر بتوان ماجرا را توضیح داد. افرادی که علاقهمند به دیدن ژانر وحشت هستند و فیلمهای ترسناک زیادی میبینند، در سنین کودکی و نوجوانی حجم زیادی از نورونهای عصبیشان آسیب میبیند و این آسیب شاید در بزرگسالی هم باقی بماند. در سنین بزرگسالی هم، در واقع کارکرد سیستم مغزی به دلیل فشارهایی که هنگام دیدن فیلمهای ترسناک، بهلحاظ ترشح هورمونهای استرسزا در بدن ایجاد میشود، دچار اختلال میشود. چه کودک باشیم، چه نوجوان که نورونهای عصبی در حال شکلگیری هستند و چه بزرگسال باشیم که هورمونهای ترشحکننده استرس میتوانند سیستم عصبی را دچار اختلال کنند، در اثر دیدن فیلمهای ترسناک این آسیب میتواند ماندگار باشد. اخبار با موضوع بحرانهای پیرامون جنگ و اخبار مربوط به اتفاقات جنگ، شبیه به فیلمهای ژانر وحشت و فیلمهای ترسناک، همین تأثیر را روی سیستم بدنی و سیستم مغزی ما خواهند گذاشت.
ایرنا: بدترین سن برای شنیدن اخبار چه سنی است؟
یقیناً بدترین بازه سنی، از ۶ تا ۷سالگی تا اواسط و اواخر نوجوانی، یعنی حدود ۱۷ یا ۱۸ سالگی است. قبل از ۶ یا ۷ سالگی ما بهلحاظ تحلیل اتفاقات پیرامون چندان قدرتمند نیستیم، یعنی آن چیزی که کودک از اخبار متأثر میشود، بیشتر بهواسطه والدین است. والدینی که اخبار منفی میشنوند، دچار اضطراب میشوند و این اضطراب به کودک منتقل میشود و کودک از این طریق آسیب میبیند، اما خود کودک مستقیماً قدرت تحلیل اخبار را ندارد. اما از سن ۶ تا ۷ سالگی به بعد، امکان تحلیل اخبار با دیدن تصاویر و خبرهای مختلف رسانهای برای کودک اتفاق میافتد و تا سن هفدهسالگی، بهدلیل اینکه نورونهای عصبی کاملاً آماده و بسیار ضربهپذیر هستند، متأسفانه آسیبهای عصبی رخ میدهد. یعنی ناتوانی در درک خبر و حملات شدید خبرهای ترسناک و وحشتناک، نورونهای عصبی بچهها را مختل میکند.
فارغ از این، اخبار در سنین نوجوانی بهدلیل عدم قدرت تحلیل مناسب در فرآیند خبرشنیدن، میتواند آسیبهایی ایجادکند که در نهایت به شکلگیری تحلیلهای اشتباه در ذهن آنها منجر شود. یقیناً ما نمیتوانیم اخبار منفی را کاملاً از بین ببریم، اما قطعاً میتوانیم پادزهر آسیبهای حاصل از دیدن و شنیدن اخبار منفی را در خانه بهنوعی تزریق کنیم. پادزهرش چیست؟ گفتگو کردن در خانواده. حجم زیادی از زهر اخبار منفی با گفتگو در خانواده کمتر میشود. باید با هم حرف بزنیم، فرصت گفتگو بدهیم و فرصت شنیدن بدون قضاوت ایجاد کنیم؛ بدون اینکه بخواهیم طرف مقابل، فرزند یا همسرمان را الزاماً مجاب کنیم. بگذاریم آن خبر در ذهن طرف مقابل تخلیه شود و تبدیل به یک فضای سوء و فشار روانی حداکثری نشود. این تخلیه بسیار کمککننده است.
ما نمیتوانیم اخبار منفی را کاملاً از بین ببریم، اما قطعاً میتوانیم پادزهر آسیبهای حاصل از دیدن و شنیدن اخبار منفی را در خانه با گفتوگو کردن بهنوعی تزریق کنیمگفتوگو و دورهمی؛ پادزهرهای ساده برای دفع اضطراب خبرهای منفی
ایرنا: راهکار چیست؟ در شرایطی که نمیتوان اخبار منفی را پنهان کرد، چگونه میتوان ابزارهای مقابله با آن را به مردم داد؟
کریمان مجد: البته خیلی مهم است که آداب و اصول گفتگو را بلد باشیم، بنابراین نباید بخواهیم نظر طرف مقابل را الزاماً عوض کنیم و اگر گفتگو به بیادبی، تهمت یا بیاحترامی کشیده شد باید آن را متوقف کنیم و اجازه ندهیم صداها روی هم بلند شود. نکته دوم این است که با بچههای کوچکتر بیشتر بازی کنیم. خبرهای منفی میتوانند برای بچهها اضطرابزا باشند و بازی میتواند بهعنوان یک ضداضطراب و پادزهر استفاده شود.
این روزها باید خیلی بیشتر با بچهها بازی کنیم. بچههای کوچکتر، بهویژه زیر سن ۱۱ و ۱۲ سالگی، نیاز بیشتری به بازی دارند و باید حجم بازیهایمان با آنها بیشتر شود. نکته سوم این است که دورهمیهایمان را بیشتر کنیم. دورهمیها و مهمانی ها را افزایش بدهیم؛ حتی شده با پذیراییهای ساده مثل چای و بیسکویت. دور هم بنشینیم و سعی کنیم بهجای تحلیل اخبار، در این دورهمیها گل بگوییم و گل بشنویم تا بتوانیم حجم زیادی از آن فشارها را کمرنگ کنیم. به هر ترتیب، هرچه بیشتر همدیگر را ببینیم، هرچه بیشتر عزیزان، دوستان و اقواممان را ملاقات کنیم، احساس فشار و اضطرابی که حاصل از اخبار منفی است، کمتر خواهد شد.
بازسازی امید شدنی است؟
ایرنا: نقش امید اجتماعی در سلامت روان چیست و چگونه میتوان امید را در شرایط دشوار بازسازی کرد؟
کریمان مجد: وقتی با مانعی روبرو میشوید ولی با وجود آن، مصمم میمانید، امید به طور تصاعدی تقویت میشود. دفعه بعد که با مانعی روبرو شوید، به آنچه که به شما ارائه میدهد دقت و توجه کنید، آن را فرصتی برای رشد و یادگیری چیزی که برای رسیدن به اهدافتان باید بدانید در نظر بگیرید و سپس از آن چالش عبور کنید. خودتان را با انرژی مثبت احاطه کنید، تمرکز بر افکار مثبت و امیدوارانه افراد را قادر میسازد تا دوباره در فعالیتهای لذتبخش شرکت کنند و وضع خود را بهبود بخشند. همچنین شبکههای اجتماعی بهطور قابل توجهی بر سطح امید شما تأثیر میگذارد.
شبکههای اجتماعی بهطور قابل توجهی بر سطح امید تأثیر میگذارد. پرورش روابط با دوستان، آشنایان یا گروههای حامی میتواند دلگرمی ایجاد کند و تابآوری را افزایش دهدپرورش روابط با دوستان، آشنایان یا گروههای حامی میتواند دلگرمی ایجاد کند و چشمانداز امیدوارانه را تقویت کند.
امید، یک سازه روانشناختی مهم و حیاتی برای روانشناسی مثبتگرا است. تأثیر آن فراتر از خوشبینی صرف است و تابآوری را افزایش میدهد، سلامت روان را بهبود میبخشد و افراد را به سمت آرزوهایشان سوق میدهد. با پرورش فعال امید از طریق راهبردهای عملی، افراد میتوانند چالشهای زندگی را بهتر مدیریت کنند. در جهانی پر از عدم قطعیت، پذیرفتن امید بسیار مهم است. امید میتواند دوران تاریک را روشن کند و انگیزه تغییر را چه به صورت شخصی و چه به صورت جمعی ایجاد کند. تحقیقات همچنان بر اهمیت امید در زندگی ما تأکید میکنند و نشان میدهند که این احساس ساده اما قدرتمند، کلید دستیابی به رضایت و تابآوری است.
رسانه، واقعگرا یا موجسوار؟
ایرنا: رسانهها هم در این زمینه سهم دارند. چگونه عمل کردهاند؟
کریمان مجد: یقیناً رسانهها و شبکههای اجتماعی، در اتفاقاتی که در جامعه میافتد، بیشتر از آنکه به دنبال انتقال مفاهیم واقعی باشند، به دنبال موجسواری بر این اتفاقات و جذب مخاطب بیشتر هستند و در راستای سیاستگذاریهای کلانی که در سیستم و در میان مدیرانشان وجود دارد عمل میکنند، نه اینکه الزاماً به واقعیتها بپردازند. اینکه ما حجم زیادی از زمان و تحلیل خودمان را به شبکههای اجتماعی واگذار میکنیم، در واقع داریم بهنوعی به این بردگی مدرن و به تصمیمسازی حاصل از قدرت پشتصحنه شبکههای اجتماعی بها میدهیم و این امکان را به آنها میدهیم که برای ما برنامهریزی کنند و ذهن ما را به سمتی که میخواهند جهت دهند. باید رسانهها با آگاهی کامل از این ساختار بیولوژیکی، محتوای خود را حول محور درام، درگیری و فاجعه سازماندهی میکنند تا توجه ما را جلب و حفظ کنند و ترافیک سایت یا بازدید خود را افزایش دهند.
جمعبندی
بحرانها و رویدادهای ناخوشایند اجتماعی، صرفاً در سطح اتفاقات بیرونی باقی نمیماند، بلکه به تدریج به ترومای جمعی تبدیل میشود و لایههای عمیق روان جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. این ترومای جمعی از آن جهت مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد که احساس امنیت را تضعیف کرده و حتی مسیر تصمیمگیریهای فردی و خانوادگی را تغییر میدهد بهگونهای که جامعه پیش از مواجهه عملی با بحران، از نظر روانی فرسوده میشود. در چنین شرایطی، اخبار نقشی دوگانه ایفا میکنند. از یکسو، آگاهی از رویدادها برای حفظ ارتباط اجتماعی و امکان همکلامی ضروری است و بیخبری خود میتواند اضطرابزا باشد. از سوی دیگر، تداوم مواجهه با اخبار منفی، فشار روانی را تشدید کرده و ذهن افراد را در وضعیت دائمی انتظار و نگرانی نگه میدارد. این چرخه معیوب اگر مدیریت نشود، به افزایش اضطراب جمعی و کاهش تابآوری اجتماعی منجر خواهد شد.
این روانشناس بر اهمیت کیفیت روابط انسانی تأکید دارد. گفتگوی سالم، رعایت احترام متقابل و پرهیز از تنشهای کلامی، میتواند بخشی از بار روانی بحران را کاهش دهد، در حالی که گفتگوهای پرتنش خود به عامل تشدید فشار روانی تبدیل میشود. توجه ویژه به کودکان نیز ضروری است؛ زیرا آنها در برابر اخبار منفی آسیبپذیرترند و بازی و تعامل، نقش مؤثری در کاهش اضطراب آنها ایفا میکند.
در نهایت، تقویت پیوندهای اجتماعی از طریق دورهمیهای ساده خانوادگی و دوستانه، فاصلهگرفتن موقت از تحلیلهای فرساینده خبری و تمرکز بر ارتباطات انسانی، بهعنوان راهکارهایی کمهزینه اما مؤثر، میتوانند به افزایش تابآوری روانی جامعه کمک کنند. این یافتهها نشان میدهد که مدیریت پیامدهای روانی بحران، بیش از هر چیز نیازمند توجه به ارتباط، گفتگو و حمایت اجتماعی است.




