به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ نسل زد در دنیای دیجیتال رشد کرده، اما ارتباط مجازی نتوانسته نیاز او به صمیمیت و ارتباط انسانی را از بین ببرد. این نسل گاهی در نگاه بزرگترها بیتفاوت یا کمحرف به نظر میرسد، درحالیکه در فضای آنلاین فعال است و بیش از آنچه تصور میشود، به دنبال هویت، معنا و اثرگذاری در زندگی است.
نسلی با دو دنیای متفاوت
نسل زد معمولاً به متولدین حدود سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ گفته میشود؛ نسلی که بخش مهمی از دوران رشد خود را در کنار اینترنت، تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی گذرانده است. برای این نسل، فضای مجازی صرفاً ابزاری برای سرگرمی نیست؛ محیطی برای ارتباط، یادگیری، بیان هویت، دنبالکردن علایق و حتی مشارکت اجتماعی است.
اما همین وابستگی به دنیای دیجیتال، به معنای بینیازی از ارتباط واقعی نیست. نسل زد میتواند ساعتها در شبکههای اجتماعی حضور داشته باشد و در عین حال، از تنهایی یا کمبود روابط عمیق رنج ببرد. این تناقض ظاهری، یکی از مهمترین ویژگیهایی است که در مطالعات مربوط به این نسل دیده میشود.
برای نمونه، در پژوهشی که گروه بارنا در سال ۲۰۲۴ درباره جوانان نسل زد انجام داد، ۵۴ درصد از پاسخدهندگان گفتهاند روابط حضوری را بسیار ارزشمندتر از روابط دیجیتال میدانند. همچنین ۶۸ درصد از آنها تمایل داشتهاند زمان کمتری را در فضای آنلاین بگذرانند؛ در عین حال، حدود ۷۰ درصد گفتهاند از طریق تجربههای آنلاین، جامعهای از دوستان برای خود ساختهاند.
این آمار نشان میدهد که مسئله نسل زد انتخاب میان دنیای واقعی و مجازی نیست؛ بلکه تلاش برای یافتن تعادل میان این دو جهان است.
ارتباط زیاد، صمیمیت کم
یکی از مهمترین پارادوکسهای نسل جدید، تفاوت میان «در ارتباط بودن» و «احساس ارتباط داشتن» است. نوجوان یا جوان ممکن است صدها مخاطب در شبکههای اجتماعی داشته باشد، هر روز پیام دریافت کند و در گروههای مختلف حضور داشته باشد؛ اما همچنان احساس کند کسی واقعاً او را نمیفهمد.
در گزارشی از گروه بارنا و مؤسسه Gloo در سال ۲۰۲۵، ۸۵ درصد از پاسخدهندگان نسل زد معتقد بودهاند که همنسلانشان بیش از اندازه در فضای آنلاین وقت میگذرانند. همچنین بیش از نیمی از آنها روابط حضوری را ارزشمندتر از ارتباطات دیجیتال دانستهاند.
این یافتهها یادآوری میکند که ارتباط دیجیتال، هرچند سریع و در دسترس است، لزوماً جای گفتوگوی عمیق، همدلی، حضور فیزیکی و تجربه مشترک را نمیگیرد.
چرا نسل زد در فضای مجازی فعالتر است؟
گاهی والدین و مربیان از کمتحرکی اجتماعی نوجوانان گلایه میکنند؛ اینکه کمتر در جمعهای خانوادگی صحبت میکنند، تمایل کمتری به حضور در برخی فعالیتهای سنتی دارند یا نسبت به مسائل اجتماعی واکنش آشکاری نشان نمیدهند.
اما این برداشت همیشه به معنای بیتفاوتی نیست. ممکن است شیوه مشارکت نسل جدید تغییر کرده باشد. نوجوان امروز میتواند درباره یک مسئله اجتماعی محتوا تولید کند، تجربه شخصی خود را به اشتراک بگذارد، یک کارزار آنلاین را گسترش دهد یا از طریق شبکههای اجتماعی افراد همفکر خود را پیدا کند.
پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۴ در نشریه Journal of Youth Studies درباره کنشگری جوانان در تیکتاک نشان میدهد که این پلتفرم به بستری برای بیان تجربههای شخصی و گسترش پیامهای کنشگرانه تبدیل شده است. در این فضا، کاربران جوان نهفقط دریافتکننده محتوا، بلکه در بازنشر و شکلدادن به پیامها نیز نقش دارند.
بنابراین، کمرنگبودن مشارکت نوجوان در برخی فضاهای سنتی را نباید بهسرعت به بیعلاقگی او نسبت داد؛ شاید لازم باشد شکلهای جدید مشارکت را نیز بشناسیم.
نسلی که به دنبال معنا و اثرگذاری است
یکی دیگر از برداشتهای نادرست درباره نسل زد، بیهدفبودن یا بیتفاوتی آن نسبت به آینده است. در حالی که برخی پژوهشها نشان میدهند معنا، هدف و اثرگذاری اجتماعی برای بخش مهمی از این نسل اهمیت دارد.
بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۵ مؤسسه گالوپ با همکاری بنیاد Walton و پروژه Making Caring Common دانشگاه هاروارد، ۶۶ درصد از پاسخدهندگان نسل زد گفتهاند زندگیشان معنا دارد و ۶۲ درصد نیز از داشتن هدف در زندگی احساس اطمینان کردهاند. با این حال، ۳۴ درصد گفتهاند زندگیشان فقط تا حد کمی یا اصلاً معنادار نیست و ۳۹ درصد نیز احساس هدفمندی اندکی داشتهاند.
نکته قابل توجه در این مطالعه، ارتباط میان احساس اثرگذاری و احساس معناست: ۹۳ درصد از افرادی که قویاً باور داشتند بر زندگی دیگران تأثیر مثبت میگذارند، زندگی خود را معنادار توصیف کردهاند.
این نتایج نشان میدهد که برای بسیاری از جوانان، صرفاً داشتن امکانات یا موفقیت فردی کافی نیست؛ آنها میخواهند بدانند حضور و تلاششان چه تأثیری بر زندگی دیگران و جامعه دارد.
چرا صدای نسل جدید به گوش بزرگترها نمیرسد؟
شکاف میان نسلها فقط به تفاوت سلیقه در موسیقی، پوشش، سرگرمی یا استفاده از فناوری محدود نمیشود. گاهی مسئله اصلی، تفاوت در زبان ارتباطی و شیوه نگاه به مسائل است.
بزرگترها ممکن است تجربههای نسل خود را معیار سنجش رفتار نوجوانان امروز قرار دهند و از آنها انتظار داشته باشند مانند گذشته ارتباط برقرار کنند، تصمیم بگیرند یا درباره مسائل اجتماعی واکنش نشان دهند. در مقابل، نسل جدید نیز ممکن است احساس کند دغدغههایش جدی گرفته نمیشود و هر بار که درباره نگرانیهایش صحبت میکند، با نصیحت، قضاوت یا مقایسه روبهرو میشود.
وقتی نوجوان احساس کند شنیده نمیشود، احتمال دارد به جای گفتوگو با خانواده، مسائل خود را در فضای مجازی یا میان دوستانش دنبال کند. در چنین شرایطی، فاصله عاطفی میان والدین و فرزندان بیشتر میشود؛ حتی اگر اعضای خانواده از نظر فیزیکی در کنار یکدیگر باشند.
خانواده چگونه میتواند صدای نسل زد را بشنود؟
برای برقراری ارتباط مؤثر با نسل جدید، لازم نیست والدین تمام علایق و سبک زندگی فرزندانشان را بپذیرند یا با آنها موافق باشند. مهمتر از موافقت، ایجاد فضایی امن برای گفتوگوست.
-
پیش از قضاوت، گوش دهید: اجازه دهید نوجوان بدون ترس از سرزنش، درباره دغدغهها و تجربههایش صحبت کند.
-
دنیای دیجیتال او را بشناسید: به جای مخالفت کلی با شبکههای اجتماعی، درباره علایق، فعالیتها و تجربههای او در این فضا سؤال کنید.
-
به مشارکت واقعی فرصت دهید: در تصمیمهای خانوادگی متناسب با سن و توانایی نوجوان از نظر او استفاده کنید.
-
به دنبال علایق مشترک باشید: فعالیتهای حضوری، ورزشی، فرهنگی و داوطلبانه میتوانند فرصتی برای تجربه ارتباط انسانی فراهم کنند.
-
احساس اثرگذاری را تقویت کنید: مسئولیتدادن و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی به نوجوان کمک میکند تواناییها و نقش خود را بهتر بشناسد.
به جای قضاوت، نسل جدید را بشنویم
نسل زد را نمیتوان با چند ویژگی ساده تعریف کرد. این نسل در عین استفاده گسترده از فناوری، به ارتباط انسانی نیاز دارد؛ ممکن است در برخی موقعیتهای واقعی کمحرف باشد، اما در فضای دیجیتال صدای خود را پیدا کند و در ظاهر بیتفاوت به نظر برسد، اما در درون به دنبال معنا و جایگاهی برای اثرگذاری باشد.
شاید مهمترین چالش خانوادهها و نهادهای تربیتی این نباشد که نسل جدید را به الگوهای ارتباطی گذشته بازگردانند؛ بلکه این باشد که زبان، دغدغهها و شیوه مشارکت او را بشناسند. نوجوانی که احساس کند شنیده میشود، آمادگی بیشتری برای گفتوگو، اعتماد و مشارکت خواهد داشت.
گاهی برای نزدیکشدن به نسل جدید، پیش از آنکه بخواهیم چیزی به او بگوییم، باید یاد بگیریم صدایش را بشنویم.