به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ نوجوانی که تقریباً همه امکانات را در اختیار دارد، لزوماً احساس رضایت یا توانمندی بیشتری نمیکند. گاهی خانواده از یکسو خواستههای او را بیحدومرز برآورده میکند و از سوی دیگر، برای کوچکترین تصمیمهایش محدودیت میگذارد؛ ترکیبی متناقض که میتواند میل به داشتن را تقویت کند، اما فرصت مسئولیتپذیری و استقلال را از نوجوان بگیرد.
«همهچیزخواهی» نوجوان از کجا میآید؟
وقتی از نوجوان همهچیزخواه حرف میزنیم، منظور فقط نوجوانی نیست که لباس، گوشی، تفریح یا امکانات بیشتری میخواهد. مسئله عمیقتر است: گاهی نوجوان انتظار دارد خواستههایش بیدرنگ برآورده شوند، اما در برابر مسئولیتها و محدودیتها مقاومت میکند. او ممکن است امکانات زیادی داشته باشد، ولی هنوز مهارت کافی برای انتخاب، صبر کردن، مدیریت خواستهها و پذیرفتن پیامد تصمیمهایش را به دست نیاورده باشد.
البته نباید این ویژگی را به همه نوجوانان تعمیم داد یا آن را صرفاً نشانه خودخواهی دانست. نوجوانی دورهای از رشد است که در آن نیاز به استقلال، تجربهکردن و دیدهشدن افزایش پیدا میکند. مسئله زمانی شکل میگیرد که خانواده نتواند میان این نیاز طبیعی و آموزش مسئولیتپذیری تعادل برقرار کند.
دوگانه فرزندسالاری و کنترلگری؛ تناقضی در سبک تربیت
در برخی خانوادهها دو رفتار ظاهراً متضاد کنار یکدیگر قرار میگیرند: از یک طرف والدین تلاش میکنند خواستههای فرزندشان را برآورده کنند، امکانات بیشتری در اختیارش بگذارند و او را از تجربه ناکامی دور نگه دارند؛ از طرف دیگر، در تصمیمهای شخصی، روابط، انتخابها و حتی شیوه فکرکردن او دخالت میکنند.
این همان دوگانهای است که میتوان آن را «فرزندسالاری همراه با کنترلگری» نامید.
در چنین فضایی، نوجوان ممکن است در برخورداری از امکانات و امتیازات، خود را صاحب اختیار بداند، اما در تصمیمگیریهای واقعی فرصت تمرین استقلال نداشته باشد. والدین به جای او انتخاب میکنند، مشکلاتش را حل میکنند و مسیر را برایش هموار میسازند؛ در عین حال، از او انتظار دارند مطابق خواستههای خانواده رفتار کند.
نتیجه این وضعیت میتواند نوجوانی باشد که خواستههای زیادی دارد، اما برای رسیدن به آنها کمتر تمرین کرده است.
وقتی محبت با برآوردهکردن همه خواستهها اشتباه گرفته میشود
بسیاری از والدین از سر محبت، نگرانی یا احساس مسئولیت، تلاش میکنند فرزندشان کمبودی احساس نکند. گاهی نیز تجربه محرومیتهای دوران کودکی باعث میشود پدر و مادر بخواهند هر آنچه خود نداشتهاند برای فرزندشان فراهم کنند.
اما محبت به معنای پاسخ مثبت به تمام خواستهها نیست. نوجوان برای رشد سالم به تجربههایی نیاز دارد که در آنها گاهی منتظر بماند، از بعضی خواستهها صرفنظر کند، برای رسیدن به هدف تلاش کند و پیامد انتخابهایش را بپذیرد.
پژوهشها نیز میان شیوههای مختلف فرزندپروری تمایز قائل شدهاند. در یک مطالعه درباره الگوهای فرزندپروری آسانگیرانه، سه بُعد برای این سبک مطرح شده است: زیادهروی در تأمین امکانات مادی، حمایت و مراقبت بیش از اندازه و پایینبودن انتظار از فرزند برای انجام رفتارهای مسئولانه. این ابعاد نشان میدهد که مسئله فقط خریدن وسایل بیشتر نیست؛ گاهی حذف مسئولیتها و دشواریها نیز بخشی از همین الگوست.
نوجوانی که همهچیز دارد، اما فرصت توانمندشدن ندارد
یکی از نیازهای اساسی انسان، احساس شایستگی و توانمندی است؛ یعنی فرد باور داشته باشد که میتواند از عهده کارها و مسائل زندگی برآید. این احساس با فراهمکردن امکانات بهتنهایی ایجاد نمیشود، بلکه از طریق تجربه، تمرین، تلاش و مواجهه با چالشها شکل میگیرد.
وقتی والدین پیش از آنکه نوجوان با مسئلهای روبهرو شود آن را حل میکنند، ممکن است ناخواسته این پیام را منتقل کنند که او بهتنهایی از پس مشکلات برنمیآید. در نتیجه، نوجوان به جای افزایش اعتماد به تواناییهای خود، به کمک دائمی دیگران وابسته میشود.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۵ در مجله Journal of Youth and Adolescence منتشر شد، وضعیت ۳۵۰ جوان ۱۷ تا ۲۴ ساله را در طول یک سال بررسی کرد. نتایج نشان داد افزایش رفتارهای موسوم به «والدگری هلیکوپتری» ــ یعنی دخالت و نظارت بیش از اندازه والدین در زندگی فرزند ــ با کاهش احساس استقلال و ارتباط نوجوان با دیگران همراه بوده و این کاهش نیز با افت عواطف مثبت و افزایش عواطف منفی ارتباط داشته است.
این یافته یادآوری میکند که حمایت والدین زمانی مفید است که به رشد تواناییهای فرزند کمک کند، نه اینکه جای تواناییهای او را بگیرد.
کنترلگری؛ روی دیگر حمایت افراطی
در سوی دیگر ماجرا، برخی والدین تصور میکنند برای جلوگیری از اشتباه فرزندشان باید تمام رفتارها و انتخابهای او را زیر نظر داشته باشند. آنها ممکن است درباره دوستان، پوشش، برنامه روزانه، فعالیتهای اجتماعی و حتی علایق نوجوان تصمیمگیری کنند.
اما نوجوان در همین سالها به تدریج نیاز دارد هویت مستقل خود را شکل دهد و مسئولیت تصمیمهایش را بپذیرد. اگر هر انتخابی با دخالت مستقیم والدین همراه باشد، ممکن است نوجوان به جای یادگیری تصمیمگیری، تنها به اطاعت یا پنهانکاری عادت کند.
پژوهشی طولی درباره ۷۸۹ دانشآموز آلمانی که طی پنج سال انجام شده، چهار الگوی مرتبط با حمایت از استقلال و کنترل والدین را شناسایی کرده است. نتایج نشان میدهد الگوی حمایتگرانه با رشد بهتر تحصیلی و روانشناختی همراه است، در حالی که الگوی کنترلگرانه با اختلال در رشد استقلال و پیامدهای نامطلوبتر ارتباط دارد.
بنابراین، نه رهاکردن نوجوان و نه کنترل دائمی او، هیچکدام جایگزین تربیت مسئولانه نیستند.
نقش فضای مصرفگرا و مقایسههای اجتماعی
نمیتوان شکلگیری خواستههای نوجوان را فقط به خانواده نسبت داد. نوجوان امروز در معرض حجم گستردهای از تبلیغات، تصاویر سبک زندگی و نمایش امکانات دیگران در شبکههای اجتماعی قرار دارد. در چنین فضایی، داشتن برخی کالاها یا تجربهها ممکن است به نشانهای برای محبوبیت، موفقیت یا پذیرفتهشدن تبدیل شود.
وقتی نوجوان دائماً زندگی دیگران را با زندگی خود مقایسه میکند، ممکن است احساس کند آنچه دارد کافی نیست. این چرخه میتواند میل به خرید و برخورداری بیشتر را تقویت کند؛ بهخصوص اگر خانواده نیز برای آرامکردن او یا نشاندادن محبت، هر خواستهای را به خرید و تأمین امکانات پیوند بزند.
البته خواستههای مادی بهخودیخود نشانه مشکل تربیتی نیستند. مسئله زمانی جدی میشود که ارزشمندی فرد به داشتههایش گره بخورد و نوجوان نتواند میان نیاز واقعی، خواسته لحظهای و فشار ناشی از مقایسه اجتماعی تفاوت بگذارد.
چگونه میان حمایت و استقلال تعادل برقرار کنیم؟
راهحل، سختگیری بیدلیل یا محرومکردن نوجوان از امکانات نیست. خانواده باید به جای حذف خواستهها، شیوه مواجهه درست با آنها را آموزش دهد.
-
برای خواستهها حد و مرز مشخص کنید: نوجوان باید بداند هر خواستهای الزاماً به معنای برآوردهشدن فوری آن نیست.
-
مسئولیت متناسب با سن بدهید: انجام بخشی از کارهای خانه، مدیریت پول توجیبی و برنامهریزی برای درس و تفریح میتواند زمینه تمرین مسئولیتپذیری باشد.
-
اجازه انتخاب بدهید: در موضوعاتی که خطر جدی ندارند، به نوجوان فرصت تصمیمگیری بدهید؛ حتی اگر انتخاب او دقیقاً مطابق سلیقه شما نباشد.
-
پیامدهای طبیعی انتخاب را حذف نکنید: اگر نوجوان در مدیریت زمان یا هزینه اشتباه کرد، به جای حل فوری مسئله، به او کمک کنید از تجربه خود درس بگیرد.
-
میان حمایت و دخالت تفاوت بگذارید: حضور والدین باید برای راهنمایی و پشتیبانی باشد، نه تصمیمگیری دائمی به جای فرزند.
-
ارزش تلاش را برجسته کنید: به جای تمرکز صرف بر نتیجه و امکانات، پشتکار، صبر، خلاقیت و مسئولیتپذیری نوجوان را ببینید و تشویق کنید.
یونیسف نیز در راهنمای مشارکت نوجوانان تأکید میکند که باید فرصت بیان نظر و مشارکت در تصمیمهای مربوط به زندگی را در اختیار آنها گذاشت و در عین حال، میان افزایش نقشآفرینی نوجوان و حفاظت از او در برابر خطرات تعادل برقرار کرد.
نوجوان توانمند، محصول خانواده متعادل
نوجوان همهچیزخواه را نباید صرفاً با برچسبهایی مانند لوس، خودخواه یا پرتوقع توصیف کرد. گاهی پشت خواستههای بیپایان او، الگویی از تربیت قرار دارد که در آن امکانات فراوان بوده، اما فرصت کافی برای تمرین استقلال و مسئولیت فراهم نشده است.
خانوادهای که از یک سو همه خواستههای فرزند را برآورده میکند و از سوی دیگر اجازه تصمیمگیری به او نمیدهد، ممکن است ناخواسته نوجوانی تربیت کند که همواره انتظار دریافت دارد، اما برای ساختن و بهدستآوردن کمتر تمرین کرده است.
هدف تربیت، فراهمکردن همهچیز برای فرزند نیست؛ هدف این است که او توانایی ساختن زندگی خود را به دست آورد. نوجوان بیش از آنکه به والدینی نیاز داشته باشد که همیشه مشکلاتش را حل میکنند، به والدینی نیاز دارد که در کنار او بمانند تا خودش حلکردن مشکلات را یاد بگیرد.