کد مطلب: 27368
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
هفته کودک

امروز، در چهارمین روز از هفته کودک، با عنوان «بازی، زبان کودکی» و با شعار «روز نشاط، خلاقیت، دوستی و ساختن جهان از مسیر بازی»، فرصتی فراهم شده است تا به یکی از نیازهای اساسی دوران کودکی بازگردیم؛ نیازی که زیر سایه آموزش‌های فشرده، دغدغه‌های بزرگسالان و گسترش سرگرمی‌های دیجیتال، بیش از گذشته در معرض فراموشی قرار گرفته است.

در جهانی که هر دقیقه از زندگی کودکان می‌تواند با کلاس آموزشی، تمرین درسی، برنامه‌های مهارتی و خیره‌شدن به صفحه‌نمایش‌ها پر شود، بازی گاهی به فعالیتی کم‌اهمیت و حتی اتلاف وقت تبدیل شده است؛ فرصتی که باید پس از انجام تکالیف و برنامه‌های بزرگ‌ترها به کودک برسد. اما بازی برای کودک فقط سرگرمی نیست؛ راهی برای شناخت جهان، تجربه دوستی، تمرین حل مسئله، کنارآمدن با شکست و آموختن زندگی در کنار دیگران است. روز سوم هفته کودک با شعار «بازی، زبان کودکی» فرصتی است تا از خود بپرسیم: آیا در زندگی امروز کودکان، هنوز جایی برای کودکی‌کردن باقی مانده است؟

بازی؛ تفریحی در حاشیه یا نیازی اساسی؟

برای بسیاری از بزرگسالان، بازی فعالیتی است که پس از درس، کلاس و انجام مسئولیت‌ها معنا پیدا می‌کند؛ چیزی شبیه جایزه‌ای برای کودکی که وظایفش را به‌خوبی انجام داده است. همین نگاه، به‌تدریج بازی را از یک نیاز اساسی به زمانی اضافی تبدیل می‌کند؛ زمانی که نخستین قربانی فشردگی برنامه‌های روزانه است.

درحالی‌که کودک از مسیر بازی، جهان پیرامون خود را کشف می‌کند. وقتی چند تکه چوب را به ساختمانی خیالی تبدیل می‌کند، هنگام تقسیم نقش‌ها با دوستانش مذاکره می‌کند یا پس از خراب‌شدن سازه‌اش دوباره دست به کار می‌شود، در حال تجربه‌کردن موقعیت‌هایی است که با توصیه و نصیحت به‌تنهایی آموخته نمی‌شوند. بازی فرصتی برای تجربه استقلال، تصمیم‌گیری، خلاقیت و مواجهه با پیامد انتخاب‌هاست.

وقتی برنامه‌های بزرگسالان جای خیال کودک را می‌گیرند

یکی از پرسش‌های جدی در تربیت امروز این است که آیا همه لحظات کودکی باید به یادگیری هدفمند اختصاص پیدا کند؟ نگرانی خانواده‌ها درباره آینده فرزندان، رقابت آموزشی و میل به پرورش کودکانی توانمند، گاهی باعث می‌شود حتی زمان آزاد نیز به برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده تبدیل شود.

کودک باید نقاشی بکشد، اما نقاشی‌اش به نتیجه‌ای قابل ارزیابی تبدیل می‌شود؛ باید بازی کند، اما بازی‌اش باید مهارتی مشخص را تقویت کند؛ باید با همسالانش وقت بگذراند، اما این وقت نیز گاهی تنها زمانی پذیرفته می‌شود که دستاورد آموزشی معینی داشته باشد.

در چنین شرایطی، خطر آن است که بزرگسالان حتی در زمان بازی نیز به‌جای کودک تصمیم بگیرند. درحالی‌که بخشی از ارزش بازی، در فرصت انتخاب آزادانه، آزمودن ایده‌ها و ساختن دنیایی نهفته است که لزوماً از نظر بزرگسالان منطقی یا کاربردی نیست.

بازی؛ نخستین مدرسه دوستی و کنارآمدن با تفاوت‌ها

بازی‌های گروهی تنها فرصتی برای خندیدن و تحرک نیستند. کودک در جمع همسالان می‌آموزد که همیشه برنده نیست، نمی‌تواند در همه موقعیت‌ها تصمیم‌گیرنده باشد و برای ادامه یک بازی، باید قواعد مشترک را بپذیرد. او گاهی اختلاف پیدا می‌کند، از رفتار دوستش ناراحت می‌شود، مذاکره می‌کند و دوباره به جمع بازمی‌گردد.

این تجربه‌ها بخشی از یادگیری اجتماعی کودک‌اند؛ یادگیری‌هایی که با حضور در جمع، فرصت تعامل و تجربه واقعی شکل می‌گیرند. اگر ارتباط کودکان به تعامل‌های محدود و برنامه‌ریزی‌شده تقلیل پیدا کند، فرصت تمرین بسیاری از این مهارت‌ها نیز کمتر می‌شود.

البته هر بازی گروهی به‌خودی‌خود سازنده نیست؛ کیفیت محیط، رفتار بزرگسالان و امکان مشارکت امن و برابر نیز اهمیت دارد. هدف، صرفاً کنار هم قراردادن کودکان نیست، بلکه فراهم‌کردن فضایی است که در آن بتوانند بدون تحقیر، ترس و حذف‌شدن، تعامل را تجربه کنند.

صفحه‌نمایش‌ها؛ رقیب بازی یا فرصتی برای بازنگری؟

بحث درباره بازی کودکان بدون توجه به تغییر سبک زندگی و گسترش ابزارهای دیجیتال کامل نمی‌شود. تلفن همراه، بازی‌های رایانه‌ای و محتوای تصویری بخش مهمی از جهان امروز کودکان را تشکیل می‌دهند؛ اما مسئله فقط حضور فناوری نیست، بلکه سهمی است که از زمان، توجه و فرصت ارتباط مستقیم کودک می‌گیرد.

هر زمان که استفاده از صفحه‌نمایش جای تحرک، بازی آزاد، ارتباط با همسالان و تجربه محیط واقعی را بگیرد، باید درباره تعادل برنامه روزانه کودک بازنگری کرد. در مقابل، نمی‌توان همه بازی‌های دیجیتال را یکسان دانست یا فناوری را به‌طور مطلق زیان‌بار تلقی کرد. محتوای مناسب سن، مدت استفاده، کیفیت تعامل و همراهی والدین در تعیین اثر این ابزارها نقش دارند.

پرسش مهم این است که آیا کودک در کنار جهان دیجیتال، فرصت کافی برای دویدن، ساختن، لمس‌کردن، خیال‌پردازی و ارتباط چهره‌به‌چهره نیز دارد؟

شهرها و محله‌هایی که برای بازی جا ندارند

مسئولیت فراهم‌کردن فرصت بازی فقط بر دوش خانواده‌ها نیست. وضعیت فضاهای عمومی، ایمنی معابر، دسترسی به پارک‌ها، امکانات محله‌ها و امکان بازی در محیط‌های آموزشی نیز در تجربه کودکی اثرگذار است.

وقتی فضای امنی برای بازی وجود ندارد، رفت‌وآمد در محله دشوار است یا خانواده‌ها به دلیل نگرانی‌های ایمنی اجازه حضور مستقل کودک در محیط بیرون را نمی‌دهند، بازی آزاد محدودتر می‌شود. در این میان، کودکانی که به امکانات تفریحی، فضاهای سبز و محیط‌های مناسب دسترسی کمتری دارند، ممکن است فرصت‌های نابرابرتری را تجربه کنند.

ازاین‌رو، توجه به بازی باید در برنامه‌ریزی شهری، طراحی مدارس، ایجاد فضاهای عمومی امن و سیاست‌های حمایت از خانواده نیز دیده شود. شهر دوستدار کودک، تنها شهری با چند پارک و وسیله بازی نیست؛ محیطی است که حضور، تحرک، تعامل و تجربه مستقل کودکان در آن امکان‌پذیر باشد.

بازگرداندن بازی به زندگی کودکان

روز سوم هفته کودک با عنوان «بازی، زبان کودکی» یادآور این واقعیت است که نشاط، خلاقیت، دوستی و ساختن جهان از مسیر بازی شکل می‌گیرند. بازگرداندن بازی به زندگی کودکان، لزوماً به امکانات گران‌قیمت یا برنامه‌های پیچیده نیاز ندارد؛ گاهی چند وسیله ساده، فرصتی برای بازی با همسالان، همراهی بدون دخالت دائمی بزرگسالان و اختصاص زمانی آزاد در برنامه روزانه کافی است.

خانواده‌ها می‌توانند به‌جای تبدیل هر بازی به فرصتی برای آموزش مستقیم، اجازه دهند کودک گاهی مسیر بازی را خودش انتخاب کند. مدارس نیز می‌توانند برای فعالیت‌های آزاد، بازی‌های گروهی و تحرک بدنی جایگاه مناسبی در نظر بگیرند. مدیریت شهری و نهادهای مسئول نیز باید دسترسی عادلانه کودکان به فضاهای امن و مناسب بازی را جدی بگیرند.

کودکی قرار نیست پیش‌درآمدی بی‌وقفه برای بزرگسالی باشد. کودک امروز، پیش از آنکه دانش‌آموز آینده، نیروی کار فردا یا بزرگسال مسئول جامعه باشد، انسانی است که به شادی، ارتباط، تجربه و فرصت رشد نیاز دارد. شاید مهم‌ترین پیام روز «بازی، زبان کودکی» همین باشد: برای ساختن آینده‌ای بهتر، نباید فرصت زندگی‌کردن در کودکی را از کودکان گرفت.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین‌ها