به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ زندگی امروز پر از کارها و مسئولیتهای کوچک و بزرگی است که هر کدام بخشی از زمان و توجه ما را به خود اختصاص میدهند؛ از کار و رفتوآمد گرفته تا رسیدگی به امور خانه، خانواده، پیامهای کاری و فعالیتهای روزمره. در میان این شلوغی، گاهی حتی زمانی که چند ساعت از روز را برای خودمان داریم، باز هم احساس میکنیم فرصت کافی برای انجام کارهای مهم نداریم.
این احساس تنها به تعداد کارهای روزانه مربوط نمیشود. شیوه استفاده از زمان، پراکندگی توجه، استفاده مداوم از تلفن همراه، تلاش برای انجام چند کار بهطور همزمان و حتی ناتوانی در جدا کردن زمان کار از استراحت میتواند باعث شود روزها شلوغتر از آن چیزی به نظر برسند که واقعاً هستند.
به همین دلیل، برای رهایی از احساس دائمی «وقت ندارم»، شاید لازم نباشد همیشه به دنبال زمان بیشتری باشیم؛ گاهی لازم است ببینیم زمان موجود را چگونه مصرف میکنیم و چه چیزهایی بخش مهمی از توجه و انرژی ما را به خود اختصاص دادهاند.
مشکل فقط زیاد بودن کارها نیست
در نگاه اول، سادهترین توضیح برای احساس کمبود وقت این است که کارهای زندگی زیاد شدهاند. شغل، رفتوآمد، مسئولیتهای خانوادگی، خرید، رسیدگی به فرزندان، امور شخصی و فعالیتهای اجتماعی هر کدام بخشی از روز را به خود اختصاص میدهند.
اما مسئله فقط تعداد کارها نیست. گاهی حتی در روزهایی که حجم کار چندان زیاد نیست، فرد همچنان احساس میکند زمان کافی در اختیار ندارد. به همین دلیل، پژوهشهای حوزه روانشناسی میان «زمان واقعی در دسترس» و «احساس کمبود زمان» تفاوت قائل میشوند.
در واقع ممکن است فرد چند ساعت زمان آزاد داشته باشد، اما به دلیل درگیری ذهنی، پیامهای متعدد، کارهای نیمهتمام و تصمیمهای کوچک و بزرگ، نتواند این زمان را واقعاً تجربه کند.
وقتی ذهن همزمان در چند جاست
یکی از ویژگیهای زندگی امروز، تلاش برای انجام چند کار به صورت همزمان است؛ پاسخ دادن به پیام هنگام کار، بررسی شبکههای اجتماعی در زمان استراحت، صحبت کردن با اعضای خانواده در حالی که تلفن همراه در دست است یا انجام کار اداری همراه با پاسخگویی به تماسها.
اما چندوظیفگی الزاماً به معنای استفاده بهتر از زمان نیست. مرور پژوهشها درباره چندوظیفگی در شبکههای اجتماعی نیز نشان داده است که در بخشی از مطالعات، میان این رفتار و برخی شاخصهای بهزیستی رابطه منفی دیده شده است.
وقتی توجه مرتب میان چند فعالیت جابهجا میشود، ممکن است فرد از نظر زمانی مشغول باشد، اما از نظر ذهنی احساس کند هیچ کاری را با تمرکز و آرامش به پایان نرسانده است.
به این ترتیب، بخشی از احساس «وقت کم دارم» میتواند حاصل پراکندگی توجه باشد، نه صرفاً زیاد بودن کارها.
تلفن همراه؛ یک کار کوچک که تمام نمیشود
بسیاری از فعالیتهای دیجیتال در ظاهر تنها چند دقیقه زمان میگیرند. بررسی یک پیام، پاسخ دادن به یک اعلان یا نگاه کوتاه به شبکه اجتماعی ممکن است ناچیز به نظر برسد؛ اما تکرار همین وقفهها در طول روز، فرصت تمرکز پیوسته را کاهش میدهد.
گزارشهای علمی درباره توجه نیز بر نقش دستگاههای دیجیتال و حواسپرتیهای مداوم در دشوارتر شدن تمرکز تأکید کردهاند.
مشکل فقط زمانی نیست که صرف تلفن همراه میشود؛ بلکه بازگشت ذهن به کاری که پیش از وقفه در حال انجام آن بوده نیز اهمیت دارد. به همین دلیل، ممکن است فرد ساعت زیادی پشت میز کار باشد، اما بخش قابل توجهی از این زمان صرف جابهجایی میان فعالیتهای مختلف شود.
چرا همیشه احساس میکنیم باید مشغول باشیم؟
فرهنگ زندگی پرمشغله گاهی این تصور را ایجاد میکند که هرچه فرد بیشتر درگیر کار باشد، زندگی موفقتری دارد. در نتیجه، حتی استراحت نیز ممکن است با احساس عذاب وجدان همراه شود.
پژوهشهای روانشناختی درباره «مشغول بودن» نشان دادهاند که افراد نه فقط برای رسیدن به اهداف، بلکه گاهی برای پرهیز از احساس بیفایدگی یا بیهدف بودن نیز به فعالیتهای متعدد روی میآورند.
در چنین شرایطی، ممکن است فرد حتی زمانی که کار ضروری ندارد، برای خود فعالیت جدیدی پیدا کند. نتیجه آن است که «وقت آزاد» کمکم از برنامه زندگی حذف میشود و فرد دائماً در وضعیت انجام دادن قرار میگیرد.
خانواده؛ اولین جایی که از شلوغی زندگی آسیب میبیند
زندگی شلوغ فقط خستگی فردی ایجاد نمیکند؛ روابط خانوادگی نیز ممکن است تحت تأثیر آن قرار بگیرند.
گاهی اعضای خانواده ساعتها در کنار یکدیگر هستند، اما هرکدام درگیر تلفن همراه، کار یا مسائل شخصی خود هستند. گاهی نیز گفتوگوهای خانوادگی به چند جمله کوتاه درباره برنامه روزانه، خرید، مدرسه یا کارهای خانه محدود میشود.
این وضعیت لزوماً به معنای بیتوجهی اعضای خانواده به یکدیگر نیست. ممکن است همه یکدیگر را دوست داشته باشند، اما انرژی و توجه کافی برای ارتباط با هم باقی نمانده باشد.
از سوی دیگر، فشار زمانی میتواند فرصت فعالیتهای ترمیمکننده مانند خواب کافی، تفریح، ورزش، معاشرت و ارتباط خانوادگی را کاهش دهد؛ فعالیتهایی که خود برای حفظ سلامت روان و کیفیت زندگی اهمیت دارند.
همیشه پرکار بودن، الزاماً به معنای بهرهوری نیست
یکی از اشتباههای رایج این است که میزان خستگی را با میزان بهرهوری برابر بدانیم.
ممکن است فرد در پایان روز بسیار خسته باشد، اما بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف کارهای کماهمیت، وقفههای مکرر، تصمیمهای کوچک یا فعالیتهای پراکنده کرده باشد.
در مقابل، ممکن است فرد در چند ساعت، تعداد محدودی کار را با تمرکز انجام دهد و احساس رضایت بیشتری داشته باشد.
بنابراین سؤال مهم فقط این نیست که «امروز چند ساعت کار کردم؟» بلکه باید پرسید: «این ساعتها صرف چه چیزی شد؟»
برای داشتن وقت بیشتر، همیشه به زمان بیشتر نیاز نداریم
راهحل احساس کمبود زمان الزاماً اضافه کردن ساعت به شبانهروز نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد باید بخشی از فعالیتها را حذف، ساده یا جابهجا کرد.
اولین قدم میتواند مشخص کردن کارهای واقعاً ضروری باشد. همه کارهایی که در فهرست روزانه قرار میگیرند، اهمیت یکسانی ندارند.
قدم بعدی، اختصاص دادن زمان مشخص به فعالیتهایی است که نیازمند تمرکز هستند. خاموش کردن اعلانهای غیرضروری، قرار دادن تلفن همراه خارج از دسترس هنگام انجام کارهای مهم و پرهیز از جابهجایی مداوم میان فعالیتها میتواند به کاهش پراکندگی توجه کمک کند.
همچنین لازم است استراحت از «زمان تلفشده» جدا شود. استراحت بخشی از زندگی است، نه وقفهای که فقط در صورت تمام شدن همه کارها مجاز باشد.
خانواده را در فهرست کارهای عقبافتاده قرار ندهیم
یکی از پیامدهای زندگی شلوغ این است که گاهی مهمترین روابط زندگی به زمانی موکول میشوند که «اگر وقت شد» در اختیارشان قرار گیرد.
در حالی که ارتباط خانوادگی، گفتوگوی بدون تلفن همراه، یک وعده غذایی مشترک، پیادهروی کوتاه یا حتی چند دقیقه گفتوگوی واقعی میتواند بخشی از برنامه روزانه باشد.
قرار نیست برای خانواده همیشه چند ساعت خالی و بدون دغدغه وجود داشته باشد. گاهی کیفیت حضور از طول مدت آن مهمتر است.
شاید لازم باشد تعریفمان از «وقت کافی» را تغییر دهیم
در نهایت، مسئله زندگی شلوغ فقط مدیریت ساعتها نیست؛ مدیریت توجه، انرژی و اولویتها نیز اهمیت دارد.
پژوهشها نشان میدهند که کمبود زمان با کاهش بهزیستی ارتباط دارد، اما داشتن زمان بیشتر نیز به تنهایی تضمینکننده رضایت بیشتر نیست؛ نحوه استفاده از زمان و احساس معنا و بهرهوری نیز اهمیت دارد.
بنابراین شاید به جای اینکه هر روز با خودمان تکرار کنیم «وقت ندارم»، بهتر باشد بپرسیم: «چه چیزی دارد وقت و توجه مرا میگیرد؟»
گاهی برای آرامتر شدن زندگی لازم نیست کارهای بیشتری انجام دهیم؛ کافی است بخشی از کارهای غیرضروری را کنار بگذاریم، برای توجه خود مرز تعیین کنیم و اجازه دهیم در میان شلوغی روز، زمانی نیز برای خانواده، استراحت و خودمان باقی بماند.
زندگی قرار نیست فقط فهرستی از کارهای انجامشده باشد؛ بخشی از کیفیت آن به لحظههایی بستگی دارد که واقعاً در آنها حضور داریم.