خلاقیت

برای خلاق بودن نیازی به داشتن هوش و ذکاوت بالا نیست. یک فرد خلاق الزاماً فردی باهوش نیست، بلکه تنها با استفاده از تجربه، آزمایش و کنجکاوی درباره پدیده‌های محیطی‌اش قوه خلاقیت خود را متجلی می‌سازد. رابرت استین می‌گوید: بعد از ۲۰ سال تحقیق دریافته‌ام که همه انسان‌ها از قوه خلاقیت برخوردارند و استثنایی وجود ندارد. خلاقیت ذاتی نیست؛ فقط ممکن است عده‌ای از آن بیشتر برخوردار باشند و بقیه در صورت پرورش مطلوب از آن بهره‌مند شوند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ بیشتر بزرگسالان هیچ‌گاه فکر نمی‌کنند که چگونه می‌توانند خلاق و مبتکر شوند، زیرا نه یک رشته هنری خاص را دنبال می‌کنند و نه سعی دارند میان دانسته‌ها و پدیده‌های محیطی‌شان ارتباطی جدید برقرار کنند. در صورتی که خلاقیت، ابتکار و نوآوری مرحله‌ای از رشد عقلی است که می‌تواند منجر به ساخت و ایجاد موقعیتی برای راحت‌تر زیستن شود. همه ما از حاصل فکر افراد خلاقی که در گذشته از قدرت تخیل، تفکر و برقراری روابط میان آن‌ها استفاده کرده‌اند، بهره می‌بریم.

برای خلاق بودن نیازی به داشتن هوش و ذکاوت بالا نیست. یک فرد خلاق الزاماً فردی باهوش نیست، بلکه تنها با استفاده از تجربه، آزمایش و البته کنجکاوی و بررسی درباره پدیده‌های محیطی‌اش قوه خلاقیت خود را متجلی می‌سازد.

خلاق بودن به معنای ایجاد تغییراتی در محیط برای کشف ناشناخته‌ها و روابط جدید است. کودکان ذاتاً خلاق‌اند، به شرط آن‌که بتوانیم شرایط و موقعیتی برایشان فراهم آوریم که سرشار از ایده‌ها و ابتکارات جالب باشد. کودکان تخیلات و افکار خود را با روش‌های گوناگون بیان می‌کنند: نقاشی می‌کشند، داستان می‌نویسند، نقش بازی می‌کنند، موسیقی می‌سازند یا کاردستی درست می‌کنند.

اسباب‌بازی‌ها و وسایلی که ساخته فکر بزرگسالانند، هیچ‌گاه نمی‌توانند خلاقیت کودک را برانگیزند. تجاربی که کودکان در سال‌های اولیه رشد از محیط کسب می‌کنند، اندوخته‌ای برای تفکر خلاقانه آنان است.

خلاقیت چیست؟

دانشمندان تعاریف متعددی از خلاقیت ارائه داده‌اند. پاپالیا آن را دیدن چیزها با نظری نو و غیرمعمولی می‌داند. موریس دبس خلاقیت را فرآیندی فکری مربوط به تفکر واگرا می‌داند. گیلفورد آن را مجموعه‌ای از توانایی‌ها و خصیصه‌ها می‌شمارد که موجب تفکر خلاق می‌شود. استین خلاقیت را فرآیندی تعریف می‌کند که نتیجه آن کار تازه‌ای است که به‌عنوان چیزی مفید و رضایت‌بخش مقبول واقع می‌شود.

بسیاری تصور می‌کنند خلاقیت فقط در اختیار عده خاصی است، در حالی که خلاقیت یک ظرفیت ذهنی است که همگی افراد درجه‌ای از آن را دارند و با تربیت صحیح می‌توانند آن را شکوفا کنند. رابرت استین می‌گوید: بعد از ۲۰ سال تحقیق دریافته‌ام که همه انسان‌ها از قوه خلاقیت برخوردارند و استثنایی وجود ندارد. خلاقیت ذاتی نیست؛ فقط ممکن است عده‌ای از آن بیشتر برخوردار باشند.

عوامل مؤثر بر خلاقیت

علاقه: کارهای خلاقانه همیشه با علاقه زیادی همراه بوده‌اند.

اطلاعات: خلاقیت فعالیتی فکری و مبتنی بر اطلاعات است. اگر تفکر را عامل اصلی خلاقیت بدانیم، اطلاعات ماده اولیه آن است.

انگیزه: وقتی انگیزش درونی حفظ شود، خلاقیت نیز حفظ خواهد شد.

سرعت واکنش: غنی بودن آموزش و پرورش و توسعه اطلاعات، بر کیفیت خلاقیت می‌افزاید.

حل مسئله و تصمیم‌گیری: تلفیق قدرت تصمیم‌گیری و مهارت حل مسئله به حصول تفکر خلاق کمک می‌کند.

اعتماد به نفس: اگر شخصی از اعتماد به نفس کافی برای ارائه افکارش برخوردار باشد و از تمسخر دیگران نهراسد، خلاقیت او افزایش می‌یابد.

محیط مناسب: تجربیات عینی و تعامل با محیط یادگیری در شکوفایی خلاقیت نقش اساسی دارد. استعدادهای خلاق در محیط‌های مطلوب شکوفا می‌شوند. تحقیقات نشان داده‌اند عوامل اجتماعی و محیطی نقش اصلی را در کار خلاق ایفا می‌کنند و همه انسان‌ها در کودکی از استعداد خلاق برخوردار هستند، لیکن نبود محیط مناسب مانع بروز آن می‌شود.

ویژگی‌های افراد خلاق

  • مسائل و وضعیت‌هایی را می‌بینند که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته است.

  • اندیشه و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط داده و به خلق آثار جدید می‌پردازند.

  • به آنچه گذشتگان انجام داده‌اند اکتفا نمی‌کنند و نسبت به پیش‌فرض‌های قبلی تردید می‌کنند.

  • در فکر و عمل از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردارند.

  • در مقایسه با افراد عادی خوش‌بین‌تر و دارای انرژی روانی و جسمی استثنایی‌اند.

  • تمایل بسیاری به خطر کردن دارند.

  • آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی، استقلال اندیشه، پشتکار، شهامت و ابتکار از ویژگی‌های آسان‌ساز خلاقیت‌اند.

موانع بروز خلاقیت

نظام‌های آموزشی ناکارآمد بزرگ‌ترین مانع بروز خلاقیت‌اند. نظام آموزشی که علاقه‌مند به تربیت جامعه‌ای خلاق است از سه کار پرهیز می‌کند: محدود کردن شاگردان به کتاب درسی، استفاده از روش‌های سنتی متکی به تکرار و تقلید، و جلوگیری از شک و برخورد عقاید.

موانع خلاقیت در محیط مدرسه عبارتند از:

  • تأکید زیاد بر نمره به‌عنوان ملاک خوب بودن

  • روش تدریس سنتی و معلم‌محوری

  • نبود شناخت معلم نسبت به خلاقیت

  • نبود امکانات لازم برای فعالیت‌های خلاق

  • اهداف و محتوای کتاب‌های درسی که به پرورش خلاقیت توجهی ندارند

  • بی‌توجهی به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان

  • نپذیرفتن ایده‌های جدید

  • ارائه تکالیف درسی زیاد

  • استهزاء و تمسخر به‌خاطر ایده اشتباه

  • استفاده از سیستم پاداش و تنبیه

  • نظارت و مراقبت شدید

آموزش و پرورش و خلاقیت

مدرسه نقش مهم و اساسی در تحقق خلاقیت دانش‌آموزان دارد. آموزش و پرورش باید زمینه‌های پرورش خلاقیت را فراهم آورد. برخی روش‌ها:

  • به دانش‌آموزان فهمانده شود اطلاعات موقتی و غیرکامل‌اند.

  • دانش‌آموزان باور کنند که می‌توانند در به وجود آوردن اطلاعات سهیم باشند.

  • دانش‌آموزان اجازه سؤال و انتقاد داشته باشند و به اظهار عقاید خویش تشویق شوند.

  • در آموزش خلاقانه، فراگیرنده نقش فعال ایفا می‌کند.

  • دانش‌آموزان به مجموعه‌ای غنی از اطلاعات دسترسی داشته باشند.

  • خلاقیت از طریق آزمایش، تجربه و کندوکاو توسعه می‌یابد.

  • برنامه‌ها در جهت رشد تفکر واگرا باشند.

  • شناخت علایق و انگیزه‌های فراگیرندگان ضروری است.

  • مطالب باید کاربردهای علمی و ملموس داشته باشند.

  • امید به آینده در دوره‌های آموزش خلاقیت تأکید شود.

  • خود معلمان در پرورش خلاقیت بسیار مؤثرند؛ بهترین روش انتقال، نمونه بودن خود مربی است.

  • از روش‌های تدریس گوناگون استفاده شود.

ویژگی‌های دانش‌آموز خلاق

شاگردان خلاق لزوماً در آزمون‌های هوشی نمره فوق‌العاده‌ای کسب نمی‌کنند، اما در آزمون‌های تفکر واگرا نمره بالایی می‌آورند. معدل بهره هوشی دانش‌آموز خلاق بین ۹۷ تا ۱۲۶ است و بین شاگردان باهوش و خلاق تفاوت معنی‌داری در پیشرفت تحصیلی وجود ندارد.

ویژگی‌های دانش‌آموزان خلاق:

  • از نظر هوش بالاتر از سطح متوسط‌اند.

  • از نظر هوش کلامی و فضایی برجسته‌اند.

  • ظرفیت حافظه فوق‌العاده دارند.

  • آماده تجربه امور مختلف‌اند.

  • از نظر فکری مستقل‌اند.

  • از نظر اجتماعی رفتاری مطلوب دارند.

  • صریح و راحت‌اند.

  • فعال و کنجکاوند.

  • از تفکر واگرا برخوردارند.

  • به مسائل مذهبی و فلسفی علاقه نشان می‌دهند.

  • مقاوم، با جرأت، انتقادپذیر و خستگی‌ناپذیرند.

  • خودجوش، صادق و ساده‌اند.

روش‌های ایجاد تفکر خلاق

معلم می‌تواند با به‌کارگیری شیوه‌های مناسب زمینه رشد خلاقیت را فراهم نماید:

استفاده از مغایرت‌ها: ارائه مطالبی خلاف باورهای مرسوم علمی.

استفاده از تمثیل: کمک به دانش‌آموزان برای دستیابی به اطلاعات تازه با استفاده از دانسته‌های قبلی.

توجه به کمبودها و خلأ دانش: بررسی آنچه برای انسان مجهول مانده است.

تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات: ایجاد فرصت برای پاسخ به سؤال‌هایی مانند چطور، اگر، از چه راه‌هایی.

استفاده از سؤال‌های محرک: توجه به پرسش‌هایی که نیاز به درک عمیق، تفسیر و تجزیه و تحلیل دارند.

ایجاد فرصت برای جستجوی رازهای هر چیز.

تشویق به مطالعه درباره افراد خلاق.

تقویت تعامل با اطلاعات قبلی.

تقویت مهارت‌های مطالعه خلاق: بیان عقایدی که در نتیجه خواندن به دست آمده است.

ایجاد ابهام و تقویت آن: مواجهه دانش‌آموزان با موقعیت‌های حل مسئله.

استفاده از روش‌های اکتشافی: دانش‌آموز خود به جستجوی راه‌حل می‌رود و معلم نقش راهنما را ایفا می‌کند.

پال تورنس معتقد است خصوصیات معلم می‌تواند به افزایش ابتکار و نوآوری در شاگردان بیانجامد به شرط آنکه معلم به تفکر خلاق ارزش بدهد، کودکان را نسبت به محرک‌های طبیعی حساس نماید، به نظریات کودکان احترام بگذارد، پذیرش عقاید جدید را تسهیل نماید و از الگوهای قالبی اجتناب ورزد.

آموزش و پرورش قرن نوزدهم مبتنی بر تعلیم مستقیم، تقلید و انتقال متمرکز بود؛ معلم دانش را منتقل می‌کرد و دانش‌آموز ملزم به پس دادن آن بود. به قول «امرسن» این تقلید و الگودهی نوعی خودکشی خلاقیت است. آموزشگاه‌های فعلی هنوز هم بار تعلیم و تربیت قرن نوزدهم را بر دوش می‌کشند، تخیل را تضعیف می‌کنند و به کشتن خلاقیت کمک می‌نمایند.

سازماندهی محیط و فضای آموزشی در تحقق نیازهای کودکان بسیار حساس است. خلاقیت لازمه‌اش تفکر فعال، استقلال و شرکت در فعالیت‌های خودمدار است. یک محیط آموزشی سازمان‌نیافته و محدود به کشتن انگیزه و تخریب اندیشه کودکان می‌انجامد.

پذیرش عقاید کودکان نشانه احترام به خود آن‌هاست. آموزشگاه سکوت، آموزشگاه تقلید و تکرار و آموزشگاه ایجاد ترس، موانع کلی در راه خلاقیت کودکانند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین‌ها