به گزارش پیام خانواده؛ تحصیل رایگان در مدارس دولتی، صرفاً یک امتیاز آموزشی نیست؛ حقی قانونی است که در اصل ۳۰ قانون اساسی تصریح شده و مطابق آن «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد».
حق بر آموزش قرار است فارغ از توان مالی خانوادهها، امکان دسترسی کودکان و نوجوانان به آموزش را تضمین کند. با این حال، هر سال همزمان با آغاز فصل ثبتنام، موضوع دریافت وجه از خانوادهها، شهریههای مدارس غیردولتی و هزینههای مختلف تحت عنوان فعالیتهای فوقبرنامه دوباره به یکی از دغدغههای والدین تبدیل میشود؛ هزینههایی که اگر از چارچوب قانونی خارج شوند، میتوانند مرز میان «آموزش رایگان» و «تحصیل پرهزینه» را کمرنگ کنند.
علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش با تأکید بر اینکه مدارس دولتی هنگام ثبتنام حق دریافت هیچگونه شهریه یا وجهی از خانوادهها ندارند، تصریح کرده است که مدارس غیردولتی نیز تنها مجاز به دریافت شهریه مصوب هستند. به گفته وی، فعالیتهای فوقبرنامه نیز نباید به خانوادهها تحمیل شود و استفاده از این خدمات باید کاملاً اختیاری باشد.
این تأکید در شرایطی صورت میگیرد که ثبتنام دانشآموزان هر سال برای بخشی از خانوادهها با مجموعهای از هزینههای مستقیم و غیرمستقیم همراه میشود؛ از هزینه لوازمالتحریر و لباس گرفته تا سرویس، تغذیه، کلاسهای آموزشی و برنامههای فوقبرنامه. افزایش هزینههای زندگی نیز باعث شده است هر مبلغ اضافی، حتی اگر در ظاهر رقم بزرگی نباشد، برای بسیاری از خانوادهها به دغدغهای جدی تبدیل شود.
مدرسه دولتی؛ آموزش رایگان یا هزینههای داوطلبانه؟
اصل ماجرا در مدارس دولتی روشن است؛ تحصیل در این مدارس مشمول دریافت شهریه هنگام ثبتنام نیست و مدیر مدرسه نمیتواند ثبتنام دانشآموز را به پرداخت وجهی مشروط کند. با این حال، یکی از مسائل تکرارشونده در آستانه سال تحصیلی، تفاوت میان «شهریه» و «کمکهای مردمی» است؛ موضوعی که گاه موجب ابهام برای خانوادهها و حتی بروز اختلاف میان والدین و مدرسه میشود.
در چنین شرایطی، حتی اگر مدرسه برای اداره بهتر مجموعه خود با کمبود منابع مواجه باشد، جبران این کمبود نمیتواند به مطالبه اجباری وجه از خانوادهها تبدیل شود. از سوی دیگر، اگر خانوادهای بخواهد به صورت داوطلبانه از مدرسه حمایت کند، این اقدام نباید به پیششرط ثبتنام یا ادامه تحصیل دانشآموز تبدیل شود.
مسئله مهمتر آن است که خانوادهها بتوانند میان مطالبه قانونی و درخواست غیرقانونی تفاوت بگذارند. هر جا پرداخت وجه شرط ثبتنام، دریافت کارنامه یا بهرهمندی از خدمات آموزشی مدرسه شود، موضوع از «کمک داوطلبانه» فاصله میگیرد و نیازمند نظارت جدیتر است.
مدارس غیردولتی؛ شهریه مصوب، نه هزینههای نامحدود
در مدارس غیردولتی، وضعیت متفاوت است. این مدارس بر اساس قانون میتوانند شهریه دریافت کنند و خانوادهها نیز پیش از ثبتنام باید از میزان شهریه مصوب و خدماتی که در قبال آن ارائه میشود، اطلاع داشته باشند اما همین تفاوت نباید به معنای باز گذاشتن دست مدارس برای دریافت هر نوع هزینهای باشد.
وزیر آموزش و پرورش تأکید کرده است که مدارس غیردولتی تنها مجاز به دریافت شهریه آموزشی مصوب هستند و حتی با توجه به شرایط اقتصادی مردم، در صورت امکان باید شهریه را به شکل اقساطی دریافت کنند. پیشنهاد پرداخت در پنج یا ۱۰ قسط و در نظر گرفتن تخفیف برای خانوادهها، از همین منظر قابل توجه است؛ زیرا توان پرداخت خانوادهها یکسان نیست و فشار یکباره هزینه تحصیل میتواند برخی خانوادهها را با مشکل مواجه کند.
در واقع، یکی از چالشهای مهم مدارس غیردولتی، ایجاد تعادل میان هزینه واقعی اداره مدرسه و قدرت اقتصادی خانوادههاست. مدرسه برای تأمین حقوق نیروی انسانی، اجاره یا نگهداری ساختمان، تجهیزات و برنامههای آموزشی هزینه دارد، اما خانواده نیز باید بداند بابت چه خدمتی چه مبلغی پرداخت میکند. شفافیت در این رابطه میتواند از شکلگیری بسیاری از اختلافات جلوگیری کند.
فوقبرنامه؛ انتخاب خانواده یا شرط تحصیل
یکی از نقاط حساس در این میان، فعالیتهای فوقبرنامه است. کلاسهای تقویتی، زبان، برنامههای فرهنگی، اردوها، آموزشهای مهارتی و سایر خدمات جانبی میتوانند به کیفیت آموزشی و تربیتی دانشآموزان کمک کنند اما زمانی که این خدمات از حالت انتخابی خارج شوند، بار مالی مضاعفی بر خانواده تحمیل میکنند.
تأکید وزارت آموزش و پرورش بر اختیاری بودن این فعالیتها از همین منظر اهمیت دارد. خانوادهای که توان یا تمایل استفاده از یک خدمت جانبی را ندارد، نباید به دلیل انصراف از آن با محدودیت در ثبتنام یا دریافت خدمات اصلی مدرسه مواجه شود.
مسئله فقط «شهریه» نیست
بررسی تجربه خانوادهها نشان میدهد که مسئله هزینههای مدرسه صرفاً به رقم درجشده در شهریه محدود نمیشود. گاهی مجموعهای از هزینههای کوچک و پراکنده در طول سال، بار مالی قابل توجهی ایجاد میکند. از کلاسهای آموزشی و برنامههای مناسبتی گرفته تا اردو، لباس، سرویس و سایر خدمات، هر کدام ممکن است سهمی در افزایش هزینه تحصیل داشته باشند.
نظارت مؤثر بر ثبتنام نباید صرفاً در روزهای آغاز سال تحصیلی انجام شود. شفافیت باید در تمام طول سال ادامه داشته باشد و خانواده بداند کدام خدمت اجباری، کدام خدمت اختیاری و کدام هزینه اساساً خارج از چارچوب قانونی است.
در کنار آن، مدارس نیز نیازمند منابع پایدار هستند. اگر مدرسه دولتی با کمبود بودجه مواجه باشد، نباید راهحل آن به مطالبه مستقیم از خانوادهها محدود شود. تقویت بودجه مدارس، شفافسازی منابع مالی، استفاده صحیح از ظرفیتهای قانونی مشارکت مردمی و توزیع عادلانه منابع میتواند بخشی از این مسئله را حل کند.
ثبتنام دانشآموزان فقط یک فرآیند اداری نیست؛ نخستین مواجهه خانواده با مدرسه در آستانه سال تحصیلی است و نحوه مدیریت این مرحله میتواند بر اعتماد والدین به نظام آموزشی اثر بگذارد. رعایت قانون، شفافیت مالی و اختیار خانوادهها در انتخاب خدمات جانبی، سه ضلع اصلی این اعتماد هستند.
در شرایطی که خانوادهها با افزایش هزینههای زندگی مواجهاند، مدرسه نباید به محلی برای تحمیل هزینههای پیشبینینشده تبدیل شود. در مقابل، سیاستگذار نیز باید اطمینان دهد که مدارس برای تأمین هزینههای ضروری خود منابع کافی در اختیار دارند. اگر این دو ضرورت همزمان دیده شود، میتوان امیدوار بود که «ثبتنام» از یک دغدغه مالی به یک فرآیند شفاف، عادلانه و آرام برای خانوادهها تبدیل شود.
