شما نمرات فرزندتان را با سایر بچهها مقایسه میکنید؛ آن هم نه فقط با همکلاسیهایش! بلکه با بچههای همسایه، اقوام، دوستان و حتی تا دوران تحصیل خود و همسرتان هم پیش میروید. سپس تعیین میکنید که آیا موفقیتهای تحصیلی فرزندتان معمولی است، بهتر است یا عالی. سپس کودکی را انتخاب میکنید و به عنوان مرجع مقایسه به او متوسل میشوید تا برای فرزند خود ایجاد انگیزه کنید!
مثلاً: «ببین! ارزشیابی علوم دختر خالهات بسیار خوب شده» یا «پسر همسایه طبقه اولی، همون که با تو میاومد استخر، مدال طلای شنا گرفته» یا «از بچههای دیگه یاد بگیر، به جای اینکه همهاش سرت توی گوشی و پلیاستیشن باشه، از کلاسهات استفاده کن».
قطعاً شما قصد آسیب رساندن به فرزند خود را ندارید و دلسوزترین فرد برای او هستید. اما ناآگاهانه با این اظهارات کلامی به او ضرر میزنید.
چرا نباید بچهها را با هم مقایسه کنیم؟
مقایسه، یک دزد شادی است. برخی اظهارنظرها و مقایسههای ظاهراً بیضرر میتواند برای بچهها مضر باشد. در ادامه به تعدادی از آسیبهای مقایسه اشاره میکنیم:
۱) ایجاد استرس
اگر کودک مرتباً مقایسه شود، احساس فشار میکند. سپس تلاش میکند والدین خود را راضی کند و عدم توانایی در انجام این کار میتواند او را مضطرب کند. وظیفهی ما به عنوان والدین، این نیست که برای انجام کارها او را تحت فشار قرار دهیم و مضطرب و بیخوابش کنیم. بلکه اگر او دچار مشکلی شده و بر عملکردش تأثیر گذاشته، بنشینید و با او صحبت کنید و با هم راهحلهایی را طراحی و امتحان کنید.
۲) کاهش عزتنفس و احساس ارزشمندی
وقتی شروع به مقایسه میکنید، کودک باور میکند که دیگران از او بهتر هستند. در نتیجه با خود میگوید: «من عملکرد خوبی ندارم. نمیتوانم انتظارات والدینم را برآورده کنم. پس من پسر/دختر دوستداشتنی و ارزشمندی نیستم. من به اندازهی کافی خوب نیستم.» این احساس برای رشد شخصی و تحصیلی کودک بسیار مخرب است.
۳) پرهیز از حضور در اجتماع
اگر کودک شما به طور مداوم مورد مقایسه یا تمسخر قرار گیرد، از تعامل با دیگران و حتی همسالان خود اجتناب میکند. بنابراین به مرور تبدیل به فردی منزوی و گوشهگیر میشود.
۴) سرکوب استعدادها
کودکی را در نظر بگیرید که استعداد نقاشی دارد، ولی والدین آن را نادیده گرفته و او را به سمت دیگری مثل شنا سوق میدهند و تلاش میکنند با مقایسه با دیگران به او انگیزه بدهند. در چنین موقعیتی کودک دچار تعارض میشود. زیرا ممکن است برای جلب نظر والدین، استعداد نادیدهانگاشتهی خود را سرکوب کند و با بیمیلی شنا را ادامه دهد و در این زمینه هم موفقیتی کسب نکند.
۵) کاهش دغدغهمندی
اگر استعدادها یا موفقیتهای کودک به طور مداوم نادیده گرفته شود، ممکن است او دیگر حتی زحمت نکشد که توجه شما را جلب کند. زیرا شما به وضوح کودک دیگری را که موفقیتهای «مناسبتری» دارد، به او ترجیح میدهید. در نتیجه تبدیل به فردی بیدغدغه میشود که برای حل مسائل و پذیرش مسئولیتهای زندگی تلاشی نمیکند.
۶) فاصله گرفتن از والدین
واضح است که اگر کودک نسبت به خواهر و برادر، پسرعمو، دوستان یا همسایگان مرتباً مقایسه شود، آشکارا نتیجه میگیرد که برای شما فردی غیرقابلقبول است و شما از او ناراضی هستید. در نتیجه شما منبع آزار او میشوید و او سعی میکند فاصلهی خود با شما را حفظ کند. بنابراین ممکن است کودک احساس ناامنی کند و اعتماد خود را از دست بدهد. در نتیجه در دوران نوجوانی و بلوغ، مشکلات رفتاری و ناسازگاریهای بیشتری را تجربه خواهید کرد.
۷) افزایش رقابت بین خواهر و برادرها
یک مطالعهی جدید نشان میدهد که والدین باید مراقب مقایسهی فرزندان خود با یکدیگر باشند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که باورهای والدین در مورد فرزندان، ممکن است بر رشد آنها تأثیر بگذارد. برای والدین سخت است که تفاوتهای بین فرزندان خود را متوجه شوند یا به آنها فکر کنند، این امری طبیعی است. اما برای کمک به موفقیت همهی کودکان، والدین باید به جای مقایسه، بر شناخت نقاط قوت هر یک از فرزندان خود متمرکز شوند.
هنگامی که به جای تمجید ویژگیهای منحصربهفرد هریک از فرزندان، شروع به مقایسه میکنید، ممکن است فرزند شما مخفیانه شروع به نفرت از خواهر و برادر خود کند. این ممکن است او را به سمت رفتار پرخاشگرانه، دعوا و حتی ضرب و جرح یکدیگر سوق دهد. همچنین در حال انتقال این پیام هستید که کودکی دوستداشتنیتر است که کارها را بهتر انجام دهد و این موفقیت بچههاست که آنها را محبوب میکند، نه صرف وجودشان.
چطور از مقایسه کردن دست بکشیم؟
در حالی که ما در تمام مدت عمرمان مورد مقایسه قرار گرفتهایم، این رفتار تبدیل به یک عادت شده است. در نتیجه تغییر آن بسیار دشوار است. راهکارهای زیر کمک میکند تا مقایسه کردن را متوقف کنیم:
یک) نقاط قوت او را تحسین کنید
هرگاه کودک شما عملکرد مثبتی داشت و کارهای خود را به درستی انجام داد، او را تشویق کنید.
دو) او را فقط با خودش مقایسه کنید
هر فردی اجازه دارد خودش را فقط با خودش مقایسه کند. این بدین معنی است که اگر خواستید عملکرد تحصیلی، ورزشی، هنری و یا مهارتهای کودک را ارزیابی کنید، تواناییهای او را با تواناییهای خود کودک در گذشته مقایسه کنید.
مثلاً وقتی کودک از مدرسه برمیگردد و به شما میگوید که در درس ریاضی نمرهی ۱۸ گرفته، شما میتوانید دو عکسالعمل نشان دهید:
-
عکسالعمل غلط: «۱۸ شدی؟ علی (شاگرد اول کلاس) چند شد؟»
-
عکسالعمل صحیح: «۱۸ شدی؟ آفرین! نسبت به آزمون قبل یک نمره بیشتر شدی.»
اگر کودک نمرهی بهتری نسبت به قبل خود کسب نکرده، تلاش او برای آزمون را تحسین کنید. اما مقایسه نکنید. این کار باعث ایجاد اعتماد به نفس در او میشود.
گاهی فرزندان بعد از شنیدن این جملات خودشان دست به مقایسه میزنند. مثلاً: «آره من ۱۸ شدم ولی علی ۲۰ شد. من نتونستم ۲۰ بگیرم.» عکسالعمل درست والدین در این شرایط این است: کار خود را در آن لحظه رها کنید و کنار کودک بروید و به چشمهای او نگاه کنید و با لحنی آرام و مهربان نامش را صدا بزنید و بگویید: «شایان! من ازت میخوام که دیگه خودت رو با هیچ کس مقایسه نکنی! تو فقط اجازه داری عملکرد خودت رو با عملکرد قبلیات مقایسه کنی.»
سه) از کودک حمایت کنید
در بین صحبتهای خود با فرزندتان، از او بپرسید که آیا به کمک نیاز دارد تا از او حمایت کنید. به او اطمینان دهید که شما به عنوان والدین در انجام کارها او را حمایت خواهید کرد.
چهار) انتظارات واقعبینانه داشته باشید
اگر دخترتان استعداد نویسندگی دارد و میخواهد نویسنده شود، او را مجبور نکنید بهخاطر اینکه بیشتر اقوام شما مهندس هستند، این رشته را انتخاب کند. او ممکن است باهوش اما فاقد استعداد و علاقهی ریاضی باشد.
پنج) او را بدون قید و شرط دوست بدارید
اگر فرزند شما نتوانست نمرهی خوبی کسب کند، به او این احساس را ندهید که شما را ناامید یا شرمنده کرده است. همیشه از فرزند خود حمایت کنید. با او گفتگو کنید و او را به تمرین بیشتر تشویق کنید. همیشه از تلاشهای او قدردانی کنید. به او بگویید که او را همین طوری که هست، دوست دارید.
شش) الگو سازی کنید
اگر در نزدیکان خود فردی با ویژگیهای مثبت هست که دوست دارید فرزندتان صفات او را داشته باشد، میتوانید اینگونه عمل کنید. در حالی که فرزندتان صدای شما را میشنود، همسرتان را مخاطب قرار دهید و دربارهی ویژگیهای مثبت آن شخص صحبت کنید. معمولاً بچهها در این موارد شروع به تقلید آن ویژگیهای مثبت میکنند.
هفت) به او گوش دهید
اگر فرزندتان شکایت دارد که «شما همیشه طرف دیگری هستید» یا «همیشه از پسرعمو حمایت میکنید نه من»، پس به احساسات او توجه کنید، شاید اعمال شما – کلامی یا غیرکلامی – این احساسات را درون او ایجاد کرده است. در این مورد بیشتر دقت کنید.
جمعبندی
به خاطر داشته باشید، نه شما میتوانید یک مادر/پدر کامل باشید و نه فرزندتان میتواند یک پسر/دختر کامل در تمام زمینههای دانشگاهی، ورزشی یا اجتماعی باشد. همهی انسانها باید با چالشهای مختلفی روبرو شوند. اگر عمیق فکر کنید، دو فرزند شما در مجموعهی تواناییها و مهارتهایشان متفاوت هستند.
فقط به خاطر آنچه که هستند به فرزندان خود افتخار کنید و عشق خود را به آنها هدیه دهید. همانطور که ابتدای یادداشت گفتیم، مقایسه، دزد شادی است. بنابراین لذت کودکی فرزند خود را سرقت نکنید. به او فضایی برای رشد دهید.
