کد خبر: 26859
تاریخ انتشار: ۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۳
.

تجمعات شبانه‌ی ۱۷۰ شب‌گذشته، این روزها چهره‌ای تازه به خود گرفته است؛ چهره‌ای که در آن زنان، نقشی پررنگ‌تر از همیشه ایفا می‌کنند. اما این حضور گسترده، ریشه در چه عواملی دارد؟ تحلیل‌ها نشان می‌دهد که زنان پس از فراز و نشیب‌های بسیار، تجمعات را به‌عنوان بستری مؤثر برای کنشگری خود یافته‌اند؛ بستری که هم با هویت و خلقت آن‌ها سازگار است و هم در اندیشه‌ی رهبر انقلاب، مصداقی از جهاد در برابر تهاجم دشمن محسوب می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ وقتی به جنگ‌های تاریخ می‌نگریم، آنچه که بیش از هر چیز به چشم می آید، تصویری آمیخته با خشونت است؛ تصویری که عموماً هویتی مردانه دارد و در آن، زن و نقش‌آفرینی او کمتر به رسمیت شناخته شده است. حتی در جنگ‌هایی که زنان در آن نقش داشته‌اند، نقشآفرینی‌شان اغلب نسبتی درست و متناسب با هویت، شخصیت و وظیفه زن نداشته و بیش از آنکه از جایگاه حقیقی زن در جامعه و جهاد برخاسته باشد، واکنشی به اقتضائات و خلأهای ناشی از عدم حضور مردان بوده است. اما انقلاب اسلامی با بهره‌گیری از سیره پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع)، تعریفی متفاوت از حضور زن در میدان جنگ و جهاد ارائه می‌کند؛ تعریفی که زن را نه منفصل از عرصه نقش‌آفرینی می‌بیند و نه صرفاً ابزاری برای جبران خلأهای ناشی از عدم حضور مردان، بلکه برای او عرصه‌ای متناسب با هویت، شخصیت و خلقتش تعریف می‌کند؛ عرصه‌ای که در آن زن می‌تواند مسیر جهاد را به شیوه‌ای متناسب با وجود خویش دنبال کند و در ساحت‌های مستقیم و غیرمسقتیم به مصاف دشمن برود.

در دو جنگ اخیر، مسئله هویت‌یابی و نقش‌آفرینی فعال و مؤثر زنان را باید از مباحث مهم و قابل تأمل دانست؛ نقشی که هم باید با نیازها و ضرورت‌های جامعه و جنگ همخوانی داشته باشد و هم با هویت و خلقت زن تناسب پیدا کند. هویت‌یابی زنان در طول دوران جنگ رمضان، فراز و نشیب‌های متعددی را پشت سر گذاشته و اکنون در نقطه‌ای نسبتاً مناسب هرچند ناکافی قرار گرفته است.

در این میان، تجمعات شبانه و مطالبات خیابانی را می‌توان از اثرگذارترین نقاط در جنگ رمضان و پس از آن دانست؛ تجمعاتی که بیش از ۱۷۰ شب ادامه پیدا کرده و اکنون بخش قابل توجهی از جمعیت آن را زنان تشکیل می‌دهند. برای فهم چرایی این حضور، عوامل متعددی وجود دارد که در ادامه، متناسب با بحث، به چند مورد از آن‌ها پرداخته می‌شود.

مسئله نخست، یافتن نقطه مؤثر کنشگری است. زنان پس از تلاش‌ها و فراز و نشیب‌هایی که برای یافتن نقطه اثرگذاری واقعی، مؤثر و عملی طی کردند، تجمعات شبانه را به‌عنوان بستری مناسب برای حضور و اثرگذاری خود پیدا کردند؛ بستری که علی‌رغم فشارهای موجود، نه‌تنها با ساختار فکری و عملی زنان سازگار است، بلکه حضور فعال ایشان را نیز می‌طلبد و مورد تأکید و توجه خاص رهبر انقلاب نیز قرار دارد. از همین رو، توجه ویژه زنان به این میدان را نمی‌توان صرفاً تقلا برای یافتن یک نقطه اثر دانست؛ بلکه این حضور، در واقع تلاشی برای پر کردن یک خلأ و نقش‌آفرینی در نقطه واقعی است. می‌توان این حضور و کنشگری را، با این تلقی، در اندیشه رهبر انقلاب نوعی جهاد دانست؛ چرا که کنشی مؤثر در برابر جبهه‌ای از تهاجم دشمن است.

در کنار این مسئله، سازگارسازی سبک زندگی با شرایط جدید نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. با آغاز جنگ و شکل‌گیری تجمعات مردمی، ایجاد سبک زندگی جدید و وارد کردن نقش‌آفرینی‌ها به متن زندگی روزمره به ضرورتی جدی تبدیل شد؛ ضرورتی که بخش مهمی از آن بر عهده زنان قرار می‌گرفت. زنان به دلیل سازگارپذیری و همچنین نقشی که در شکل‌دهی شیوه زندگی در واحد خانواده و به تبع آن در جامعه دارند، می‌توانند در تغییر سبک زندگی و حتی فرهنگ جامعه مؤثرتر ظاهر شوند. نمود این تغییر را می‌توان در زندگی خود زنان نیز مشاهده کرد؛ به‌گونه‌ای که یکی از عوامل حضور پررنگ آنان در تجمعات، سازگارسازی سبک زندگی‌شان با تجمعات شبانه بوده است. شرکت در تجمعات و مطالبه‌گری به بخشی از برنامه روزانه آنان تبدیل شده و سایر ابعاد و فعالیت‌های روزمره نیز گاه با آن هماهنگ می‌شوند.

با این حال، مسئله تنها سازگار شدن بخشی از جامعه با این شرایط نیست؛ بلکه همگانی‌سازی این سبک زندگی در ایام جنگ و پس از آن نیز اهمیت دارد. این روند تا حدودی به‌خوبی پیش می‌رفت، اما به مرور کمرنگ شد و نتوانست همراهی عمومی همه اقشار را به همراه داشته باشد. ایجاد بسترهایی برای حضور، بازی و نگهداری کودکان و همچنین فراهم‌سازی امکاناتی برای سالخوردگان و افراد کم‌توان، از جمله اقداماتی بود که می‌توانست به تحقق این هدف کمک کند. البته مسئله صرفاً به امکانات و بسترهای فیزیکی محدود نمی‌شود؛ نقش زنان در همراه‌سازی خانواده و انتقال مفاهیم و ارزش‌ها برای حضور کودکان و مردان و همچنین جهت دهی فضای فکری و فرهنگی خانواده نیز از جمله اقداماتی بود که می‌توانست به عمومیت‌بخشی این حضور و تبدیل آن به سبک زندگی همه اقشار جامعه کمک کند.

وجه دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، رادیکالیزم و آرمان‌خواهی موجود در تجمعات است. نمی‌توان به‌صورت تک مولفه‌ای تعیین کرد که آیا حضور گسترده بانوان عامل آرمان‌خواهی زیاد است یا آرمان‌خواهی سبب حضور پررنگ‌تر خانم‌ها شده است؛ چرا که تحلیل این مسئله ابعاد عمیق‌تر و چندوجهی دارد و پرداختن کامل به آن مجال بیشتری می‌طلبد. با این حال، در سطحی کلی، همبستگی میان این دو موضوع را می‌توان به‌وضوح در تجمعات مشاهده کرد.

ریشه بخشی از این آرمان‌خواهی را می‌توان در ویژگی‌های شخصیتی زنان جست‌وجو کرد؛ زنانی که عموماً به علت عدم ورود به مناصب مدیریتی کلان و همچنین عدم قرار گرفتن در موقعیت اتخاذ تصمیماتی که ممکن است مصالح جمعی را به‌صورت گسترده به تحت تاثیر قرار دهد، از مصلحت‌سنجی کمتری برخوردارند. البته نباید از این گزاره چنین برداشت کرد که آرمان‌خواهی با واقع‌نگری در تضاد است یا مناصب مدیریتی ذاتاً به محافظه‌کاری منجر می‌شوند. مسئله این است که دستگاه معرفتی و شناختی انسان، متناسب با مسائلی که با آن مواجه می‌شود، دچار تغییر می‌شود و اگر فرد در این تغییرات از شناخت واقعی مبتنی بر معارف اسلامی برخوردار نباشد، می‌تواند به محافظه‌کاری و گمراهی وی منجر شود. طبیعتاً فردی که در چنین موقعیت‌هایی قرار نمی‌گیرد، از بخشی از آسیب‌های ناشی از آن مصون می‌ماند.

از همین منظر، افرادی که در نقاط حساس تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند، اگر از پشتوانه معرفتی قوی و عمیقی برخوردار باشند، در مواجهه با مسائل از چارچوب نظام توحیدی خارج نمی‌شوند و مبتنی بر آن تصمیم می‌گیرند؛ اما اگر دچار ضعف عقیدتی یا خلأ فکری باشند، ممکن است آرمان‌خواهی خود را به بهانه مصلحت سنجی به محافظه‌کاری تبدیل کنند. بر مبنای همین فرض، زنان که در مناصب مدیریتی کمتری حضور دارند، دستگاه معرفتی‌شان قرابت بیشتری با دستگاه معرفت توحیدی دارد. البته این مسئله صرفا مربوط به مناصب مدیریتی کلان کشور نیست بلکه سبک زندگی و نظام مسائلی که انسان در طول حیات با آن درگیر است از جمله نقش او در خانواده و همچنین نقش اجتماعی او نیز در این امر اهمیت بسیاری دارد.

در نهایت، تجمعات را نباید صرفاً بستری برای طرح مطالبه و فشار اجتماعی دید. این فضا می‌تواند به بستری مؤثر برای انتقال آرمان‌خواهی، از طریق ساحت تربیتی زنان، به نسل‌های آینده تبدیل شود و نسلی از انسان‌ها را تربیت کند که هم از پشتوانه آرمان‌خواهی مناسبی برخوردار باشند و هم به نیروهایی فعال و کنشگر در عرصه‌های مختلف بدل شوند. از این رو، باید تجمعات را فراتر از یک دستگاه مطالباتی صرف، به دستگاهی برای انسان‌سازی تبدیل کرد؛ دستگاهی که درون آن، ضمن جهت‌دهی به جامعه و تصمیمات حکومت، بستری برای تربیت نیروهای فعال و در عین حال تا بن دندان معتقد به جمهوری اسلامی و آرمان‌های آن فراهم شود.

*یادداشت از محمدرضا فاضلی، فعال سابق دانشجویی دانشگاه امیرکبیر

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =

آخرین‌ها